به گزارش «آرمان ملی»، محمود جامساز تحلیلگر اقتصادی دراین باره گفت: با حمله مجدد آمریکا در ۹ اسفند، ایران یک کارت مهم بازدارندگی را مورد استفاده قرار داد و آن، بستن تنگه هرمز بود. بستن این تنگه، که مسیر عبور ۲۰ درصد نفت و حدود همین مقدار گاز مایع (LNG) و شریان حیاتی صادرات نفت و گاز و آلومینیوم و کود شیمیایی و هلیوم و... کشورهای منطقه خلیج فارس و گلوگاه انرژی کشورهای چین، هند، ژاپن و کره جنوبی است، بازار انرژی جهان از جمله اروپا را به سرعت تحت تأثیر قرار داد و تحت تاثیر فشارهای جهانی، آمریکا نیز در یک اقدام تلافیجویانه، محاصره دریایی جمهوری اسلامی را آغاز کرد و عملاً مسیر ۹۰ درصد از تجارت خارجی جمهوری اسلامی را مسدود کرد. او افزود: در حقیقت با این اقدام ایران، اعمال حاکمیت و مدیریت جدیدی در تنگه هرمز شکل گرفت و با ممنوعیت تردد شناورها، قیمت نفت به بالای ۱۵۰ دلار جهش یافت و همچنین، سقوط بازارهای بورس و افزایش تورم جهانی، فشار شدید بر اقتصاد جهانی، بهویژه اروپا ایجاد شد و در نتیجه بالا بردن هزینههای جنگ برای آمریکا، تحت فشار جهانی، از آمریکا خواسته شد تا مطالبات حداکثری خود را تعدیل کند و به خواستهای ایران تمکین کرده و به جنگ خاتمه دهد.
مدیریت مزیت جغرافیایی
او ضمن اشاره به استفاده مفید از تنگه هرمز به عنوان یک مزیت جغرافیایی و نقطه قوت ایران گفت: ایران مالک ۳۷ جزیره از جزایر خلیج فارس است که شش جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک، ابوموسی، هرمز، لارک و قشم، که برخی از آنها ۱۵۰ متر ارتفاع دارند، به کمک نیروهای نظامی، از جمله موشکهای ساحل به دریا، پهپادهای انتحاری، قایقهای تندرو، مینهای دریایی و زیردریاییهای کوچک، موقعیت تسلط بر تنگه را فراهم آوردهاند. به نظر میرسد که این اقدام جمهوری اسلامی در کوتاهمدت جواب داده و اقتصاد جهان را مختل ساخته، اما انسداد تنگه هرمز با چالشهایی روبهروست که تداوم آن را پرهزینه و بسیار دشوار میسازد، چراکه توان کنترل ساختاری، قدرت مدیریتی و ظرفیت اجرایی، مالی و نظامی کشور نامحدود نیست. در حالی که، صرفنظر از آمریکا که با ناوگروهها و هواپیماهای فوقمدرن و سامانههای تدافعی و دهها هزار تفنگدار دریایی، نیروهای یگان لشکر ۸۲ و واکنش سریع به میدان آمده و ظاهراً تمایل به ورود به یک کارزار گسترده را ندارد، اما اگر به تفاهمی دست نیابد، نباید امکان شکلگیری یک ائتلاف بزرگ بینالمللی را در راستای بازگشایی تنگه از نظر دور داشت. او تاکید کرد: پیامدهای بستن تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی، در کوتاهمدت، انسجام داخلی در هرم قدرت، ایجاد آرامش داخلی با شیوههای امنیتی، اما درگیر شدن با مخاطرات حملات احتمالی سایبری آمریکا و اسرائیل، تشدید تحریمها و قرار گرفتن در تنگناهای ارزی و مالی بسیار شدید است که فرسایش اقتصادی را در پی دارد و مدیریت بحران داخلی را بسیار دشوار میسازد.
اموال بلوکه شده ایران
این تحلیلگر اقتصادی اضافه کرد: از نگاه ترامپ که بارها از توافق در دسترس سخن رانده، حفظ و تداوم فشار اقتصادی در اولویت است، زیرا درگیری مستقیم پرهزینه است و ترامپ از آن احتراز میکند و تلاش دارد کمرنگ شدن مرز آتشبس و نزاع را حداقل تا قبل از سپتامبر ادامه دهد، با این تصور که با محاصره دریایی و مالی و با قرار دادن بسیاری از افراد و نهادهای مرتبط با دور زدن تحریمها، توان اقتصادی، مالی و آفندی جمهوری اسلامی کاهش یابد تا در مذاکرات انعطافپذیر شود. جامساز اضافه کرد: یکی از گرههای کور تفاهم، مطالبه آزادسازی ذخایر مسدودشده ایران، از جمله ۱۲ میلیارد دلار، بهعنوان اولویت اول جمهوری اسلامی در آغاز مذاکرات است. این در حالی است که ترامپ بارها اعلام کرده که تجربه اوباما را تکرار نخواهد کرد. البته طبق آنچه که منتشر شده است، آمریکا تمایل دارد برای آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار، طرح تأسیس صندوقی تحت نظارت نهادهای مالی بینالمللی، نظیر بانک جهانی یا صندوق بینالمللی پول، ایجاد شود تا با مکانیسمی این منابع، در مقابل واردات ایران از خارج، آن هم فقط در مورد کالاهای اساسی و دارو، مستقیماً به فروشنده پرداخت شود، اما اخیراً طرح دیگری ارائه شده که داراییهای مسدودشده ایران، مصروف پرداخت خسارات متحدان آمریکا در منطقه که مورد تهاجم جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند، گردد. در این راستا، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هیأتی را مأمور بررسی خسارات وارده به این کشورها نموده که البته واکنش منطقی جمهوری اسلامی را به همراه خواهد داشت ضمن اینکه موجب افزایش سطح تنش در منطقه و دستاندازی در مسیر تفاهم است.
تنگه هرمز و اورانیوم
او ادامه داد: باوجود سبک و سیاقی که در سیاست ابهام ترامپ وجود دارد، هیچگاه از الزام جمهوری اسلامی به تحویل اورانیوم با غنای ۶۰ درصد و کنار گذاشتن برنامه هستهای کوتاه نیامده است. اکنون انسداد تنگه هرمز هم که قبل از جنگ محلی از اِعراب نداشت، به یک معضل جهانی تبدیل شده و از نظر دموکراتها و بازیگران عرصه سیاست جهانی، بار سنگین مسئولیت بازگشایی تنگه را بر دوش ترامپ گذاشته شده و لذا اهمیت بازگشایی تنگه هرمز از دیدگاه سیاسی و اقتصادی جهانیان، بیش از تحویل اورانیوم غنیشده است. بازگشایی تنگه و حل و فصل اورانیوم، بهعنوان پایلوت تفاهم اهمیت بسیار دارد و از نظر آمریکاییها حل این دو موضوع مبنای رسیدن به توافق است. مبنایی که از نظر ایران متفاوت است.
شروط سیاسی اقتصادی پایان جنگ
این تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: گره زدن پایان جنگ ایران همزمان با اتمام جنگ حزبا...، از دیگر مواردی است که بهعنوان یکی از شروط توافق در پیشنویس جمهوری اسلامی آورده شده، زیرا هدف جمهوری اسلامی گسترش عمق استراتژیک نظام بوده تا جنگ به داخل کشور کشیده نشود؛ لذا گنجاندن اتمام همزمان جنگ در دو جبهه در پیشنویس، با هدف جلوگیری از تضعیف حزبا... در مواجهه با حملات اسرائیل بوده است. اهمیت حزبا... برای جمهوری اسلامی به حدی است که از آن به مثابه پاره تن و جان نظام یاد میشود. اما ترامپ حاضر نیست کارزار لبنان را بهعنوان بخشی از تفاهمنامه بپذیرد هرچند، از همان ابتدا، مرز بین آتشبس لرزان و جنگ نادیده گرفته شده و با طولانی شدن و تعویق مذاکرات، تنش در منطقه رو به افزایش بوده است. جامساز گفت: اینک با دو سناریو روبهرو هستیم، اینکه پاسخ جنگی اسرائیل گسترده نبود که احساس شود اسرائیل، علیرغم میل ترامپ، مایل به از سرگیری یک جنگ تمامعیار است؛ لذا به نظر میرسد تحت تأثیر ترامپ فعلاً کارزار را موقتاً متوقف کرده است، و دیگر اینکه، شاید در ادامه نتانیاهو تحت تأثیر تندروهای اسرائیل جنگ را با قدرت ادامه دهد که در این صورت تفاهمنامه به محاق رفته و آمریکا نیز وارد جنگ خواهد شد تا به اهدافی که در مذاکره به دست نیاورده، در میدان پیگیرد.
سرنوشت تنگههرمز
جامساز افزود: اقتصاد جهان اختلال کوتاهمدت را تحمل میکند، اما تابآوری در بستن درازمدت تنگه عملاً غیرممکن است، زیرا ظرفیت مازاد واقعی تولید جهانی و ذخایر استراتژیک بسیار محدود است و تنها برای مدت کوتاهی میتواند جایگزین ۲۰ درصد از نفت و گاز از دسترفته ناشی از انسداد تنگه شود؛ لذا با محوریت آمریکا، یک سینرژی بسیار قوی برای ائتلاف بینالمللی تولید میشود که حتی چین هم، بهعنوان شریک استراتژیک جمهوری اسلامی، به سبب اولویت امنیت انرژی، منافع ملی و هم از منظر اعتبار سیاسی بهعنوان قدرت جهانی مسئول و پرهیز از تقابل مستقیم با آمریکا، نقش عملگرایانه و محدود ایفا خواهد کرد. او درباره نقش روسیه در این میان گفت: روسیه ظرفیت چندانی برای تنشزدایی منطقهای ندارد. تمرکز روسیه بر جبهه اوکراین است و نمیتواند موازنه قدرت را به طور اساسی تغییر دهد، اما ممکن است یک هماهنگی محدود عملیاتی با جمهوری اسلامی را حفظ کند. در صورت ادامه جنگ، آیا جمهوری اسلامی صرفاً راهبرد افزایش تنش، ریسک بیمه و نااطمینانی از تردد شناورها را بهعنوان ابزار بازدارندگی انتخاب میکند یا استراتژی بستن کامل تنگه هرمز را ترجیح میدهد؟ در حقیقت راهبرد ادامه انسداد تنگه، که نوعی خودآسیبی به جمهوری اسلامی را نیز شامل میشود، قطعاً نظام را به سمت یک اختلال در مسیر زنجیره تأمین هدایت میکند، زیرا ایران برای صادرات محدود و تهاتر، با تحمل تحریمها به ارز و در نهایت تداوم کشتیرانی نیاز دارد، علاوه بر اینکه تداوم انسداد، همگرایی و ائتلاف بازیگران ناهمسان از اروپا تا شرق آسیا را شتاب میبخشد. ضمن آنکه جهش تورم وارداتی و داخلی و اختلال در زنجیره تأمین کالاهای اساسی، واسطهای و صنعتی و افزایش تنگناهای ارزی، بهمراتب هزینهای بیش از منافع بازدارندگی بستن تنگه بر اقتصاد فرسایشی کشور تحمیل میکند و احتمال شکلگیری ائتلاف گسترده جهانی و اقدام برای بازگشایی تنگه را بالا میبرد. او توضیح داد: اهمیت انسداد کامل و حفظ تنگه هرمز، که به تعبیر تندروها، هموزن بمب هستهای است، خط قرمز محتملی است که تلفات گسترده غیرنظامی و آسیب جدی به زیرساختهای انرژی ایران و منطقه وارد میسازد و سطح ناامنی را بالا میبرد که به زیان همه بازیگران جنگ است.
ادامه نهجنگ، نهصلح
او تاکید کرد:، اما انتخاب رویکرد اول، امکان درگیریهای محدود نقطهای موشکی و پهپادی علیه شناورها و بهرهگیری از فضای شبه آتشبس، برای بالا بردن حق بیمه و هزینههای حمل، بدون گذر از آستانه جنگ تمامعیار را فراهم میکند. به بیانی دیگر، اگر بازدارندگی به سطح انسداد کامل نرسد، با گذشت زمان فرسایشی میشود و شرایط نهجنگ، نهصلح را تا زمانی که ترامپ تابآوری خود را از دست ندهد، حفظ میکند. قطعاً تابآوری ترامپ محدود و مرتبط با اعلام پیروزی وی، احتمالاً تا قبل از زمان برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا، خواهد بود. این پیروزی در بستر مذاکره و توافق دستیافتنی نیست، لذا احتمال وقوع درگیری با مشارکت اسرائیل دور از ذهن نیست و پایان آن، با توجه به عدم قطعیتها و پیشبینیناپذیریها، به میزان توان پایداری و واقعیات قدرت طرفین بستگی دارد.