آرمان - گاهی رویدادهای بسیاری در رمانها، تئاترها، فیلمها و یا آثار هنری دیگر دیده میشوند که غیرواقعی و یا احمقانه بهنظر میرسند، اما اتفاقا برگرفته از یک زندگی واقعی هستند. باید بپذیریم که همه آدمها و افکارشان، چه درست و چه غلط، شبیه هم نیستند. غیرواقعی بهنظر رسیدن بسیاری از رویدادها ممکن است بهدلیل رواجنداشتن آن در جامعه و یا مغایرتداشتن با خواستهها و یا عقایدمان باشد. اتفاقا کار هنرمند یافتن اینگونه رویدادهای کمتر دیدهشده اما چالشبرانگیز است. در واقع، یکی از مهمترین شاخصههای درام همین است. هنرمند واقعگرا، در قالب سوژهای که انتخاب میکند قصدش قضاوت افراد یا واقعیتهایشان نیست و نباید هم باشد. او به زعم یا باور خود، واقعیت را روایت میکند و قضاوت را به مخاطبانش میسپارد. اما اشکال کار در جایی حادث میشود که بخواهیم با نادیدهگرفتن تفاوتهای فرهنگی و عقیدتی، دیگران و رفتارهایشان را قضاوت کنیم. سریال «پدر» کوشید تا در ۳۰ قسمت ۴۵دقیقهای و در حد توانش این تفاوت فرهنگی را که ممکن است به جنگ و جدال فرهنگی منجر شود تحلیل کند و به چالش بکشد.هر کدام از شخصیتهای این سریال نماد یک قشر یا گروه از جامعه بودند و هستند. بهعنوان مثال، کاوه خداشناس کاربلد نقشی را ایفا میکند که استعارهای از انسانهای ظاهرفریب است. آدمهایی که سوراخدعاها را خوب پیدا کردهاند و ظاهرفریبی را ابزاری ساختهاند برای رسیدن به اهدافشان. ظاهر آدمها یا حتی گفتارشان، اگر تعیینکننده درونشان بود، هیچ اختلاس، کلاهبرداری و یا تبهکاری صورت نمیگرفت. اغلب، کلاهبردارترین آدمها موجهترین قیافهها و دلنشینترین کلامها را دارند، وگرنه ما هیچوقت قربانی آنها نمیشدیم و یا فریبشان را نمیخوردیم. ایکاش، دستگاهها و یا نهادهای گزینشی روشی اتخاذ کنند تا کسانی که قرار است مسئولیتی را بر عهده بگیرند نه به خاطر ظواهر و...، که بهواسطه انساندوستی، اخلاقمحوری، خداباوری، میهنپرستی، مردمداری و دلسوزی منصوب شوند و گرنه که بسیاری چیزها را یکی، دو شبه میتوان از بر کرد بدون آنکه به آن اعتقاد داشت. در نتیجه نمیتوان چنین ادعا کرد که شخصیتهای این سریال یا اتفاقات آن غیرواقعی و غیرطبیعی هستند. کافی است نگاهی به اطراف خود بیندازیم!