حشمتا... فلاحتپیشه، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: در نظامات سیاسی بینالمللی از بین فاصله یادداشت تفاهم تا توافقنامه باید ببینیم چه عوامل نگهدارنده و چه عوامل بازدارندهای وجود دارند. میزان نقش این عوامل است که امکان یا عدم امکان تبدیل تفاهمنامه یا یادداشت تفاهم به توافق را نشان میدهد، اما به نظر میرسد سه عامل مثبت و سه عامل منفی وجود دارد که در زورآزمایی و شاخصها مصادیق مثبت و منفی است و بر پایه آن میتوان پیشبینی کرد چه اتفاقی خواهد افتاد.
اولین عامل مثبت اقتصاد جهانی است. اقتصاد جهانی همانطور که واکنش بسیار منفی به جنگ با ایران نشان داد واکنشش به یادداشت تفاهم نیز شدت مثبت بود. چنانکه بسیاری از بورسهای دنیا کانالهای سه ماه گذشته خود را پس گرفتند و دنیا به سختی حاضر است که به جنگ برگردد. دنیایی که در مذاکرات مسقط و ژنو بیتفاوت بود و ماحصل بیتفاوتی خود را در شکست و رکود اقتصادی دنیا دید، الان بیتفاوت نخواهد بود و سعی میکند با لابی و حتی فشار به ایران و آمریکا این تفاهم را به توافق برساند.
عامل مثبت دوم کشورهای عرب منطقه هستند که در طول دوران مدرنیته و در طول دوران توسعه خود، چنین بحرانی را ندیده بودند. یعنی یکی از اشتباهات راهبردی اعراب مقایسه جنگ ایران و آمریکا با جنگ عراق و آمریکا بود ولی این جنگ نشان داد که ایران ۳۰ سال روی تنگه هرمز سازوکارهای دفاعی خود را تمرین کرده بود و جنگ منطقهای شد. در حالی که پس از جنگ بلافاصله خیلی از شاخصهای اقتصادی این کشورها ارتقا پیدا کرد و بیش از همه هم تلاش کردند که این تفاهم شکل بگیرد.
عامل مثبت سوم دولتهای ایران و آمریکا هستند. آمریکاییها میدانند که جنگ فرسایشی چیزی جز دام برایشان نبوده است. در ایران هم وجود مشکلات اقتصادی باعث شد که طیف طرفدار جنگ به شدت تضعیف شود، اما سه عامل منفی هم وجود دارد که میتواند مانع از تبدیل تفاهم به توافق شود. اولین عامل وضعیت نبرد اوکراین است. طبیعی است که روسیه علاقهای ندارد که تحریمها و تکجنگ دنیا روی این کشور بار شود. روسیه تلاش میکند به یک برنامه روشن برای پایان جنگ اوکراین دست یابد.
صحبتهای آقای ترامپ مبنی بر بازگرداندن تحریم نفتی روسیه، معنای روشنی دارد و روشن است که روسها تلاش خواهند کرد از ایجاد چنین فضایی جلوگیری کنند. در منطقه مهمترین عامل منفی اسرائیل است. اسرائیلیها با این هدف به لبنان حمله میکنند که اهدافشان را در موافقتنامههای آینده بگنجانند. از طرفی میدانند ایران زیر بار موضوع موشکی نمیرود و امیدوار هستند که تفاهمنامه را به شکست بکشانند. اگر ایران و آمریکا توافق را امضا کنند عوامل داخلی سرزمینهای اشغالی باعث شکست نتانیاهو و پایان سیاست اقدامات تهاجمی در لبنان خواهد شد و به همین دلیل نباید احساسی عمل کرد. اما عامل منفی سوم افراطیون در ایران و آمریکا هستند.
در آمریکا افراطیون بیشتر در لابی آیپک و برخی جریانات طرفدار جنگ هستند که دولت آمریکا میتواند از آنها گذر کند، اما در ایران افراطیون و تندروهایی هستند که طرفدار جنگ بودهاند، اما این جنگ نشان داد که هیچ مسئولیتی را در قبال تبعات جنگ نمیپذیرند. تنها قهرمانان جنگ همین جوانانی بودند که پای لانچرها و پدافندها تلاش کردند. اگر توافق شکل بگیرد این جریانات تضعیف خواهد شد.
تندروها هرچه در مورد حقوق ملت میگویند، به هیچ وجه با واقعیت سازگار نیست و آنها دنبال حفظ منافع خود هستند. در عین حال چیزی که احتمال رسیدن به توافق را بیشتر میکند این است که سه عامل اول نقاط روشنتری دارند که در اقتصاد دنیا و منطقه، در آرامش نسبی خود را نشان میدهد.