بستن
کد خبر: ۸۴۲۱۲

مخاطب «دلدادگان» همچنان غافلگیر می‌شود

مخاطب «دلدادگان» همچنان غافلگیر می‌شود

آرمان - انتظارها از زمانی شروع شد که لیست اسامی بازیگران و قصه‌ای که قرار بود در ۶۰ قسمت روایت شود، در همه سایت‌های خبری اعلام شد، چیزی که نوید تماشای سریالی خوب را به مخاطبان می‌داد و همه منظر دیدن چنین سریالی بودند که ببینند آیا واقعا حرفی برای گفتن دارد یا نه؟ این سریال که در ساختار روایی خود شیوه‌ای جدید را پیش گرفته است، در سه فصل(حال،‌گذشته و حال) ساخته و به تصویر کشیده شد. رفته رفته با تماشای قسمت‌های ابتدایی فصل یک مخاطب از آنچه انتظار داشت ناامید شد و در قسمت‌های پایانی همان فصل، به امید تماشای فصل دوم باز هم سریال را دنبال کرد. قسمت‌های ابتدایی فصل دوم به‌خوبی پیش رفت، بازی‌ها، قصه جذاب و... از گزینه‌هایی بود که هر مخاطبی آن را دوست داشت. اما کم کم و با رسیدن به قسمت‌های پایانی به این فصل باز هم سریال در ورطه تکرار افتاد و قصه خوبی که شروع کرده بود را با افت ادامه می‌دهد.«فارس» با بابک کایدان نویسنده فصل دوم سریال «دلدادگان» که این شب‌ها فصل سوم آن در حال پخش است، گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه می‌خوانید.

شما در چه بخش‌هایی از نگارش حضور داشته‌اید؟

همانطور که می‌دانید این سریال توسط دو نویسنده نوشته شده و من فصل دو را به شکل جدا نوشتم، چراکه دوستم باید زمان حال را می‌نوشت و طبق تقسیم‌بندی که داشتیم ۱۵ قسمت گذشته را به شکل جدا به نگارش درآوردم.

آن‌طور که متوجه شدیم ایده کلی «دلدادگان» برای ایرج محمدی بود. این ایده از مرحله ایده تا اجرا چقدر تغییر کرد؟

قصه‌ ما سه سال قبل تصویب شده بود و قرار بود کار شود، اما به این دلیل که کهنگی‌ها و مسائلی که داشت، با ورود من به کار تصمیم گرفتیم تغییراتی در پایان قصه بدهیم و در نهایت با همفکری اتاق فکر سه نفره‌مان(من و آقای محمدی و آقای محمدنژادیان) به چارچوب قصه‌ای که الان مشاهده می‌کنید رسیدیم.

برخی بر این باورند که فصل گذشته سریال کیفیت قابل قبول‌تری نسبت به زمان حال دارد.

واقعیت این است که فصل دو به‌دلیل خوب بودن تک تک عوامل از بازیگران گرفته تا بخش‌های دیگر، جذاب درآمده است. البته نمی‌توان فضای نوستالژیک این فصل را در جذابیت آن بی‌تاثیر دانست. بازی آرش مجیدی و ارتباط خوبی که با بازیگر نقش فرزانه برقرار کرد نیز در این چرخه بی تاثیر نیست. همچنین تعدادی از مخاطبان ما متولد دهه ۷۰ بودند که هیچ ذهنیتی از آن فضا نداشتند و اتفاقا توانستند ارتباط خوبی با آن فصل برقرار کنند و این را می‌شود از نقطه مثبت این سریال دانست. ما با تولید این سریال خوشبختانه توانستیم آن دسته از مردم که با انقلاب بیگانه هستند و آن شرایط و فضا را تا به حال ندیده‌اند، را با خود همسو کنیم که لااقل به بهانه همراهی شخصیت‌های سریال، این بخش‌های انقلاب و... را هم دیده‌اند.

جالب است که می‌گویید اغلب مخاطبان ما متولد ۷۰ هستند.

بله، ‌خودمان هم باورمان نمی‌شد و فکر می‌کردیم که مخاطبان بخش گذشته سریال پدر و مادرها باشند، اما اینطور نبود و توانستیم طیف وسیع‌تری را با خود همراه کنیم

اوایل پخش سریال «دلدادگان» کارگردان و برخی عوامل روی زمان پخش نامنظم سریال معترض بودند و این موضوع تا همین الان هم ادامه دارد.

بحث پخش ما را هم آزار داد و بیشتر از اینکه بی‌احترامی به مخاطبانمان بود ناراحت می‌شدیم. احترام به مخاطبان فقط برای سازندگان نیست و تلویزیون هم باید این احترام را برای مخاطبانش قائل شود و اگر تلویزیون پخش منظمی برای سریالی که مخاطب در حال دنبال کردن آن است، داشته باشد این یعنی احترام به او به‌عنوان مخاطب را رعایت کرده است و در غیر اینصورت مخاطب هم دلخور می‌شود. امیدوارم پخش‌های بعدی این سریال منظم و مرتب‌تر باشد.

البته شنیده می‌شود به‌دلیل تقارن سکانس‌هایی که به دفاع مقدس ربط داشت، زمان پخش تا این اندازه جابه‌جا شده است.

شاید این هم درست باشد تا به اندازه‌ای بی‌مناسبت نباشد چراکه سریال دفاع مقدسی آنچنانی هم امسال پخش نشد.

در جایی از صحبت‌هایتان به این اشاره کردید که مخاطب دوست داشت ارتباط کاراکترها. بالاخص ازدواج مالک و مرضیه را ببیند، ‌اما شما ازدواج مالک و مرضیه را هم نشان ندادید و طوری چیده شده بود که انگار مشکل از تدوین بوده است.

ما گذری دو سه ساله از سال ۶۰ تا ۶۳ زدیم و تا سال ۶۵ که در مجموع می‌شود گذری ۹ ساله و همانطور که گفتم به خیلی از موارد اشاره مستقیم و دقیقی نکردیم که به مشکلات تاریخی برخورد نکنیم. درباره ازدواج مالک و مرضیه هم فکر نمی‌کنم ابهامی وجود داشته باشد چراکه از گذشته همه چیز مشخص بود و فقط در یک سکانس می‌خواستیم مخاطب متوجه شود این دو با هم ازدواج کردند.

نکته‌ مهمی که درباره دلدادگان وجود دارد عدم مطابقت بازیگرانی است که در فصل گذشته و در فصل حال یک نقش را ایفا می‌کنند.

ما سعی کردیم ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی بازیگرهایمان را حفظ کنیم. در بخش انتخاب بازیگران دچار محدودیت بودیم و نمی‌توانستیم دقیقا بازیگری انتخاب کنیم که در هر دو برهه از زمان دقیقا فیزیک یکسانی داشته باشد و با شرایط فیزیکی آرش مجیدی و با قد ۱۹۰ آرش هیچ انتخابی نداشتیم و شاید بهترین انتخابمان آقای رایگان بود و جالب است بدانید آقای رایگان قرار بود از همان ابتدا جزو بازیگران اصلی این سریال باشد و اول او انتخاب شد و بعد آرش مجیدی.

این موضوع درباره همه بازیگران زمان حال و گذشته صادق است؟ یعنی در ابتدا بازیگران زمان حال را انتخاب کردید و بعد گذشته؟

برای انتخاب سه بازیگر نقش اصلی‌مان، روی فیزیک چهره، رفتار و صدایشان تمرکز داشتیم و بعد آنها را انتخاب کردیم. اما به‌نظرم خصوصیات رفتاری آرش مجیدی و مسعود رایگان کاملا قابل باور است، اما این احتمال هم وجود دارد درباره برخی از بازیگران این موضوع مصداق نداشته باشد. از طرفی اگر می‌خواستیم بازیگرها را برای رسیدن به سن میانسالی گریم کنیم باز هم مخاطب نمی‌توانست ارتباطی که باید را با نقش‌ها بگیرد و خیلی دلچسب نمی‌شد و بر همین اساس بازیگرها را تفکیک کردیم.

از اینجا به بعد مخاطب با غافلگیری‌هایی روبه‌رو خواهد بود؟

بله، ما همچنان مخاطبانمان را غافلگیر می‌کنیم و با دلیل‌های منطقی غافلگیری‌هایی را پاسخ می‌دهیم. مخاطب ما با آگاهی از رازها به تماشای فصل سه سریال می‌نشیند که فکر می‌کنم آگاهی از بسیاری از اتفاق‌ها باعث می‌شود تا فصل سه برای مردم جذاب‌تر شود، فارغ از اینکه ممکن است تعدادی با بازیگران سریال در زمان حال ارتباط برقرار نکرده باشند.

اما یکی از نقاط منفی این سریال حضور دو بازیگر جوانی است که اتفاقا در قامت نقش اصلی دلدادگان ظاهر شدند.

انتخاب چهره جدید نیاز شرایط فعلی سینما و تلویزیون ما است و نیت ما درست بود و باید بازیگرهای جوان را معرفی کنیم و زمانیکه این ریسک پذیرفته می‌شود ممکن است جواب بدهد و ممکن است جواب ندهد.

جمله پایانی.

بهتر است بعد از پایان سریال قضاوت کنیم و من چنین تصوری دارم. باید جهانِ کامل شده تمامی این افراد را در قصه ببینیم و بعد درباره آنها نظر بدهیم. من با «دلدادگان» اولین کار ۶۰ قسمتی‌ام را آن‌هم با این ساختار تجربه کردم. رازهایی که در قصه وجود دارد، تاثیرگذاری و ملودرام بودن این قصه برایم جذاب است.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی