این در حالی است که رهبر انقلاب بارها از لزوم حفظ وحدت و انسجام ملی صحبت کردهاند. در همین خصوص برای بررسی تخریب تندروها علیه دولت و نوع برخورد با آنها «آرمان ملی» با غلامرضا انصاری فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*شرایط امروز جامعه و مواجهه جریانانت حداقلی با دولت و تخریب دولت را چگونه ارزیابی میکنید؟
یکی از مشکلات جامعه که در نظام سیاسی کشور طی سالهای گذشته بهوجود آمد بحث عدم رقابت در فعالیتهای سیاسی بود. طبیعی است که وقتی رقابت چاشنی حرکتهای سیاسی باشد در چنین شرایطی افراد نخبه و کارآمد و برنامه برای تصدی امور سیاسی و اقتصادی مهیا میشوند. به دلایل مختلف در طول دو دهه گذشته روز بهروز رقابت در عرصه سیاسی دچار چالش جدی شده است. همین امر باعث شده تا امروز که کشور در شرایط بحران اقتصادی و محاصره شدید اقتصادی و شرایط جنگی قرار گرفته و در چنین شرایطی الزام عمومی این است که بحث امنیت ملی و حفظ کشور از اولویتهای اساسی همه کنشگران سیاسی باشد، اما متاسفانه جریان اقلیت تندرو چه در مجلس و چه در نهادهای تصمیمساز بخش قابل توجهی از مصادر امور در اختیار همین افراد اقلیت قرار گرفته و همچنان از فضای انتخابات و رقابت خارج نشدهاند و همین موجب شده به تخریب مشغول باشند. امروز شاهدیم در شرایطی که کشور دو جنگ جدی را پشت سر گذاشته و الان هم در شرایط نهجنگ و نهصلح قرار گرفته و محاصره اقتصادی هم روز بهروز تنگتر شده و آسیبهای جدی که در دوران جنگ به زیرساختهای کشور تحمیل شده، هم مزید بر علت شده و در چنین شرایطی میبینیم که همین افراد اقلیت تشنه قدرت نقش اپوزیسیون را بازی میکنند و توجه ندارند که مواضع اتخاذ شده توسط افراد شاخص این گروه همراستا و همصدا با دشمنان خارجی قرار گرفته است و بجای تجدید نظر در دیدگاههای خود، بر آن پافشاری میکنند. دقیقا مواضعی که گروه اقلیت در رابطه با کشور و دولت اتخاذ میکند، تفاوتی با بعضی جریانهای ضد انقلاب خارج نشین ندارد. میتوان گفت دو لبه قیچی که امروز کشور و دولت را تحت فشار قرار داده اپوزیسیون ضد انقلاب خارجی و اقلیت ۴ درصدی پایداری هستند که در داخل کشورند. نکته جالب اینکه تاکنون تفاوت معناداری در دیدگاههای این دو گروه متفاوت از هم نسبت به شرایط کلی کشور دیده نشده است. من فکر میکنم که الان که در دوران جمهوری سوم قرار گرفتهایم و امتحان پس دادن این جریانات هم در طول چند دهه گذشته مزید بر علت بوده، کشور و نظام نیاز به یک جراحی اساسی در فضای اقتصادی و سیاسی دارد. باید شرایط به وجود بیاید که حضور نخبگان در عرصه اقتصادی در عرصه سیاسی بیش از پیش مهیا شود.
* پس از توافق احتمالی و پایان جنگ باید برای بازسازی کشور چه اقداماتی صورت گیرد؟
من معتقدم باید شرایطی مهیا شود که بعد از جنگ ظرفیت بالقوهای که در کشور در بخش نخبگی و انسانهای دلسوز و توانمند وجود دارد بتوانند به عرصههای مختلف ورود پیدا کنند و برای بازسازی و ساختن کشور از ظرفیت مردم نهایت استفاده صورت پذیرد.
*نوع برخورد صداوسیما با دولت و جامعه آن هم در شرایطی که همگان از وحدت و انسجام ملی میگویند را تا چه حد درست و شایسته میدانید؟
صداوسیما در اختیار اقلیت ۴ درصدی است و امروز میبینیم که این رسانه متاسفانه مرجعیت خود را در داخل از دست داده و کمتر کسی است که به تحلیلها و برنامههای پخش شده از رسانه ملی عنایتی داشته باشد. متاسفانه شاهبیت یا پیشانی جریان دلواپس نمود اصلی خود را در رسانه ملی بروز داده و میبینیم که برخورد صداوسیما نه تنها در رابطه با دولت بلکه در رابطه با کلیت نظام و دفاعی که امروز وظیفهای همگانی در مقابل دشمن تا دندان مسلح محسوب میشود، برخورد چندان موجه و درستی نیست. اگر قرار باشد که کشور از این شرایط نجات پیدا کند راه اساسی کنار گذاشتن این جریان تندرو است. چنانکه متاسفانه حتی در تجمعات شبانه هم که از ابتدای جنگ همه مردم حضور فعال در این عرصه داشتند باز هم تریبونها بیشتر در اختیار همین جریان قرار گرفت و یا این افراد تریبونها را در دست گرفتند و وحدتشکنی را به صورت جدی در دستور کار قرار دادند. تسلط جریان تندرو بر برخی تریبونها و رسانهها، با ایجاد دوقطبیهای کاذب و تکصدایی، سرمایه اجتماعی و وحدت ملی را که ستون فقرات امنیت در شرایط جنگی است، فرسوده میکند. وقتی تریبونها به جای تبیین استراتژیهای کلان و ایجاد اجماع، به عرصه تخریب رقیب و ترویج تندروی تبدیل شوند، اعتماد عمومی که بزرگترین مؤلفه قدرت ملی است، فرو میپاشد. این رویکرد، با بستن فضای نقد مشفقانه و حذف نخبگان، کشور را در برابر تهدیدات خارجی آسیبپذیر کرده و با ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت، کیان کشور را در برابر طوفانهای جنگ، بیدفاع و دچار فرسایش درونی میکند.