آرمان - امیر دژاکام معتقد است که نظام آپارتایدی در تئاتر ایران شکل گرفته؛ شرایطی که در آن نژاد پولدار بر بیپول غلبه کرده است.امیر دژاکام نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر درباره برنامهریزی خود برای اجرای اثری جدید در عرصه تئاتر به مهر گفت: آخرین کاری که اجرا کردم به اپرای «عقل، عشق و آدمی» و همکاری با پرواز همای مربوط میشود. قبل از اجرای آن اپرا از آقای مهدی شفیعی و سپس پیمان شریعتی مدیران وقت تئاتر تقاضای سالن اصلی را برای اجرای نمایش «زن نیک ایالت سچوآن» داشتم که مورد موافقت قرار گرفت ولی بعد از حضور شهرام کرمی و سعید اسدی در اداره کل هنرهای نمایشی و مجموعه تئاتر شهر متوجه شدم که آقای شریعتی سالن چهارسو را برای من در نظر گرفته بود.وی ادامه داد: مدتی تمرینهای نمایش «زن نیک ایالت سچوآن» را انجام دادم ولی بهدلیل اینکه ایدههای اجراییام برای سالن اصلی بود از ادامه تمرین و همچنین اجرای این اثر انصراف دادم زیرا پیش از این نیز با صرفنظر از ایدههای اجرایی خودم، نمایش «ننه دلاور» را در سالن چهارسو اجرا کرده بودم و دیگر نمیخواستم چنین تجربهای را پشتسر بگذارم.کارگردان تئاتر «ملکه جنیان» اظهار کرد: بعد از انصراف از اجرا در سالن چهارسو تقاضای سالن اصلی را دادم که اعلام شد در زمان مدنظر به یک هنرمند دیگر که بازیگر شناخته شدهای هم هست، اختصاص داده شده است.وی با انتقاد از وضعیت فعلی تئاتر عنوان کرد: روزگار عجیبی در تئاتر ایران فرارسیده است، یک اثر نمایشی با ۳ یا ۴ بازیگر و در حالی که باید در سالنی کوچکتر و نزدیک به مخاطب اجرا شود وارد سالن اصلی میشود و نمایشی با ۲۰ تا ۲۵ بازیگر و یک ارکستر موسیقی باید در سالن چهارسو اجرا شود.دژاکام با بیان اینکه سالها در صحنه تئاتر باقی مانده و به سینما و تلویزیون نرفته است، متذکر شد: حالا بهصورت قانونی سالنها به هنرمندان خوبی اختصاص پیدا میکند که به سینما و تلویزیون رفتند. اشکال این است که حقوق افرادی چون من نادیده گرفته میشود به همین دلیل با اینکه قصد اجرای نمایشهای «احمد شمس و پوران خوش قول» و همچنین «مکبث» را داشتم ولی بهدلیل اینکه احساس خوبی نداشتم از تولید و اجرای آنها نیز منصرف شدم.نویسنده نمایش «میرعشق» تصریح کرد: روزگار، روزگارِ پول درآوردن شده و متاسفم که نمایش ایران حافظه کوتاه مدتی دارد و به ناگهان یک بخش از تئاتر را حذف میکند. ۴۰ سال روی صحنههای تئاتر بودم و حالا باید وارد بازیای شوم که از ابتدا در آن بازندهام. من نه سرمایه یک میلیارد تومانی دارم و نه آثارم که مضامینی اجتماعی و مردمی دارند سود چند میلیاردی بهدست میآورند که تهیهکنندهای حاضر به انتخاب کار من شود. شاید برای بقا مجبور شوم به سمت تئاتر تجاری بروم و در این شرایط گناهکار اول خودم هستم که تصمیمهایی اینگونه گرفتم؛ شاید هم بهجای گناه اسمش را انتخاب بگذارم.وی افزود: وقتی ۵۰۰ میلیون تومان برای بیلبورد تبلیغاتی و همچنین دستمزدهای چند صد میلیونی بازیگران مطرح را ندارم، کار کردن در این شرایط برای امثال من سخت میشود. البته ناامید نیستم و نمایشنامههای «مالیخولیا» و «کشتی یونانی» را نوشته و تمام کردهام.دژاکام با بیان اینکه نمایشنامه «باد کافر» او در جشنواره تئاتر مقاومت پذیرفته نشد، توضیح داد: اثری که چاپ شده از سوی جشنواره تئاتر مقاومت پذیرفته نشد و وقتی با خانمها و آقایان تماس گرفتم که دلیل این امر را جویا شوم گفتند که هیچکدام نمایشنامه را نخواندهاند.این نویسنده و کارگردان تئاتر در پایان سخنان خود تاکید کرد: آپارتاید در تئاتر ایران شکل گرفته که بهجای سفیدپوست و سیاهپوست، شاهد غلبه نژاد پولدار بر بیپول در آن هستیم. نژاد پولدار میتواند یک شبه تالار وحدت را برای اجرا در اختیار بگیرد، بیلبوردهای اصلی را داشته باشد و بازیگران مطرح را با پرداخت دستمزد بالایشان وارد کار خود کند و من بهعنوان یک کارگردان مولف شرایط خیلی سختی برای کار دارم. این واقعیت این روزهای تئاتر ما است و من نیز از هیچ کسی گله ندارم، سعی میکنم با تولید و اجرای کارهای کوچک، خود را در صحنه تئاتر نگه دارم.