بخش قابلتوجهی از مبادلات ایران، از صادرات انرژی گرفته تا واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه و اقلام مورد نیاز تولید، از مسیرهایی انجام میشود که هرگونه تنش در آنها میتواند هزینه، زمان و ریسک جابهجایی کالا را افزایش دهد. در چنین شرایطی، نگاهها بیش از گذشته به سمت شمال کشور، بنادر دریای خزر، راهآهن، جادههای ارتباطی و ظرفیت کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا معطوف شده است که از یک سو میتواند بخشی از فشار واردشده بر کریدورهای جنوبی را کاهش دهد و از سوی دیگر، ایران را به بازارهای روسیه، آسیای میانه، کشورهای اوراسیا و... متصل کند. اما پرسش اصل این است که آیا زیرساختهای موجود در شمال ایران برای پاسخگویی به نیازهای جدید تجارت خارجی کشور کافی است؟ آیا شبکه ریلی، جادهای، بندری و ناوگان حملونقل ایران توان آن را دارد که در صورت تداوم اختلال در مسیرهای جنوبی، بخشی از بار تجاری کشور را به سمت کریدور شمال ـ جنوب و مسیرهای اوراسیایی هدایت کند؟
ظرفیت ترانزیتی شمال ایران
به گزارش «آرمان ملی»، کامبیز میرکریمی، عضو هیاتمدیره اتاق بازرگانی ایران و روسیه، با اشاره به افزایش فشار بر شبکه لجستیکی کشور، معتقد است تغییرات همزمان در مناسبات منطقهای، جنگ روسیه و اوکراین و مشکلات ایجادشده در خلیج فارس، اهمیت مسیرهای شمالی ایران را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است و بازارهای شمالی ایران اکنون در مرکز توجه فعالان اقتصادی قرار گرفتهاند. قطعاً این بازارها فقط به معنای مقصد صادراتی برای کالاهای ایرانی نیستند، بلکه میتوانند در قالب مسیرهای ترانزیتی، ایران را به کشورهای آسیای میانه، روسیه، چین و دیگر کشورهای شرق آسیا متصل کنند. در واقع، موقعیت جغرافیایی ایران این امکان را فراهم میکند که کالاها از مسیرهای مختلف وارد کشور شده و پس از عبور از شبکه حملونقل داخلی، به بازارهای شمالی و شرقی منتقل شوند.
تابآوری شبکه لجستیکی
او افزود: این ظرفیت البته در شرایطی اهمیت پیدا کرده که فشار بر شبکه لجستیکی کشور افزایش یافته است. در وضعیت فعلی تقاضا برای خدمات حملونقل رشد کرده و این افزایش تقاضا تنها به یک بخش محدود نمیشود، بلکه نفتکشها، کامیونها، کانتینرها و دیگر تجهیزات حملونقل را دربرمیگیرد. علاوه بر این، شرکتهای ترابری با تلاش برای پاسخگویی به نیازهای جدید، با افزایش هزینههای عملیاتی، دشواری تأمین ناوگان و محدودیت زیرساختهای موجود مواجه هستند. او عدم توسعه متناسب مسیرهای جادهای و ریلی را از مشکلات کنونی دراین بخش ذکر و بیان کرد: با وجود به اینکه در سالهای گذشته موضوع ایجاد و توسعه برخی مسیرهای جدید برای تجارت و فعالیتهای اقتصادی مطرح بوده، اما آنگونه که باید به این ظرفیتها توجه و سرمایهگذاری نشده است. اکنون تغییر شرایط منطقهای موجب شده توجه به این مسیرها افزایش یابد، اما توسعه زیرساختها نیازمند برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری مستمر است و نمیتوان انتظار داشت شبکهای که طی سالها با کمبود منابع مواجه بوده، در مدت کوتاه پاسخگوی جهش ناگهانی تقاضا باشد. میرکریمی اضافه کرد:در این شرایط، توسعه کریدور شمال ـ جنوب به یکی از مهمترین اولویتهای تجارت خارجی ایران تبدیل شده است. این کریدور میتواند با اتصال بنادر جنوبی ایران به بنادر شمالی و سپس کشورهای روسیه و آسیای میانه، بخشی از مسیرهای سنتی تجارت را کوتاهتر و متنوعتر کند. از سوی دیگر، در شرایطی که برخی مسیرهای غربی روسیه به دلیل جنگ اوکراین با محدودیت یا اختلال مواجه شدهاند، مسیرهای عبوری از ایران اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. به بیان دیگر، تحولات ژئوپلیتیکی، اگرچه هزینهها و فشارهای جدیدی ایجاد کرده، اما همزمان فرصتهایی را نیز برای ایران به وجود آورده است؛ فرصتهایی که در صورت آماده نبودن زیرساختها، ممکن است به سود رقبای منطقهای تمام شود.
