درباره کتاب «با ايران چهها که نکردند» به کوشش محسن ميرزايي
ايران تنهاي ما
کتاب «با ايران چهها که نکردند» تصويري است از ايران 113 سال پيش، که ايران در دست قدرتهاي بزرگ و استعماري هر روز تکهاي از پاره تنش را از دست ميداد و کوچکتر و فقيرتر ميشد. محسن ميرزايي در مقدمه کتاب تاريخچه دستيافتن به اين کتاب را اينطور شرح ميدهد: «بيست و پنج سال پيش يکي از کتابفروشيهاي تهران تعداد زيادي کتاب و آلبوم از هندوستان خريداري کرده، به تهران آورده بود، من از او چند آلبوم قديمي و تعدادي عکس خريداري کردم، ضمنا در ميان کتابهايي که او از هندوستان خريده بود، کلاسوري وجود داشت که در آن بريده جرايد انگليسي چسبانده شده بود. از روي کنجکاوي اين کلاسور را نيز خريداري کردم. وقتي به خانه آوردم و مطالعه کردم، به اين نکته پي بردم که اين بريده جرايد مربوط به وقايع ايران در سال 1911 ميلادي و زماني است که دولت، مستر شوستر آمريکايي را استخدام کرده بود و روسها و انگليسيها نميخواستند پاي آمريکاييها به ايران باز شود، به رغم اختلافات فيمابين، همگام و متحد شده بودند تا مستشار آمريکايي را به هر قيمتي که شده از ايران بيرون کنند. کسي که اين بريده جرايد را تهيه کرده است احتمالا يکي از منشيهاي سفارت انگليس بوده که پس از اتمام ماموريت خود به هندوستان رفته، اين کلاسور را نيز با خود به آن کشور برده است.»
محسن ميرزايي هدف از انتشار اين کتاب را بازخواني تاريخي ميداند که بر ايران ما رفته است.؛ شايد از اين رو است که نقشه ايران روي جلد کتاب به رنگ سياه درآمده است؛ بيهيچ مرزي و درياچهاي و درختي و... .
اين کتاب به همان اندازه که براي فارسيزبانها به ويژه ايرانيان درخور اهميت است، ميتواند براي مردم انگليس، انگليسيزبانها و پژوهشگران مفيد باشد. در دوران قاجار، روس و انگليس در ايران به شدت با هم رقابت داشتند و به دليل اينکه انگلستان از نظر سياسي و درگيريهاي نظامي در دوران ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه گرفتاريهاي سياسي و نظامي داشته و از رقيب خود يعني روسيه عقب مانده بود، براي جبران اين عقبماندگي، در انقلاب مشروطيت از مشروطهخواهان حمايت کرد، ولي چند سال بعد در سال 1907 روس و انگليس با هم کنار آمدند و قرارداد محرمانهاي را امضا کردند که به موجب آن ايران به سه بخش تقسيم ميشد. جنوب منطقه نفوذ انگليس بود، آذربايجان و شمال منطقه نفوذ روسيه و مناطق مرکزي که شاه ايران بر آن حکومت داشت.
اما روسيه تزاري که در جنگ با ژاپن در سال 1904 از دولت کوچکي مانند ژاپن شکست مفتضاحانهاي خورده بود براي اينکه چنگ و دنداني در خاورميانه نشان دهد، به بهانه اينکه يک مستشار آمريکايي بدون اجازه همسايه شمالي به استخدام دولت ايران درآمده و نمايندهاي براي جمعآوري ماليات به آذربايجان فرستاده است، شديدا به دولت ايران اعتراض کرد و اولتيماتوم داد. چون مجلس ايران اولتيماتوم روسيه تزاري را رد کرد، رسما به ايران لشکرکشي کرد و سپاهيان روسي تا دروازههاي تهران پيش آمدند و مجلس شوراي ملي را که حاصل مشروطيت ايران بود، تعطيل کردند.
اين تجاوز آشکار فراتر از قرارداد 1907 به شمار ميرفت، زيرا حفظ منافع روس و انگليس در ايران به معناي مجازبودن لشکرکشي و تصرف يک کشور مستقل نبود و چون در اين بحران روسها آزاديخواهان ايران را در عاشوراي 1330 قمري به دار آويخته بودند، اين تجاوز آشکار و غيرانساني مورد اعتراض شديد روزنامهها و مردم انگلستان قرار گرفت.
کتاب حاضر حاوي مطالبي است که در آن ايام در روزنامههاي انگلستان درباره ايران به چاپ رسيده و همچنين گفتوگوهايي که در مجلس عوام پيرامون اين حادثه بزرگ ايراد شده است.
کتاب «با ايران چهها که نکردند» شامل چهار بخش است: بخش اول به «مروري بر خلاصه وقايع سال 1290 خورشيدي» ميپردازد. بخش دوم به روزنامههاي سالهاي 1907 تا 19015 اختصاص دارد. بخش سوم شامل اسناد و مدارک ميشود و بخش چهارم دربردارنده فهرست اعلام است.