نکاتی درباره روابط ایران با چین و روسیه

صادق زیبا کلام استاد دانشگاه

بزرگ‌ترین ایراد‌ گذاردن همه تخم‌‌مرغ‌های سیاست خارجی ایران در سبد روسیه و چین، آن است که کل این سبد در گرو روابط روسیه و چین با آمریکاست. حاجت به گفتن نیست که اگر روابط روسیه و چین با آمریکا و غرب روابطی صمیمانه باشد یا حتی روابطی عادی و به دور از تنش باشد این برای ایران مطلوب نخواهد بود. سیاست خارجی همگرایی با روسیه و چین صرفا زمانی می‌تواند اثر بخش باشد که روابط میان چین و روسیه با غربی‌ها روابطی تیره و تار و تنش آلود باشد. مثل روابطی که در دوران ترامپ به‌واسطه مسائل اقتصادی با چین بود. یا اگر فی‌المثل روس‌ها به اوکراین حمله کنند و روابط میان غرب و روسیه تیره و تار شود ‌آن موقع ایران می‌تواند بر سرمایه‌گذاری روی روسیه حساب کند. این سیاست خارجی که ما باید نذر کنیم که میان روسیه و چین با غرب و آمریکا روابط تیره و تار باشد واقعا سیاستی مبهم است. هیچ کشوری در دنیا سیاست خارجی و منافع ملی خودش را گره نمی‌زند روی اینکه روابط قدرت‌های بزرگ با یکدیگر چگونه باشد. اگر روابط چین و روسیه با غرب و آمریکا روابطی گرم و صمیمانه باشد آیا مسکو و پکن حاضر هستند که منافع اقتصادی خود را فدای ایران نمایند؟ طبیعی است که پاسخ این سوال منفی است و بنابر این ایران باید همواره در اضطراب و نگرانی باشد که مبادا چین و روسیه به غرب و آمریکا نزدیک شوند. می‌توان پرسید که این چه سیاست خارجی است که موفقیت آن در گرو تیر‌گی روابط میان ابرقدرت‌هاست. چرا ایران باید از نظر سیاست خارجی در جایی قرار بگیرد که در حقیقت منافع ملی‌اش گره بخورد و در گرو روابط تیره و تار میان روسیه و چین با غرب باشد. آیا این سیاست درست است؟ به علاوه در رابطه با هر دو کشور یعنی هم روسیه و هم چین همه می‌دانیم که روس‌ها روابطی بسیار گرم و صمیمانه‌ای با اسرائیل دارند. همه می‌دانیم که چین روابط گرم و صمیمانه اقتصادی در حقیقت با عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس دارد. سوال اینجاست که آیا روسیه حاضر است که روابط گرم و صمیمانه خود با اسرائیل را فدای ما نماید؟ آیا چین حاضر است مصالح و منافع اقتصادی خودش در حاشیه خلیج‌فارس را فدای سر روابط مستحکمش با ایران کند؟ اینها پرسش‌هایی است که به نظر می‌رسد در حقیقت چندان مایل نیستند که در افکار عمومی مطرح شود.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه