بستن
کد خبر: ۱۵۰۴۸۷۳

تاب‌آوری در روز‌های حساس

 نوجوانی فصل شکل‌گیری هویت است. بی‌توجهی به این نسل کوتاهی تربیتی نیست؛ ضربه به آینده کشور است.

تاب‌آوری در روز‌های حساسسعید خادمی، مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشورنوشت: ناپایداری و بلاتکلیفی بخشی از زندگی روزمره می‌شوند، فرسودگی روانی دیگر تجربه‌ای شخصی نیست؛ بلکه زنجیری است که کل جامعه را تحت فشار می‌گذارد. اضطراب مزمن، خستگی وجودی نشان می‌دهد شبکه‌های حمایتی باید فعال‌تر باشند و افراد پیش از التیام، مجبور به تلاش بی‌وقفه می‌شوند؛ دویدنی که بهای آن فردا، با بهره‌ای سنگین بازمی‌گردد.

 در این شرایط، تاب‌آوری یا همان پایداری روانی و استقامت جمعی توصیه‌ای روان‌شناسانه نیست؛ ضرورت بقاست. اگر این توان ساخته نشود بی‌تفاوتی گسترش می‌یابد و امید جمعی مثل برف زیر آفتاب آب می‌شود. تاب‌آوری به معنی تحمل سکوت نیست بلکه نقطه مقابل فروپاشی است؛ اما نه با انکار واقعیت، بلکه با فهم دقیق وضعیت، تنظیم هیجان و بازسازی نیرو برای ادامه. جامعه‌ای که این ظرفیت را نادیده می‌گیرد، بهای آن را همین حالا می‌پردازد و فردا، بسیار سنگین‌تر.

 این نگاه در دین ما هم ریشه دارد. امام علی (ع) فرمود: «صبر، سر حیات فردی و جمعی است؛ بدون آن، کل پیکر فرو می‌پاشد». علوم رفتاری نیز همین را تأیید می‌کنند. آن ماستن، روان‌شناس برجسته، تاب‌آوری را «جادوی معمولی» نامیده: سازوکار‌های ساده و روزمره که در شرایط سخت فعال می‌شوند. تاب‌آوری استعداد نادر نیست؛ مهارتی اکتسابی است که با آموزش، روابط گرم و تجربه‌های هدایت‌شده شکل می‌گیرد. موضوع کودکان و نوجوانان حساس‌تر است. اگر نوجوان و جوان مهارت شناخت احساسات، تحمل ناکامی و حل مسأله را نیاموزد، این زخم‌ها را به بزرگسالی منتقل خواهد کرد؛ با هزینه‌ای سنگین بر آینده کشور.

 نوجوانی فصل شکل‌گیری هویت است. بی‌توجهی به این نسل کوتاهی تربیتی نیست؛ ضربه به آینده کشور است. اما این بها اجتناب‌ناپذیر نیست. اجرا نکردن این اقدامات، هزینه‌ای سنگین‌تر از هر بحران اقتصادی یا اجتماعی به همراه خواهد داشت. این راهکار‌ها نه آرمانی، بلکه عملی و قابل اجرا در شرایط فعلی‌اند. مهارت‌های زندگی باید واقعاً در مدارس ادغام شوند، از دبستان تا دبیرستان، در ساعات رسمی آموزش نام‌گذاری احساسات، حل مسأله و تصمیم‌گیری داده شود. والدین باید در کارگاه‌های منظم یاد بگیرند چگونه حمایت عاطفی کنند و مهارت‌ها را به فرزندان منتقل کنند، یعنی «ماهیگیری» به جای «ماهی دادن».

 شبکه‌های حمایتی محله‌ای و مدرسه‌ای شامل گروه‌های همسالان، مشاوران ثابت و فعالیت‌های ورزشی و هنری روزمره شکل گیرد. نقش رسانه‌ها نیز باید بازتعریف شود و به جای تمرکز صرف بر بحران‌ها، تولید محتوای امیدساز و روایت‌های واقعی تاب‌آوری را در دستور کار قرار دهند. البته اجرای این اقدامات نیازمند اولویت‌بندی بودجه و هماهنگی نهادهاست، اما هزینه عدم اجرا بسیار سنگین‌تر خواهد بود. اینها همان «جادوی معمولی» هستند؛ ساده، کم‌هزینه و مؤثر. مشکل اصلی این است که تاب‌آوری هنوز در سیاست‌گذاری جدی گرفته نشده است.

سلامت روان کودکان یا به خانواده حواله شده یا محدود به چند برنامه پراکنده و کم‌اثر است. نظام آموزشی مهارت‌های زندگی را حاشیه‌ای نگه داشته، رسانه‌ها در بحران‌های روزمره غرق‌اند و نهاد‌ها بیشتر واکنش‌گرند تا پیشگیری‌کننده. انیشتن گفته: «در دل هر بحران، فرصتی نهفته است؛ اما این فرصت تنها برای کسانی معنا دارد که تاب ایستادن در دل بحران را داشته باشند». سرمایه‌گذاری روی تاب‌آوری کودکان و نوجوانان، هزینه نیست؛ بیمه ملی برای عبور کم‌هزینه‌تر از روز‌های پرتلاطم است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار