پشتونها که اکنون تحت عنوان طالبان در افغانستان قدرت را در دست گرفتهاند، نگاهی به بخشهای پشتوننشین پاکستان دارند تا احتمالا با اضافهکردن این مناطق به خاک افغانستان، ایده پشتونستان را که در ذهن بخشی از جریان طالبان وجود دارد، عملی کنند. از این طریق، آنان میتوانند از منظر جمعیتی نیز بر تعداد پشتونها در افغانستان بیفزایند و از وضعیت اقلیت خارج شوند. در این ارتباط فریدون مجلسی، کارشناس روابط بینالملل دیدگاههای خود را با «آرمان ملی» در میان گذاشته که در ادامه میخوانید.
* پشتونستان بزرگ
پاکستان تا حدود زیادی همواره آغازگر مشکلات افغانستان بوده است. این کشور همواره از سوی دولت افغانستان تهدید میشده، چرا که بخش بزرگ و حتی بزرگتر از جمعیت پشتونهای افغانستان، در پاکستان زندگی میکنند. منطقه پیشاور و نواحی شمالی آن از دید افغانها بخشی از پشتونستان محسوب میشود. پاکستانیها در زمان جنگ داخلی افغانستان، پشتونها را تجهیز کرده و آنان را بهصورت سازمانیافته به افغانستان فرستادند و حکومت اولیه طالبان را که حکومتی بدوی بود، در افغانستان تشکیل دادند و نام آن را امارت اسلامی افغانستان گذاشتند. پس از آنکه این دولت به مأمنی برای بنلادن تبدیل شد، آمریکا وارد میدان شد و توانست حکومت طالبان را سرنگون کند. آمریکا ۲۰ سال در افغانستان حضور داشت، اما زمینه اجتماعی افغانستان با مدرنیته آمریکایی سازگار نبود. به همین دلیل، باردیگر طالبان که اینبار تجربه بیشتری کسب کرده بود، فعال شد و با روندی که در سوریه به کناررفتن بشار اسد انجامید، دولت افغانستان و رئیسجمهور آن را در مدت کوتاهی سرنگون کرد. در این مرحله، امارت افغانستان بهتدریج خود را در قالب یک دولت دید، وزارتخانهها را در اختیار گرفت، بانک مرکزی را فعال کرد و مدارس دخترانه را تعطیل نمود، اما در عین حال به تشکیل یک دولت فراگیر تن نداد.
*ادعاهای قدیمی
زمانیکه طالبان توانستند جایگاه خود را در افغانستان تثبیت کنند، ادعاهای قدیمی خود درباره پشتونستان را دوباره در دستور کار قرار دادند. به همین منظور، طالبان پاکستان نیز شکل گرفت؛ جریانی که خواهان جداسازی مناطق پشتونستان از پاکستان که پاکستانیها آن را «سرحد» مینامند، و حتی پیوستن آن به افغانستان است. در برخی موارد، بلوچها نیز در این طرحها لحاظ میشوند که این موضوع برای پاکستان مسأله بزرگی به شمار میرود، زیرا این کشور از اقوام پنجابی، سندی، بلوچی و مهاجران پس از تقسیم هند و پاکستان تشکیل شده و توازن قومی برای آن اهمیت اساسی دارد. پشتونهای طالبان افغانستان بهتدریج باور کردهاند که دولت افغانستان را خود تشکیل دادهاند و انتظار دارند به برادران پشتون خود در پاکستان بپیوندند. این در حالی است که پشتونها در افغانستان حدود یکسوم جمعیت را تشکیل میدهند، اما زبان خود را غالب کردهاند و میکوشند با افزایش جمعیت پشتونها، از موقعیت اقلیت خارج شده و به قوم مسلط تبدیل شوند.
*هشدار به افغانستان
این تحولات داخلی افغانستان به پاکستان نیز سرایت کرده است. پشتونها عموما عادت دارند امور خود را با تکیه بر سلاح پیش ببرند و از تجهیزات بهجا مانده از حضور آمریکا نیز مقادیر قابلتوجهی در اختیار دارند. همین مسأله موجب شده است که پاکستان برای جلوگیری از اقدامات آنان در خاک خود، ضرب شستی نشان دهد. تاکنون حمله گستردهای صورت نگرفته و اقدامات بیشتر بهصورت محدود و هشداردهنده بوده است تا اعلام آغاز یک جنگ علنی تلقی نشود. پاکستان یکی از قدرتمندترین ارتشهای منطقه را در اختیار دارد و خود را برای مقابله با هند آماده کرده است؛ بنابراین حملات اخیر را باید در چارچوب یک هشدار بزرگ به افغانستان ارزیابی کرد. پاکستان در اندیشه الحاق افغانستان به خود نیست، اما نسبت به هرگونه تلاش برای تغییر مرزها یا تحریک مناطق پشتوننشین حساس است. اکنون باید منتظر ماند و دید روند تحولات به کدام سو خواهد رفت؛ چرا که تنش میان کابل و اسلامآباد وارد مرحلهای حساس شده و آینده آن به تصمیمهای دوطرف بستگی دارد.