آنچه که الان در تنگه هرمز اتفاق افتاده به لحاظ اینکه این تنگه بین دو کشور است؛ این دو کشور میتوانند قوانین یا تعرفههای خاص وضع کنند؛ اما طبیعتاً این تعرفهها نمیتواند عددی باشد که اصولاً دریانوردی یا عبور از تنگه هرمز را غیر اقتصادی کند.
مثل این میماند که ما تعرفه بر عوارض بزرگراهی را اگر آنچنان زیاد کنیم که برای مالکین خودروها صرف نداشته باشد طبیعتاً راه دیگری را انتخاب میکنند. اما در مساله تنگه هرمز مهمتر از تعرفه نه صرفا بحث درآمدی یا بحث منبع درآمد؛ بلکه بحث اعمال حاکمیت دولتها است که بسیار مهم است. نکته کلیدی این است که طبق قوانین بینالمللی تنگه هرمز بین دو کشور ایران و عمان به عنوان آبهای سرزمینی تلقی میشود و اصولاً، چون بعد از آبهای سرزمینی و بحثهای آبهای انحصاری اقتصادی ما آبهای بین المللی میتوانیم داشته باشیم در تنگه هرمز بر اساس قواعد حقوق دریاها آبهای بین المللی معنا ندارد؛ بلکه دو طرف آبهای سرزمینی است.
ایران تا کنون از این آبهای سرزمینی اعمال حاکمیت نکرده است. یکی از اعمال حاکمیتها این است که ایران میتواند عبور بیضرر را در آنجا اعمال کند. یعنی کشتیها یا شناورهایی که اگر از آب عبور کنند و به ضرر جمهوری اسلامی ایران باشد ایران میتواند مانع بشود. همچنان که الان مانع شده است؛ لذا تنگه هرمز از جنبه اعمال حاکمیت و قدرت دریایی ایران بیشتر باید مورد توجه قرار بگیرد تا اینکه صرفا بحث عوارض یا منبع درآمدی مطرح گردد.
از طرفی اینکه گفته شود عوارض اعمال شده بر آن بیش از درآمدهای نفتی است یا مسائلی از این دست طبیعتاً سازمانی که در این خصوص ذیصلاح است و میتواند اظهار نظر کند از لحاظ قوانین مرجع دریایی ایران است. از نظر مرجع دریایی ایران هم تعرفهها مشخص است که چه نرخ تعرفهای همین حالا اعمال میکند یا در سنوات گذشته اعمال کرده است.
بالاخره شبیه این تنگه؛ تنگههای دیگری در جهان هم وجود دارد. اگر تعرفهها متناسب نباشد طبیعی است که میتواند هزینههای دریایی را افزایش دهد. آن زمان است که میتواند منجر به افزایش حمل و نقل از جمله برای ایران هم بشود؛ لذا باید با تدبیر و نگاه کارشناسی به موضوع درآمد تنگه هرمز نگاه کرد.