پیششرط تقویت مبادلات
عضو هیاتمدیره اتاق بازرگانی ایران و روسیه بر ضرورت شکلگیری یک بسیج ملی در حوزه لجستیک تأکید کرد و گفت: منظور از این بسیج، فقط افزایش تعداد کامیون یا توسعه یک بندر نیست، بلکه مجموعهای از اقدامات هماهنگ در حوزههای مختلف باید انجام شود. افزایش تعداد کامیونها، تانکرها و کانتینرها، نوسازی ناوگان، ارتقای ظرفیت پایانههای مرزی، تسهیل فرآیندهای گمرکی، هماهنگی میان دستگاههای مسئول و توسعه خطوط ریلی، اجزای اصلی این برنامه هستند، چراکه در صورت نبود چنین هماهنگیای، حتی اگر تقاضای تجاری و بازار مناسب وجود داشته باشد، امکان استفاده کامل از ظرفیتهای ترانزیتی ایران فراهم نخواهد شد وفعال اقتصادی ممکن است برای انتقال کالا از مسیر ایران تمایل داشته باشد، اما اگر با معطلی در مرز، کمبود کامیون، محدودیت کانتینر، نبود امکانات بندری یا افزایش پیشبینیناپذیر هزینهها مواجه شود، مسیرهای جایگزین را انتخاب خواهد کرد. در بازار ترانزیت، سرعت، هزینه و اطمینان سه عامل تعیینکننده هستند و هر کشوری که بتواند این سه مؤلفه را بهتر تأمین کند، سهم بیشتری از تجارت منطقهای به دست خواهد آورد.
افزایش مبادلات ریلی
میرکریمی در ادامه به فعال بودن ارتباط ریلی ایران با کشورهای آسیای میانه پرداخت و گفت: در این مسیر قطارها بهصورت هفتگی تردد داشتهاند و حتی بخشی از امور مربوط به عبور و مدارک مسافران و فعالان اقتصادی از طریق راهآهن انجام میشده است. این موضوع نشان میدهد که ظرفیت ارتباط ریلی با آسیای میانه و کشورهای شمالی، موضوعی صرفاً نظری نیست، بلکه در عمل نیز مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال، افزایش حجم مبادلات نیازمند ارتقای ظرفیت همین شبکه و رفع گلوگاههایی است که در مسیرهای ریلی و جادهای وجود دارد. او توضیح داد: البته فعال بودن مسیر به معنای پایین بودن هزینهها نیست، چراکه رشد تقاضا، افزایش ریسکهای منطقهای، تغییر مسیرهای تجاری و محدودیت ناوگان، همگی میتوانند هزینه نهایی انتقال کالا را افزایش دهند. این افزایش هزینه در نهایت بر قیمت کالا، توان رقابتی صادرکنندگان و هزینه تأمین مواد اولیه اثر میگذارد. بنابراین، توسعه مسیرهای شمالی تنها با ایجاد یک مسیر جغرافیایی جدید محقق نمیشود، بلکه باید به کاهش هزینه و افزایش قابلیت پیشبینی تجارت نیز منجر شود.
توسعه تجارت با اوراسیا
عضو هیات مدیره اتاق بازرگانی ایران و روسیه معتقد است: سه تحول مهم بهصورت همزمان بر وضعیت کنونی اثر گذاشتهاند. نخست، آغاز تجارت آزاد میان ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا که امکان گسترش مبادلات و کاهش برخی موانع تجاری را فراهم کرده است. همچنین جنگ روسیه و اوکراین که مسیرهای غربی روسیه را با محدودیت مواجه کرده و مسیرهای جایگزین را در کانون توجه قرار داده است؛ و در ادامه بروز مشکلات و افزایش نااطمینانی در خلیج فارس و دریای عمان که اهمیت کریدورهای شمالی و مسیر شمال ـ جنوب را افزایش داده است که در نهایت باعث شده تا آنگونه که باید و شاید نتوان از این ظرفیتهای به طور کامل استفاده کرد و قطعاً در صورت توجه ویژه میتوان بخشی از خلاهای ایجاد شده در نتیجه شرایط تنگه هرمز را از این منطقه در شمال کشور جبران کرد. او افزود: این سه تحول، توازن پیشین در تجارت و حملونقل را تغییر دادهاند. پیش از این نیز صادرات و واردات از مسیرهای مختلف انجام میشد، اما حجم کالاها و میزان تقاضا به اندازه امروز نبود. اکنون با افزایش نیاز کشور به انتقال کالا و همزمان افزایش تمایل کشورهای منطقه برای استفاده از مسیر ایران، فشار بیشتری بر شرکتهای ترابری وارد شده است. این شرکتها تلاش میکنند ظرفیتهای موجود را به کار بگیرند، اما بدون سرمایهگذاری جدید، امکان پاسخگویی پایدار به این نیاز وجود ندارد. میرکریمی تاکید کرد: در مجموع، شمال ایران ظرفیت آن را دارد که به یکی از محورهای اصلی تجارت منطقهای تبدیل شود، اما این ظرفیت هنوز با شرایط مطلوب فاصله دارد. بنادر شمالی، شبکه ریلی، جادههای ترانزیتی و موقعیت ایران در مسیر اتصال روسیه و آسیای میانه به آبهای جنوبی، مزیتهایی مهم و راهبردی هستند. با این حال، استفاده از این مزیتها نیازمند تصمیمگیری سریع، سرمایهگذاری هدفمند و هماهنگی میان دولت و بخش خصوصی است. وی یادآور شد: اختلال در مسیرهای جنوبی میتواند برای ایران یک هشدار جدی باشد، اما در عین حال فرصتی برای بازنگری در الگوی تجارت خارجی کشور نیز به شمار میرود. ایران نمیتواند تمام تجارت خود را به یک منطقه یا یک مسیر خاص وابسته نگه دارد. توسعه همزمان مسیرهای جنوبی، شمالی و شرقی، تقویت ارتباط با کشورهای اوراسیا و افزایش ظرفیت لجستیکی، لازمه کاهش آسیبپذیری تجارت خارجی است. در این میان، شمال کشور میتواند بخشی از این راهحل باشد؛ مشروط بر آنکه از یک ظرفیت بالقوه به یک شبکه واقعی، منظم و رقابتی برای تجارت و ترانزیت تبدیل شود.