حال اینکه در بسیاری از مواقع نیز بوده و هستند کسانی که افراد و جریاناتی که تعریف خاص خود را از منافع ملی داشتهاند و به عبارت دیگر آنطور که خواستهاند بر مبنای اهداف و منویات خود منافع ملی را تعریف کردهاند و از قضا همه را به رعایت آنچه تحت این عنوان منافع ملی خواندهاند دعوت میکنند. این در حالی است که منافع ملی مفهومی نیست که قرائتهای مختلفی بردارد و هر کسی از ظن خود برای آن تعریفی جداگانه و باب طبع ارائه دهد؛ لذا در تعریفی واحد منافع ملّی به مجموعه اهداف، نیازها و ارزشهایی گفته میشود که بقای دولت-ملت، حاکمیت قانون، تمامیت ارضی کشور، امنیت شهروندان، رفاه اقتصادی، حفظ ارزشهای ملی تاریخی فرهنگی و ارزشهای بنیادین و جایگاه بینالمللی کشور را تأمین میکند. به بیان دیگر در مفهوم منافع ملی کشور و ملت در راس همه تصمیمگیریها، راهبردها و سیاست گذاریها قرار دارند و همه ارکان حکومت باید بر مبنای تأمین بیشترین فایده برای کشور و ملت و جلوگیری از رسیدن کوچکترین آسیبی به آنها تلاش کند. با این تعریف میتوان به تحلیل شرایط فعلی کشور و جامعه پرداخت. اینکه امروز در چه جایگاهی به لحاظ منطقهای و بینالمللی قرار داریم و در مسیر کسب منافع ملی باید چه اقداماتی صورت گیرد. در همین راستا دو دیدگاه وجود دارد. نخست؛ دیدگاهی که معتقد به دیپلماسی و مذاکره با طرف مقابل و کسب منافع ملی از این مسیر است و دوم؛ رویکردی که معتقد به کسب منافع ملی از مسیر جنگ و مقاومت است که هر کدام ادله خود را برای کسب هرچه بهتر منافع ملی از مسیر خاص خود مطرح میکنند، اما آنچه باعث میشود بهترین روش برای کسب منافع ملی اتخاذ شود نوعی همگرایی یا اشتراک نظر میان این دو دیدگاه است که باید بدان پرداخت.
* نقشه جایگزین چیست؟
معمولا برای رسیدن به اشتراک نظر یا دیدگاه میان دو جریان یا چند شخص با رویکردهای متفاوت باید ابتدا مبنای قضیه را که همه آن را پذیرفته و بر آن متفقالقول هستند در نظر گرفت و بر پایه آن سایر مسائل را پیش برد. در شرایط حاضر آنچه میان همه طرفین با انواع دیدگاهها پذیرفته شده مفهوم ایران و حفظ تمامیت ارضی کشور است که همه بر آن اذعان دارند. حال در قدم بعدی باید بدین مساله پرداخت که نوع نگاه هر یک از طرفین به کسبب منافع ملی چگونه است و چه پلانهایی را برای این مهم در نظر دارند. دولت، جریان حامی و اکثریت جامعه بر این عقیدهاند که میتوان از مسیر مذاکره و دیپلماسی به کسب منافع ملی آن هم در شرایط حساس کنونی پرداخت. اما با این قید که اگر به هر دلیلی از طریق مذاکره و دیپلماسی آنچه مدنظر بود حاصل نشد پلن و روش دوم این است که به سمت استفاده از میدان و قدرت نظامی حرکت کرد تا از این طریق و برنامههای پیش رو منافع ملی تامین شود، اما جریان دیگر مذاکره و دیپلماسی را مساوی با وادادگی میداند؛ لذا صرفا یک پلن یا روش را در دست دارد و بر آن تاکید میورزد که مقاومت و جنگ است. صحبت این است که جریان موافق این دیدگاه چه پلن جایگزینی برای جنگ دارند و قرار است جنگ تا کجا ادامه پیدا کند یا به بیان دیگر حد یقف جنگ کجا است؟ جریان نخست دوگانه خود را برای مواجهه با دشمن در جهت کسب منافع ملی مشخص کرده است. به نظر میرسد اگر جریان دوم نیز روش دومی برای نوع مواجهه خود برگزیند با تجمیع این رویکردها و تاکید بر اشتراکات آنها بتوان رویکرد واحد و ثابتی را در جهت مواجهه با دشمن در جهت کسب حداکثر منافع ملی اتخاذ کرد و همه را نیز به حمایت از این رویکرد واحد فراخواند.
* پیمان و مذاکره
رئیسجمهور دورههای یازدهم و دوازدهم، توطئه اخیر ترامپ برای جنگ جدید اقتصادی علیه ایران را محکوم به شکست دانست و گفت: باز هم با همت، ایستادگی و مقاومت مردم، دولت و کشور ما در برابر این توطئه تسلیم نخواهد شد و من تردید ندارم بسیاری از کشورهای دنیا هستند که در برابر ترامپ ایستادگی خواهند کرد و با ایران مبادلات خودشان را ادامه میدهند. حجتالاسلام حسن روحانی با انتقاد از ایجاد دوقطبیهای بیاساس و نادرست در جامعه گفت: یکی فکر میکند اگر از دیپلماسی حمایت کند، معنیاش این است که نمیخواهد از نیروهای مسلح حمایت کند. مگر اینها با هم منافات دارند؟ نیروی مسلح برای کشور کار میکند، دیپلماسی هم برای کشور کار میکند، موشک هم برای کشور کار میکند. اصلاً اینها اگر با هم نباشند، مسأله حل نمیشود. وی افزود: اگر میخواهیم امروز دیپلماسی ما به جلو حرکت بکند، باید همه بخشها در کنار دیپلماسی باشند. دیپلماسی وقتی موفق است که طرف مقابل حس کند که کل ملت ایران، پشت سر این آقایان است. حالا هر که میخواهد مذاکره کند. هر که مسئول مذاکره است، فرق نمیکند، همه باید پشت سر آنها باشیم. کما اینکه پشت سر نیروهای مسلح هم باید باشیم، فرق نمیکند. همه احساس کنند نیروی مسلح مال خودشان است. این جنگ مال خودشان است. مقاومت و ایستادگی مال خودشان است. روحانی با بیان اینکه جنگ باید عزتمندانه پایان بپذیرد، افزود: ما باید طبق نظر اکثریت قاطع مردم جنگ را عزتمندانه پایان بدهیم تا بتوانیم کشور را بسازیم تا جوان ما به آینده کشور خودش امیدوار شود. یک اقلیت که حالا بوق و بلندگو در دست آنهاست و دارند سروصدا میکنند، اینها غیر از اکثریت جامعه ما هستند. اکثریت را ما میتوانیم به راحتی تشخیص بدهیم. بههرحال، امروز در شرایطی هستیم که البته باید خودمان را برای دفاع آماده کنیم. دشمن ممکن است سر فرود نیاورد. ممکن است دشمن نیاید پای میز مذاکره، حالا این بحث دیگری است و در آن شرایط ما باید ایستادگی کنیم. رئیسجمهور پیشین تأکید کرد: اسوه و الگو باید اخلاق، راه و دستورات و شیوه حکمرانی پیامبر باشد. آن پیغمبری که اساس حکومتش را بر پیمان نهاد. ظاهراً بعضیها از پیمان بدشان میآید؛ از مذاکره بدشان میآید. میگویند هرچه گفتیم طرف مقابل باید تسلیم محض ما باشد. البته اگر شدنی باشد خوب است، اما اگر نشد چه؟ تا چه زمانی باید ادامه بدهیم؟ اول چارچوب اهداف ملی برای خودمان روشن باشد و بعد هم عرضه کنیم به مردم. بگوییم مردم! قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم خیلی هم خوب است برویم ادامه بدهیم، اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند، آیا ما نمیخواهیم بپذیریم؟ وی تصریح کرد: اگر میخواهیم امروز دیپلماسی ما به جلو حرکت کند، باید همه بخشها در کنار دیپلماسی باشند. دیپلماسی وقتی موفق است که طرف مقابل حس کند که کل ملت ایران، پشت سر این آقایان است. حالا هر که میخواهد مذاکره کند. هر که مسئول مذاکره است، فرق نمیکند، همه باید پشت سر آنها باشیم. کمااینکه پشت سر نیروهای مسلح هم باید باشیم، فرق نمیکند. نیروهای مسلح ما هم شبانهروز فداکاری میکنند، تلاش میکنند و حتی باید با همهٔ توان به کمک آنها بشتابیم.