بستن
کد خبر: ۸۰۷۷۲

بازی در«بچه مهندس» سفر به دنیای ناشناخته بچه‌ها بود

بازی در«بچه مهندس» سفر به دنیای ناشناخته بچه‌ها بود

آرمان - در بین سریال‌های رمضانی امسال «بچه مهندس»، فضایی متفاوت را به تصویر می‌کشد و در آن پرورشگاه نقش اساسی و اصلی را بازی می‌کند و هر کدام از بچه‌هایی که در این مکان حضور دارند قصه زندگی خود را دارند. «فارس»، با ساناز سعیدی درباره حضورش در این سریال گفت‌‌وگویی انجام داده است که درادامه می‌خوانید.

بعد از تجربه همکاری با جلیل سامان در سریال «نفس» که گروهک‌های منافقین را به تصویر می‌کشید،در ۲ سریال «سارق روح» و ««بچه مهندس»» حاضر شدید. این دو سریال و بالاخص «بچه مهندس» چه ویژگی‌هایی داشت؟

دنیای فراموش شده کودکان پرورشگاه موضوع بدیع و خاصی بود و فضای پرورشگاه و این نقش برایم سفر به دنیای ناشناخته‌ای بود که به من فرصت کشف می‌داد. فیلمنامه «بچه مهندس» را به جهت اینکه موضوع بکری دارد دوست دارم. از طرفی موضوع بسیار مهمی در این سریال پرداخته شده است. درباره سریال دیگری که قبل از ماه رمضان از من پخش می‌شد هم باید بگویم، «سارق روح» فیلمنامه‌ای داشت که مرا وادار به تحقیق و کسب اطلاعات می‌کرد تا موقعیت‌های داستان و لایه‌های درونی شخصیت رویا را کشف کنم و از این جهت برایم جذاب بود.کاراکتر رویا موقعیت خاص و ویژه‌ای داشت و من احساس می‌کردم شناخت روان این شخصیت روانشناسی من را هم تقویت می‌کند. رویا کاراکتری خاکستری است که بنا به اتفاق و شرایط سر از جایی در می‌آورد که شاید با سرشت او در تضاد باشد و همه اینها برایم جذابیت داشت‌.

شما کاراکتر مربی یک پرورشگاه را ایفا کردید که اتفاقا ارتباط مادر و فرزندی هم با یکی از بچه‌های آنجا دارد؟

صدیقه مربی پرورشگاه است و بیشتر وقتش را با بچه‌ها می‌گذراند،اما خودش بچه‌دار نمی‌شود.در این بین شوهرش هم به جبهه می‌رود و شهید می‌شود.استنباطی که من از موقعیت او داشتم این بود که خداوند نعمتی را از او می‌گیرد و نعمتی دیگر را جایگزین عشق از دست رفته این زن می‌کند. همزمان شدن آمدن بچه و رفتن شوهرش باعث می‌شود که قلب این زن با بچه و یادگار شوهرش پیوند خورده و او با بچه انس بگیرد.رفته‌رفته ارتباط مادر و فرزندی بین زن و بچه شکل می‌گیرد و کم‌کم این دو روی سرنوشت یکدیگر اثر می‌گذارند. درست است که صدیقه مادرانه به این بچه خدمت می‌کند، اما جواد هم باعث رشد شخصیت صدیقه می‌شود.قبل از شروع تصویربرداری سریال به بهزیستی رفته بودم و با یکی از مربی‌های آنجا صحبت می‌کردم و ایشان حرف خیلی قشنگی به من زدند،گفتند وقتی که به خلق خدا خدمت می‌کنیم بیشتر از اینکه ما به آنها کمک کنیم، آنها به ما کمک می‌کنند و باعث رشدمان می‌شوند.دقیقا مصداق گفته ایشان را در روند رشد شخصیت صدیقه در موقعیت‌های مختلف آن دیدم و مهم اینکه طی مسیر بازی در چنین نقش‌هایی خود بازیگر هم از لحاظ روانی رشد می‌کند و من هم قطعا از این قاعده مستثنی نبودم.

اولین حضورتان در سریال تلویزیونی برای مخاطب خیلی ویژه بود و به‌دنبال آن دومین تجربه که بسیار دیده شده «بچه مهندس» است. این سریال هم در فضای بعد از سال 60 روایت می‌شود. برای شما که فکر می‌کنیم متولد دهه 60 هستید حضور در چنین فضاهایی که خودتان در آن سال‌ها نبودید، چطور تعریف می‌شود؟

اتفاقا چون در آن دوره نبودم بیشتر کنجکاوم که بدانم در آن دوره به هموطنانم چه گذشته است. بنا به ضرورت نقش برخورد عملی و تحقیقات میدانی داشتم. دیدن عکس‌ها و مرور اطلاعات مربوط به آن زمان و از همه مهمتر اطلاعاتی که خود فیلمنامه می‌دهد مرا در این راه کمک کرد، همچنین هم صحبتی با افرادی که در آن دوره تاریخی زندگی کردند به‌خصوص اینکه جنگ عوارضی داشته و این عوارض دامن خیلی از خانواده‌ها و بستگان ما را هم گرفته است، عوارضی که شاید تا به امروز هم ادامه داشته است.حالا اینکه از لحاظ روحی و روانی چه بر سر این خانواده‌ها می‌آید و آشنایی با احساسات و عواطف این عزیزان هم به من خیلی کمک کردتا بتوانم این نقش را ایفاکنم.

