در شرایطی که آمریکا تحریمهای جدیدی علیه ایران وضع کرده پرسش این است که شرقیها چه میزان حاضرند پشت ایران بایستند و هزینه بدهند؟ در همین راستا برای بررسی سیاست نگاه به شرق ایران و نوع موضعگیری شرقیها در خصوص ایران «آرمان ملی» با حشمتا... فلاحتپیشه تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*حضور ایران در اجلاس شانگهای و تاثیر آن بر بهرهگیری اقتصاد ایران و حمایت از کشورمان را چگونه ارزیابی میکنید؟
دو اتفاق یکی در آمریکا و یکی هم در قرقیزستان صحنه رقابت ۲ عرصه جهانی را نشان داد. آنچه که در آمریکا بود بخشی از رقابت هژمونی جهانی یا نماد جهانی شدن بود که در روزهای دوشنبه و سهشنبه تحت عنوان گروه ۲۰ یا جی ۲۰ شکل گرفت و در سمت دیگر در شانگهای یک الگوی منطقهگرایانه داشتیم. یعنی اگر در آمریکا جهانی شدن را داشتیم در قرقیزستان یک الگوی نومنطقهگرایانه را شاهد بودیم. سازوکارهای نومنطقهگرایانه مثل بریکس و شانگهای سازوکارهایی است که برای تقویت توان چانهزنی کشورهایی شکل میگیرد که معتقدند روندهای جهانی شدن شبیه گروه۲۰ که در راس آن آمریکا قرار دارد، روندی است که منافع آنها را نمیبیند. در چنین شرایطی آنچه که رقابت شانگهای و جی۲۰ را جدی کرد موضوع ایران بود. آقای اسکات بسنت سعی کرد که ایران را به مسئله نشست تبدیل کند و اولین کاری هم که کرد این بود که گروه اروپایی را جدا کرد و یک بیانیه مبنی بر حمایت از طرح طرد اقتصادی ایران دادند. در سمت دیگر هم آقای پزشکیان و عراقچی سعی کردند بهگونهای حمایت کشورهای شانگهای را جلب کنند که من معتقدم برخلاف طرف آمریکایی که با یک راهکار عملیاتی وارد جی ۲۰ شد طرف ایرانی میتوانست راهکار قدرتمندتر و شفافتری داشته باشد که وقتی آقای عراقچی میگوید آقای پزشکیان در دیدارها درباره تفاهمنامه اسلامآباد صحبت و دفاع میکرد، پاسخ آن در نشست و یا در بیانیه پایانی و حتی در دیدگاه قدرتهای شرقی که محور شانگهای را شکل میدهند، خود را نشان میداد. شاید چنین فقدانی را بتوان به این ربط داد که سازوکارهای نومنطقهگرایانه مثل شانگهای دنبال ایجاد چالش جدید نیستند. یعنی بیشتر دنبال تقویت توان چانهزنی خود با جریان جهانی شدن و حتی آمریکا هستند و وارد چالشهایی مثل چالش ایران نمیشوند. این واقعیت دنیای امروز است که با درک آن نباید از ظرفیت شانگهای و بریکس فقط استفاده تبلیغاتی شود. یعنی در کنار تبلیغات گستردهای که درباره عضویت در شانگهای و بریکس ایجاد شد، لازم بود به این مساله هم به شکل موثرتری اندیشیده شود تا از امکانات این گروهها استفاده بهتری صورت گیرد و اگر چنین میشد احتمالا از یکصد میلیارد دلار سرمایه صندوق بریکس برای کارهای توسعهای میشد بهرهمند شد. هنوز این اتفاق نیفتاده و در شانگهای هم هنوز اقدام عملی صورت نگرفته و هنوز اعضای شانگهای نتوانستهاند در چالشی که آمریکا علیه ایران ایجاد کرده از ایران حمایت کنند. من معتقدم نوع موضعی که در قبال مذاکره گرفته میشود، نشان دهنده مسیر طی شده است. طرف آمریکایی موضعی گرفت تا کشورهای اروپایی را همراه کند. یعنی قبلا میگفت هدف از هر فشار اقتصادی فروپاشی ایران است این بار گفت هدف ایجاد تغییر سیاسی در ایران است برای اینکه موضع کشورهای اروپایی را جلب کند. در سمت دیگر هم میشد همین ابتکارها را فعال کرد. اینکه چنین اتفاقی نیفتاد احتمالا به گذشته برمیگردد و نوع مواجهه با عضویت در شانگهای و بریکس که بیشتر تبلیغاتی دیده شد تا عملیاتی.
* تصور میکنید ایران تا چه میزان میتواند منافع خود را از کنار کشورهای شرقی تامین کند؟
نگاه به شرق نباید یکسویه باشد و لازم است چین و روسیه هم وارد مسیری شوند که انتظارات ایران را برآورده کنند و نگاه راهبردی به ایران داشته باشند. این موضوع هم در طول جنگ خود را نشان داد و هم در شرایط تحریم اقتصادی. مساله این است که در شرایط طرد اقتصادی اگر اعضای شانگهای به ویژه قدرتهای شرقی مثل چین و روسیه ایران را برای رهایی از این وضعیت کمک کنند آن زمان میتوان گفت که نگاه به شرق نتایج خود را نشان داده است. در غیر این صورت به همان میزانی که حمایت مورد انتظار دیده نمیشود میتوانیم برای بهتر شدن این سیاست بازنگری کنیم.
*از نگاه شما قدرتهای شرقی تا چه میزان پشت ایران ایستادگی کرده و بابت حمایت از ایران در قبال آمریکا هزینه و تضمین میدهند؟
اصلا بحث تضمین نیست. من معتقدم که کشورها نمیتوانند بین ایران و آمریکا به سادگی ایران را انتخاب کنند. چون حتی در شانگهای هم آن چیزی که مطرح است؛ میزان سود اقتصادی است. مثلا قدرت اقتصادی مثل چین مناسبات اقتصادی خود را در اولویت قرار میدهد و نگاهی به تفاوتها نوع مواضع آنها را روشن میکند. از مقایسه مناسبات چین با ایران و دیگر کشورها خیلی ساده میتوان نگاه چینیها را درک کرد که حاضر نیستند به راحتی خود را دچار چالش کنند. آنهم چالشی که سودی برای آنها نداشته باشد. ممکن است کسانی با تحلیلهای کلی این واقعیتها را پس بزنند ولی نمیشود این واقعیتها را نادیده گرفت.