آرمان - نشست نقد و بررسی برنامه تلویزیونی «عصرجدید» ۱۴ اردیبهشت با حضور اعظم راودراد و عبدا... بیچرانلو استادان دانشگاه و احسان علیخانی، آریا عظیمنژاد و سیدبشیر حسینی مجری و داوران این برنامه در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. در ابتدای این مراسم استادان دانشگاه انتقاداتی را به عملکرد تلویزیون و همچنین سیاستهای برنامه «عصرجدید» وارد کردند. مهر نوشت؛ بشیر حسینی درباره نقدهای وارده به «عصرجدید» که در طول این مدت شنیده بود، بیان کرد: قطعا ما تلنتشوهای دنیا را شخم زدهایم. «کلیگویی» تکرار بدیهیات است و بهنظر من رسالت دانشگاه این است که وارد مصادیق جزئی شود و این کار «دانشگاه نفتی» است که به بدیهیات و کلیات بسنده کند.وی همچنین نقد تندی را هم درباره دانشجویان و استادان علوم اجتماعی مطرح و بیان کرد: چرا استادان ما حرف جدی ندارند؟ من اگر دانشگاهی هستم آمدهام تا از مسائل جامعهام حرف بزنم. پزدانشگاهی این شده است که حرفهای صدتا یه غاز بیان شود که الان میشود گفت و ۱۰سال دیگر هم میشود همان حرفها را تکرار کرد! این داور برنامه «عصرجدید» در ادامه از بیخاصیتبودن دانشگاههای کشور گفت و این سخنان او تقریبا تا پایان نشست با واکنش گاهبهگاه دانشجویان و اساتید حاضر در جلسه مواجه شد.حسینی همچنین در نقد دیگری به دانشجویان علوم اجتماعی بیان کرد که خاطرهاش از تدریس در این دانشکده این است که این دانشجویان همیشه اخمالو هستند. وی درباره دانشگاه تهران نیز عنوان کرد: دانشگاه تهران بیشتر از اینکه دانشگاه مادر باشد انگار نامادری است! سخنان حسینی درباره «بیمسالهبودن دانشگاه»، باعث شد تا مجری پاسخ دهد که دانشگاه ما بیمساله نیست و اگر از «دانشگاه نفتی» حرفزده میشود از صداوسیمای نفتی هم باید صحبت کرد. حسینی نیز به شوخی همان ابتدا از مجری خواست تا بیطرفیاش در بحث را نشان دهد که او تاکید کرد لزوما قرار نیست بیطرف باشد.
مخالفت تلویزیون باسواد رسانهای!
بیچرانلو از استادان دانشگاه حاضر در این جلسه بعد از سخنان بشیر حسینی و در واکنش به عبارت «دانشگاه بیخاصیت» که او به کار برده بود، به کنایه گفت: همین دانشگاه بیخاصیت، خاصیتش ترویج تفکر نقادی در جامعه است. وی اضافه کرد: مدیران تلویزیون مخالف آموزش سواد رسانهای هستند، چون اگر سواد رسانهای در جامعه رواج یابد اول از همه مخاطب نسبت به برنامههای خود تلویزیون نقد خواهد داشت. این استاد دانشگاه تهران با اشاره به رویکرد تلویزیون در حمایت از سلبریتیها و عطش برای دیدهشدن گفت: «عصرجدید» هم بر همان محور دیدهشدن و سلبریتیشدن است. وی با اشاره به اینکه تلویزیون بیش از حد وارد زندگی سلبریتیها میشود، اظهار کرد: چرک و چروکهای بیارزش زندگی خصوصی سلبریتیها در تلویزیون نمایش داده میشود و آنها از طلاقهای خود در این رسانه حرف میزنند. بیچرانلو همچنین در واکنش به سخنان بشیر حسینی که از اهمیت سواد رسانهای گفته بود، بیان کرد: ژورنالیسم تحقیقی در تلویزیون اهمیتی ندارد و سواد رسانهای فقط لقلقه زبان است. تلویزیون فقط اغوا و سرگرمی است. وی در بخش پایانی صحبتهای خود درباره داوریهای «عصرجدید» نیز توضیح داد: داوریها در این برنامه متوازن نیست و بسیار ذوقی است. این جمله که بگویید «من خوب حال کردم» براساس کدام نوع داوری است. برنامه قرار است آگاهیدهنده باشد و مردم براساس این معیارهای داوری آگاهی پیدا نمیکنند. ظاهر برنامه این است که مسابقه کشف استعداد است اما مبنایش سرگرمکنندگی است و هرکس شوی بهتری داشت برنده میشود. البته من حق میدهم چون تلویزیون است و میخواهد ذات سرگرمکنندگی را حفظ کند.راودراد نیز در صحبتهای خود و در واکنش به بشیر حسینی بیان کرد: آقای دکتر گفت صحبتهای کلی نشان میدهد دانشگاه مساله ندارد. دانشگاه مساله دارد. از طرف دیگر باید گفت تماشای زیاد الزاما بهمعنای میزان رضایت نیست بله من افراد زیادی را میبینم که برنامه «عصرجدید» را دنبال میکنند اما همان افراد هم به برنامه نقد دارند.
«عصرجدید» را بیرحمانه نقد کنید
در ادامه این سخنان نوبت احسان علیخانی شد تا به بخشی از انتقادات پاسخ بدهد و او با بیان یک درخواست گفت: من باید توضیحی بدهم و یک خواهشی داشته باشم. اینکه ما اینجا هستیم برای نقد برنامه است. من یک برنامهساز تلویزیونی هستم؛ نه کارمندم، نه مدیر هستم پس اجازه بدهید وارد بدیهیات نشویم.وی افزود: من نمیتوانم از طرف تلویزیون نماینده باشم، بنابراین تقاضایم این است که «عصرجدید» را بیرحمانه نقد کنید اما درباره سیاستهای کلان تلویزیون شاید باید مدیران را دعوت کنید و ارتباطی با من ندارد.سپس بخش سوالات دانشجویان آغاز شد و قرار شد بعد از همه سوالات دانشجویان از طرف عوامل «عصرجدید» به آنها پاسخ گفته شود.اولین سوال از اولین دانشجو خطاب به سیدبشیر حسینی بود و او با مقایسه ارزشهای کشور و مخصوصا چارچوبهای تلویزیون صحبتها و موضعگیریهای حسینی را متناقض با سیاست تلویزیون در مقابل غرب دانست و بیان کرد که رسانه اصلی کشور سعی میکند که شبیه غرب شود شما باید توضیح دهید که آیا خودتان میدانید چه کاری انجام میدهید؟ بشیر حسینی خطاب به دانشجویانی که خواستار پاسخ او بودند بیان کرد که اجازه بدهند همه سوالات یکباره پرسیده شود و بعد او پاسخ گوید و بیان کرد که به اینجا آمده تا صحبتهای دانشجویان را بشنود.سوال بعدی درباره نگاه «مرکز- پیرامونی» نسبت به اقلیتها در برنامه «عصرجدید» بود و دانشجوی بعدی عنوان کرد که شما اقلیتها را میآورید و انگار به او توجه و لطفی ویژه میکنید. دانشجوی بعدی که او هم با لحنی انتقادی سخن میگفت به بخشی از صحبتهای بشیر حسینی اشاره کرد و گفت: گفتید اخمالو هستیم بله چرا نباشیم؟ وقتی در یک برنامه تلویزیونی مثل «عصرجدید» متاسفانه از خانواده شهدا استفاده ابزاری میشود تا پوششی برای رویکرد غربی برنامه باشد چرا اخمالو نباشیم؟ وقتی زنها یا حضور ندارند و یا وقتی حضور دارند از آنها سوالاتی از این قبیل میشود که همسرت چه میگوید اگر غذا درست نکنی؟ معلوم است که عصبانی میشویم.دانشجوی بعدی نیز در سخنانی انتقادی و با صدای بلند بیان کرد: دکتر حسینی استاد من هستند اما در بهترین تایم تلویزیون پشت تریبون قرار میگیرند و حرفهایی سطحی میگویند آن هم با عشق!
استعدادیابی وظیفه سیماست
یکی دیگر از دانشجویانی که در مقابل تریبون حاضر شد به یک دوگانه ناجی و نجاتیابنده اشاره و بیان کرد: استعدادیابی وظیفه صداوسیماست نه اینکه فکر کند که لطف میکند. استعدادیابی وظیفه نهادهای کلان مثل آموزش و پرورش و صداوسیماست نه اینکه مردم بیایند و التماس کنند که در مسابقه دیده شوند و میل شخصی یک داور ایجاب کند که او را بپذیرد یا خیر. در میان پرسشکنندگان یک نفر که خود را دکترای علوم ارتباطات معرفی کرد ضمن اشاره به «شهرت بشیر حسینی به حسنخلق»، خطاب به استاد دانشگاه منتقد برنامه «عصرجدید» گفت: استاد دانشگاهی که برای تقابل سنت و مدرنیته در رسانهملی از شتر و گاو و پلنگ استفاده میکند دیگر چه انتظاری میتوان از دانشجویان این حوزه داشته باشد؟ وی همچنین خطاب به استاد دیگر حاضر در این نشست عنوان کرد: شما گفتید رسانه تکمحور است و یک برنامه تلویزیون را نقد کردید اما آیا توانستید در برگزاری یک برنامه دوساعته مرزها را رعایت کنید؟ با پایان سوال او مجری نشست توضیح داد که اصطلاح «شتر گاو پلنگ» توهین نیست و صرفا یک مثل است.در پایان سوالات سید بشیر حسینی که خطاب بیشتر سوالات بود در پاسخ گفت: من ماهی توی آب هستم و در دانشگاه زنده میشوم. کسی از نگاه انتقادی ناراحت نمیشود اما از بیادبیها ناراحت میشویم. وی در پاسخ به کنایه یکی از دانشجویان که مهمترین اثر بشیر حسینی را نوشتن کتاب «۱۵۰هشتگ» معرفی کرده بود، گفت: الان چکار کنیم خوب است تا عصبانیتها رفع شود؟ من حاضرم حتی مشت بخورم از دوستانم. من مهمترین کار عمرم را نوشتن کتاب «۱۵۰هشتگ» میدانم. من در جمع دانشگاهیها حضورم بیش از همهجا مورد انتقاد بوده است، با این حال افتخار میکنم.حسینی دوباره به بخشی از سخنان خود اشاره کرد و گفت: استادان ارتباطات حرف جدی برای برنامه ما ندارند. بیش از ۱۰۰ برنامهساز به من مراجعه کردهاند که سراغ استادان ارتباطات رفتهاند اما آنها بهجای کمک و مشاوره از تئوریهای نظریهپردازان ارتباطاتی برای آنها گفتهاند.وی درباره رسالت «عصرجدید» عنوان کرد: رسالت این برنامه این است که هویتبخشی میکند و ما باورمان نمیشد که این استعدادها را در کشور داشته باشیم. این داور «عصرجدید» همچنین با اشاره به تلاش عوامل برنامه و احسان علیخانی درباره ساخت این مسابقه استعدادیابی توضیح داد: من با احسان علیخانی درباره همه موارد همعقیده نیستیم و نسبت به همین برنامه هم نقدهایی به هم داریم ولی علیخانی تنها کسی است که میتوانست برنامه «عصرجدید» را بسازد و این کارش هم بهواسطه ساخت «ماهعسل» بود که توانست سوژههایی از شهرها و روستاهای دور پیدا کند و ارتباط نزدیکی با جامعه داشته باشد، بسیاری از تهیهکنندگان ما تنها از میدان ونک به بالا را بلد هستند و برنامهسازیهایشان هم به این قسمت از جامعه مرتبط است. علیخانی در ادامه بیان کرد: ما کاری را برای مردم شروع کردهایم که سختترین کار عمرم است. هدفمان این است که مردم به صحنه بیایند و استعدادها دیده شوند. شعار ما در «ماهعسل» این بود که این برنامه رسانه مردم بدون رسانه بود و «عصرجدید» هم همینطور است.
چرخ را نباید از اول اختراع میکردیم
مجری و تهیهکننده «عصرجدید» تصریح کرد: چرخ را که نباید از اول اختراع کنیم، تلنتشو را در ۸۰ کشور دنیا برگزار میکنند حتی افغانستان و عراق در این اوضاع جنگ مسابقه استعدادیابی برگزار میکنند. ما هم پیشنهاد تولید این مسابقه را در سال ۹۶ مطرح کردیم و در ۹۷ اجرایی شد. ما احساس کردیم میتوان حال مردم را خوب کرد و حتی حدود ۸ یا ۹ ماه است یک ریال پول نگرفتهام. وی در بخش دیگر به همدردی با دانشجویان پرداخت و گفت: من چندبار در جلسات نقد این دانشگاه شرکت کردهام و چندسال پیش برای «ماهعسل» آمدم. خودم هم سالها پیش ۲۰۰ متر آنطرفتر و در دانشکده مدیریت درس خواندم.علیخانی با تلاش برای سکوت مخاطبان و دانشجویان و دانشجویانی که هر از گاهی از گوشهای از سالن حرفهایشان را بیان میکردند و میخواستند به گوش او برسانند، عنوان کرد: من خیلی حرف برای گفتن داشتم ولی وقتی نتوانیم یک گفتوگوی ساده برگزار کنیم اوضاع ترسناک میشود.