اصولا بازی در این ژانر از سریال‌سازی را دوست دارید؟

در درجه اول فیلمنامه و داستان باید جذاب و پرکشش باشد و معمولا نقش‌هایی را دوست دارم که من را به چالش بکشد و باعث شود بیش‌تر تجربه کنم و یاد بگیرم. ژانر مربوطه برایم اهمیت زیادی ندارد.

در «بچه مهندس» به عبارتی راوی داستان هستید و دانای کل.اما در کنارش اتفاق‌های زیادی می‌افتد که صدیقه در آنها راوی نیست! به‌نظرتان می‌توان گفت صدیقه راوی کل سریال است؟ یا نه‌ فقط درباره بخش مربوط به زندگی خودش راوی است؟

باتوجه به نوع طراحی میزانسن‌ها، کارگردانی و شیوه اجرایی کار صلاحدید کارگردان اینطوربوده که صدیقه دانای کل باشد اما به‌نظر من صدیقه تا حدودی دانای کل است.

قصه این سریال شبیه به رمان‌های معروفی مثل «بابا لنگ دراز» و «کوزت» است. به‌نظر شما در قصه «بچه مهندس» پرداخت خوبی از این رمان‌ها صورت گرفته است؟

راستش را بخواهید با این حرف موافق نیستم و به‌نظرم این نتیجه‌گیری با توجه به اینکه هنوز این کار تمام نشده زود است و باید تا پایان کار را تماشا کنیم و بعد جمع‌بندی درستی داشته باشیم .فاز دو و سه این سریال هنوز پخش نشده و هنوز سرنوشت این بچه‌ها را ندیدیم. به‌نظرم الان برای هر تحلیل و قضاوتی زود است و اصلا به‌نظرم اقتباس معنی دیگری می‌دهد.

یکی از جذابیت‌ها و البته سختی‌های بازی در این سریال، همبازی شدن با کودکان خردسال است. رابطه‌تان با یونا تدین بازیگر نقش جواد جوادی و دیگر بچه‌ها چطور بود؟

من عاشق بچه‌ها هستم چون صداقتشان مختص به خودشان و ستودنی است.به اعتقاد من بچه‌ها سرمایه‌های ما هستند و واقعا آینده‌سازند.به‌شخصه در این سریال فقط و فقط در کنار بچه‌ها لذت بردم و از آنها آرامش گرفتم. رابطه بسیار خوبی با هم داشتیم و برایم تجربه بسیار جذابی بود. برای یونای عزیز و همه بچه‌های دوست داشتنی هنرمند این سریال آرزوهای بهترین‌ها را دارم.

از پیشرفتی که تا به حال در بازیگری داشتید،راضی هستید؟

تازه اول راه و در حال رشد هستم و در حال تجربه و یادگیری‌ام .آنقدر باید آزمون و خطا کنم تا بیش‌تر یاد بگیرم و تلاش می‌کنم که درست در مسیرم قرار بگیرم و این برایم خیلی اهمیت دارد.

در این سریال نقش مادری را بازی می‌کنید که تا به حال و با توجه به سن و سالتان تجربه حضور در چنین نقشی نداشتید.تجربه‌ خوبی برایتان بود؟

مادر‌بودن اتفاق بسیار بزرگی است. قطعا کسی که مادر هست تجربه عظیمی را پشت‌سر گذاشته و به خودشناسی عمیقی از خودش می‌رسد.من و صدیقه پا به پای هم احساسات مادرانه را کشف کردیم.صدیقه بچه‌دار نمی‌شود و بنا به شرایطی که برایش ایجاد می‌شود می‌خواهد به‌طور اختصاصی برای بچه‌ای مادری کند و اینکه اصلا چه اتفاقی می‌افتد که این بچه نسبت به بقیه بچه‌ها برایش خاص می‌شود؟ صدیقه احساساتش نسبت به بچه مهمان که یادگاری و امانت از شوهرش می‌داند را رفته رفته کشف می‌کند و من هم پا به پای او احساسات مادرانه را کشف کردم و باید بگویم همراه هم از لحاظ روانی رشد کردیم.ما به‌عنوان بازیگر تحقیق کرده و نشانه‌هایی را پیدا کرده و سعی می‌کنیم شبیه به مادرها رفتار کنیم. من هم تلاش کردم تا نشانه‌های مادر را در نقش صدیقه پیاده کنم.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی