کافی است نگاهی به اقدامات این جریان در ماجرای توافق هستهای ۲۰۱۵ موسوم به برجام بیندازیم تا ببینیم این جریان در آن زمان چه اقدامات و تحرکاتی در جهت تقابل و تخریب دولت، تیم مذاکره کننده و وزیر خارجه انجام داد. تندروها که حتی در سیاست خارجی نیز الگوی «نباید» و «نمیشود» را دستور کار قرار دادهاند پس از مذاکرات (یا به گفته دکتر ولایتی بیانیه خوانی) بیحاصل مغز متفکرشان یعنی سعید جلیلی و وضع تحریمهای مختلف شاهد روی کار آمدن دولت حسن روحانی بودند که برخلاف آنها زبان دنیا را بلد بود و بر همین اساس نیز تیم مذاکرهکننده هستهای ایران به ریاست محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه طی مذاکراتی فشرده در ۲ سال توانست توافقنامه برنامه جامع اقدام مشترک یا «برجام» را منعقد سازد. این امر برای تندروها گران آمد و موقعیت اجتماعی دولت را تقویت و موقعیت تندروها را تضعیف کرد. از همان روزها نیز بنای مخالفت با دولت روحانی و برجام را گذاشتند و کمپین دلواپسیم به راه انداختند. کسانی که بعدا به عنوان دلواپسان مطرح شدند و از انواع هجمهها، توهینها، اتهامات و تخریبها علیه دولتمردان دریغ نکردند و به رغم اینکه رهبر شهید انقلاب هیأت مذاکره را امین، متدین، صادق و شجاع خوانده بودند آنها ظریف را خائن، غربگرا، سازشکار و... خواندند. البته با تغییر دولت نیز درد تندروها دوا نشد و حتی در دولت سیزدهم نیز امثال محمود نبویان نهایت تلاش خود را برای جلوگیری از احیای برجام به کار گرفت و شهید امیرعبداللهیان را از انواع هجمه و تخریبها مصون نگذاشتند.
* حمایت از تصمیم ملی
یازده سال از انعقاد برجام میگذرد و دلواپسان همچنان از آن توافقات با مفاهیمی، چون خسارت محض یاد میکنند؛ اما رویکردشان نسبت به هرگونه توافقی همچنان ثابت باقی مانده است. چه اینکه پس از تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا و تلاش هیأت مذاکره کننده ایرانی در جهت کسب منافع ملی باز هم تندروها به میدان آمدند؛ اما این بار به جای ظریف، قالیباف و عراقچی را مورد تخریب قرار دادند. در نسخه جدید تندروها نیز؛ دلواپسان جای خود را به «نپذیرها» دادهاند. چنانکه اخیرا میثم نیلی مدیرمسئول سایت رجانیوز و برادر داماد رئیسجمهور پیشین در مطلبی در فضای مجازی مردم را دعوت به مخالفت با مذاکره کنندگان کرد. در فضای مجازی نیز کارزاری به همین نام راهاندازی شد. جالب اینکه فقط عنوان مخالفت آنها تغییر کرده، اما رویه و رویکرد همان است. دلواپسان به نپذیرها تغییر نام دادهاند، اما همچنان با رویکردی ثابت در مخالفت با تفاهم و هیأت مذاکره کننده اقدام میکنند. این در حالی است که امروز چارچوب حاکمیت به طور کلی از مسیر مذاکره و تفاهم حمایت میکنند و میدان و دیپلماسی در این مسیر در کنار هم قرار دارند. از سوی دیگر در نظام تصمیمگیری کشور، پروندههای کلان سیاست خارجی از جمله موضوع ایران و آمریکا، در سطح نهادی و حاکمیتی بررسی میشود. شعام به عنوان نهاد هماهنگ کننده سیاستهای کلان دفاعی و امنیتی، نقش اصلی در جمعبندی این پروندهها دارد و تصمیمات آن نیز با تأیید نهایی عالیترین سطح نظام اعتبار اجرایی پیدا میکند. بر همین اساس، تفاهم با آمریکا را باید نه صرفاً در سطح مذاکرات دیپلماتیک، بلکه در چارچوب یک تصمیم ملی و حاکمیتی تحلیل کرد؛ تصمیمی که هدف آن مدیریت تنشها، کاهش فشارهای خارجی و تأمین منافع بلندمدت کشور در شرایط پیچیده منطقهای و بینالمللی است. این واقعیت، اهمیت انسجام درونی و هماهنگی میان نهادهای مختلف کشور را بیش از پیش برجسته میکند؛ چراکه در پروندههای حساس، هرگونه چندصدایی یا برداشتهای متناقض میتواند بر روند مذاکرات و قدرت چانهزنی کشور اثرگذار باشد. آنچه مسلم است امروز موفقیت در مذاکره از مسیر انسجام و و حدت داخلی میگذرد و هر چه این وحدت بیشتر باشد قدرت چانهزنی مذاکره کنندگان افزایش مییابد. در مقابل هرگونه تشتت یا چندصدایی در مقاطع حساس میتواند و موقعیت تیم مذاکرهکننده را تضعیف نماید؛ لذا تندورها، دلواپسان، نپذیرها یا هر عنوان دیگری باید به امر ملی و تصمیم ملی تندهند و به جای تخریب در مسیر وحدت و انسجام گام بردارند.
*شرط عبور از بحران
معاون اول رئیسجمهور در دولتهای یازدهم و دوازدهم طی بیانیهای به حمایت از تفاهم ایران و آمریکا پرداخت. اسحاق جهانگیری در این بیانیه نوشت: دستیابی ایران و آمریکا به تفاهم اولیه برای رسیدن به توافق نهایی و صلح پایدار دستاوری بزرگ در پایان دادن به جنگی خسارتبار است که با دفاع مقتدرانه نیروهای مسلح، مقاومت جانانه همه قشرها و گروههای مردم، مدیریت شایسته دولت و شخص رئیسجمهور محترم و تدابیر تیم مذاکره کننده در چارچوب هدایت آیندهنگرانه رهبر شهید انقلاب و راهگشاییهای داهیانه مقام معظم رهبری حاصل شد. اگر چه این تفاهم به منزله پایان چالشهای منطقهای و بینالمللی و امنیت ملی نیست، اما به منزله آغاز فصلی نوین در سیاست خارجی و داخلی، و بسترسازی و شروع حرکت برای حل مسائل و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و اهتمام به بازسازی و توسعه همه جانبه کشور است؛ از این رو باید همه نهادها و جریانهای حاکمیتی و همه گروهها و جریانهای سیاسی و مدنی و آحاد نخبگان و عموم مردم با همه تفاوتها و تمایزها یک زبان و یکپارچه از این اقدام افقگشا و تاریخی حمایت کنند. وی در ادامه آورده است: آنچه در این حمایت عملاً بیش از هر چیز اهمیت دارد توجه توامان و همبسته به «دو میدان دفاع و دیپلماسی»، اولویت منافع ملی و عبور از بحرانهای در هم تنیده و تحریمها، مدیریت آگاهانه تهدیدها و فرصتهای اقتصادی و اجتماعی پیش رو از جمله مقابله با سختیهای معیشتی مردم و مهار تورم، ارتقای سرمایه اجتماعی کلان و کاهش نارضایتیهای عمومی، بازسازی مناطق مسکونی و زیرساختهای آسیبدیده صنعتی و نظامی، آمادگی برای تحرکهای لازم برای حضور سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی در دوره پسا جنگ است. جهانگیری تصریح کرد: با حفظ همبستگی و انسجام و وحدت ملی در همه سطوح حاکمیتی و سیاسی و مدنی و بالا بردن عزم ملی در پاسخگویی به انتظارات به حق مردم، و رفع تبعیض و کاهش فقر و توسعه نیافتگی و تغییر رویکردها و رویههای محدود کننده و بحرانزا همه باهم به یاری ایران، ملت و نظام بشتابیم.