بستن
کد خبر: ۷۹۹۷۹

از اولین تا سی‌ویکمین ‌نمایشگاه درجا زده‌ایم‌

از اولین تا سی‌ویکمین ‌نمایشگاه درجا زده‌ایم‌

آرمان - گروه ادبیات و کتاب: رضی هیرمندی (1326-زابل) از شناخته‌شده‌ترین مترجمان حوزه کودک و نوجوان است که در حوزه بزرگسال هم ترجمه‌هایی دارد. از او بیش از 130 عنوان کتاب تاکنون منتشر شده که بخشی از آنها آثار تالیفی خود اوست. تندیس ماه زرین به‌عنوان مترجم برگزیده در جشنواره بزرگ ادبیات کودک و نوجوان، لوح تقدیر در بیست‌وسومین دوره کتاب سال، لوح تقدیر از شورای کودک، دریافت نشان طلایی لاک‌پشت پرنده و دریافت لوح افتخار IBBY سال ۲۰۱۴ برای ترجمه اختراع هوگو کابره از جمله افتخارات اوست.

از کتاب‌های جدید و تجدیدچاپی‌هایتان که در نمایشگاه عرضه می‌شود، بگویید.

در حوزه کودک و نوجوان «من صندلی نیستم» را نشر پرتقال منتشر کرده. همین ناشر «با فرزندان هم» از مجموعه «قصه‌‌های قبل از خواب» ‌دو‌ قصه تازه را به کتاب‌های قبلی افزود.‌ احتمال دارد «می‌توانم یک من دیگر بسازم» از شینسوکه یوشی‌تکه ژاپنی هم به نمایشگاه برسد. بازنشرشده‌های بیشتر کتاب‌های ترجمه و بعضا تالیفی‌ام در نمایشگاه حضور دارند. از آن جمله: تجدیدچاپ‌شده‌های ۱۵ کتاب قصه دکتر زیوس، پنج قصه خرس کوچولو و خرس بزرگ در نشر افق، تمام کتاب‌های سیلوراستاین در نشر هستان، تمام نه جلد طنز گام‌به‌گام با آقای گام در نشر چرخ‌فلک، چاپ هشتم «چگونه پدر و مادر خود را تربیت کنیم» در نشر هوپا و... در بخش بزرگسال، «خاطرات صددرصد واقعی یک سرخپوست پاره‌وقت» در نشر افق، «فرهنگ گفته‌های طنزآمیز» در انتشارات فرهنگ معاصر و ‌»هایکوهای عاشقانه و هایکوهای طنزآمیز» در نشر چشمه.

چه چیزهایی برای شما در نمایشگاه کتاب حائز اهمیت است و چه چیزهایی ناخوشایند؟

ما سی‌و‌یک‌سال است نمایشگاه بین‌المللی کتاب برگزار می‌کنیم. اگر قرار بود هرسال یک گام به جلو‌ برداشته باشیم حالا باید نسبت به سال اول سی گام جلوتر می‌بودیم نه اینکه درجا بزنیم.‌ مهم‌تر از همه اینکه این نمایشگاه که ما داریم با معیارهای بین‌المللی نه نمایشگاه که فروشگاه است و فروکاستن امر روزمره و خطیر کتاب و کتابخوانی به چند روز در سال است.

از خاطره‌های تلخ و شیرینتان در طول سال‌های برگزاری نمایشگاه کتاب برایمان بگویید.

خاطره شیرین دیدار دوستان است در نمایشگاه و خاطره تلخ که امری عادی شده، دیدن وضع نابسامان کتاب‌های ارزشمند است در میانه هیاهوی کتاب‌های کنکورزده.

به سبک‌وسیاق نمایشگاه‌های بین‌المللی که فضایی است برای تـبادل‌نـظر و انتقال تجربـیات نوشتن و ترجـمـه به دیـگران، حالا که این امکان در نمایشگاه کتاب تهران میسر نیست یا اگر هست در بازار داغ فروش کتاب چندان به چشم نمی‌آید، کمی از تجربه‌هایتان در عرصه ترجمه بگویید.

در گذر سالیان به این نتیجه رسیده‌ام که ترجمه ادبی یک فن هنری است. ‌آدم ده، ‌پانزده سال زانو می‌زند و استخوان خرد می‌کند و بعد می‌بیند که دیگر فوت‌وفن کار دستش آمده. از آن به بعد دستش می‌آید که به‌جای اینکه منتظر وقوع معجزه‌ای برای تحول کیفی خود باشد بیشتر باید گزیده‌کار بشود و کتاب‌های باز هم ارزشمندتری ترجمه کند. ‌هرچند گاهی رسیدن به نقطه‌های اوج اول دیگر ممکن نیست. قاضی بعد از «شازده‌کوچولو» و «دن‌کیشوت» کتاب‌های برجسته‌ای ترجمه کرد لیکن نقطه‌های اوج او همان‌ها بود که بود. اما دریابندری سال‌ها بعد از ترجمه «پیرمرد و دریا» و «هکلبری‌فین» ناگهان با ترجمه «بازمانده روز»، آسمان پیرانه‌سری‌اش را درخشان کرد! یک نکته دیگر را هم بگویم: مترجم بهتر است به بیش از یکی، ‌دو حوزه برای کار ترجمه ورود نکند.

از بین کتاب‌های خودتان، کدام‌یک را پیشنهاد دهید؟ و اگر بخواهید از مترجمان دیگر هم کتابی پیشنهاد بدهید، چه کتاب‌هایی؟

در حوزه بزرگسال «فرهنگ‌شیطان»، «‌خاطرات صددرصد واقعی یک سرخپوست پاره‌وقت» و «مرگ ایوان ایلیچ» که به‌تازگی در نشر کتاب سبز تجدیدچاپ شده را پیشنهاد می‌دهم. در حوزه نوجوان مجموعه «گام‌به‌گام با آقای گام» و در حوزه ادبیات کودک «درخت بخشنده» و به موازات آن «لافکادیو» از سیلوراستاین.

و پرسش آخر: حالِ کتاب در این روزگار به‌ویژه کتاب کودک و نوجوان چطور است و پیش‌بینی‌تان از آینده کتاب چیست؟ به کدام سمت می‌رویم؟ و اینکه چه کارهایی می‌توانیم بکنیم که کتاب، در این وضعیت بحران مخاطبی که رنج می‌برد، حالش بهتر شود؟ یا به بیانی دیگر، دولت‌ها چه کاری می‌توانند بکنند؟

تا زمانی که مسئولان دست از سر کتاب برندارند و تا زمانی که هرسال و هر ماه کتابفروشی‌ها به کبابفروشی‌ تبدیل می‌شوند، چرخ بر همین منوال خواهد چرخید. تیراژ پانصدتایی و هزارتایی فریاد می‌زند که کتاب و کتابخوانی حال خوشی ندارد. تازه با مهروموم‌کردن پیام‌رسان‌های عمومی مثل تلگرام وضع از این هم بدتر خواهد شد و حرف و خبر ما به گوش همان یکی، ‌دو‌هزار مخاطب هم نخواهد رسید. ‌فکرش را بکنید من به‌عنوان یک نویسنده و مترجم از هوای آلوده و ترافیک وقت‌کشنده تهران گریخته و به گوشه روستایی پناه برده بودم اما از طریق دو گروه تلگرامی مترجم و مترجمان با همکاران خود هم‌اندیشی داشتم و از طریق گروه یار مهربان با بیش از پانصد نویسنده و مترجم کودک و نوجوان و مخاطب جدی در ارتباط بودم.‌ جالب اینکه در هیچ‌یک از این گروه‌ها بحث سیاسی و امنیتی و حتی انتقادهای غیرادبی‌فرهنگی مطرح نمی‌شد. خب، حالا با فیلترشدن تلگرام تکلیف اهالی کتاب چیست؟

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی