آرمان - خسرو شهراز متولد 1330 در کرمانشاه و فارغالتحصیل كارشناسی برق و الكترونیك از دانشگاه شریف در سال 1363 است.فیلمهای سینمایی خانه روشن ، هفت دقیقه تا پاییز، انتهای خیابان هستم ، قصهها ، ماهی و گربه ، چ، و سریالهای تلویزیونی مقصر کیه ، حکایات وضربالمثلها ، بنی آدم ، سایه مهتاب ، فصل مقاومت ، میلیاردر ، فرات ، پشت بام تهران و آنام تنها بخشی از کارنامه هنری خسرو شهراز است که اگر بخواهیم تمامیآن را در اینجا بیاوریم از حوضله مخاطبان خارج است.همچنین نمایشهای چشم در برابر چشم ، مردی برای تمام فصول ، در پوست شیر ، در حضور باد ، آنکه گفت آری، آنکه گفت نه ، چه سالها که غریبانه زیستم ، افسانه خروسخوان، غریبانه ، شبی برایبودن ، سیب سرخ هوا ، هفت طبقه، کالون و قیام کاستلیون ، شاه لیر ، جنگیر ، مشروطه بانو، مرز ، آقای میوسو ، روز سیاوش ، الیورتوئیست ، ماضی استمرای و بینوایان تنها بخشی از نمایشهایی است که شهراز در آنها بازی کرده است.خسرو شهراز که فعالیت هنری خود را از صداوسیمای کرمانشاه شروع کرد اینک پس از 66 سال سن و 52 سال کار هنری با وجود کارنامه درخشانی که از خود به جا گذاشته است هنوز از جایگاه خود رضایت نداشته و ندارد و معتقد است نارضایتی از خود باعث پیشرفت و اثری بهتر از فرد میشود. شهراز این روزها در سریال آنام که از شبکه سوم سیما روی آنتن است با بازی فوقالعادهای که از خود ارائه داده است با استقبال از سوی مخاطبان روبهرو شده است. گفتوگوی «میزان» با وی را در ادامه میخوانید:
چه شد که نقش کبیر در سریال آنام را برای بازی پذیرفتید؟ چه چیزی در این نقش شما را جذب کرد؟
من کارهای تصویری زیادی پیش از نقش کبیر بازی کردهام. از رادیو و تلویزیون کرمانشاه فعالیت خود را شروع کرده و کار هنر را بهدلیل مسائل مالی انتخاب نکردم، کار اداری و حقوق داشتم و قصد نداشتم شغلم را رها کنم. کار تصویر هم مورد علاقه هر بازیگری است و سریال آنام و نقش منفی کبیر یکی دیگر از آثار من است. نقش کبیر یک نقش تک بعدی نبود و بعد از خواندن فیلمنامه متوجه شدم که میتوان روی این نقش کار کرد.
بازخورد مردم نسبت به بازی شما در نقش کبیر چگونه بود؟
باتوجه به فرهنگی که در حال حاضر در جامعه ما حاکم است این جامعه نقش مثبت را دوست دارد. من بهدلیل اینکه با مترو تردد میکنم مردم با لطف خود به مجموعه آنام از این اثر تعریف میکنند متوجه میشوم که این اثر را دوست داشتهاند و یا وقتی نظرات مردم را در فضای مجازی درباره نقش کبیر میخوانم که با دیدن این نقش اذیت میشوند، این اذیت شدن را نقطه مثبتی برای اثر خود میدانم و احساس میکنم نقش به درستی اجرا شده است. اینکه تماشاگر با این نقش ارتباط گرفته و آن را احساس کرده است برای من دوست داشتنی است.
دوست دارید بیشتر در کدام عرصه بازی کنید؟ تئاتر، سینما یا تلویزیون؟
هر عرصهای که اثر و نقش خوبی به من پیشنهاد داده شود چه تئاتر، سینما یا تلویزیون باشد خواهم پذیرفت. آرامش خود من بیشتر در تصویر است چون رسانه حکمفرماست.در تئاتر مقداری اذیت میشوم.اگر نقش خوبی در سینما باشد که مرا درگیر کند و دوستش داشته باشم خواهم پذیرفت.
دوست دارید نقش منفی بازی کنید یا مثبت؟دلیل آن چیست؟
نقشهای مثبت اکثرا روتین و کلیشهای هستند من نقش مثبت زیاد بازی کردهام اما در نقش منفی ابعاد زیادی پیدا میکنم که درگیر آن نقش میشوم ضمن اینکه نقش منفی فوقالعاده سخت است، من این سختی را بیشتر دوست دارم، اینکه سختی کار را پیدا کنم، مرا اذیت کند، درگیرش شوم و یک بعد جدیدی از آن را کشف کنم. نقش پدر و درجه یک به من زیاد پیشنهاد داده میشود اما چنین نقشی را دوست ندارم که ساده و بدون واکنش بازی کنم. در واقع نقشهایی که با سکون باشند را دوست ندارم از این نظر نقش منفی را بیشتر دوست دارم. تلاش میکنم در نقش منفی ابعادی را کشف کنم که تا کنون دیده نشده است.
شما از بازیگران مطرح تئاتر هستید که مقامها و جوایز متعدد بازیگری را از جشنوارههای مختلف استانی و کشوری دریافت کردهاید. وضعیت تئاتر را در حال حاضر چگونه میبینید؟
وضعیت آشفتهای حاکم است و من موافق این شرایط نیستم و همچنین موافق حضور نداشتن چهرهها هم نیستم اما شکل حضور چهرهها در تئاتر امروز غلط است. من دوست دارم در کنار هنرمندان مشهور باشم اما به این شکل که تماشاچی برای دیدن این دسته از هنرپیشهها به طرف نمایش بیاید اصلا خوشایند نیست. روز به روز متوجه حضور کمتر تماشاچیهایی که تمایل به دیدن هنرمندان مشهور داشتند، میشویم. مردم عادت میکنند و هنرمندان نیز از این شیوه دیده شدن حذف میشوند. مانند بادی است که میوزد و به تدریج آرام میشود. ضمن اینکه هنرپیشههایی هستند که کارشان خوب است و کار تئاتر را دوست دارند و دیدگاهشان اینگونه نیست. من این دسته از هنرپیشهها را مقصر نمیدانستم، کسانی که تصمیم گیرنده هستند بیشتر مقصرند. تئاتر سالهاست که در و پیکر خود را از دست داده و هر کسی که دوست داشته وارد این حوزه شده است، هر کسی دوست دارد کارگردانی میکند، نویسندگی میکند، تهیهکنندگی و کارهای دیگری انجام میدهد.اساسا تئاتر قانونمند و منظم نیست. نظمی نیست که تعیین کند با چه ویژگی وارد این عرصه شویم. باید برای کسی که میخواهد وارد تئاتر شود مقرراتی اعمال کنند که با انجام آن مقررات به این عرصه وارد یا از ورودش جلوگیری شود. از نظر من اشکالی بر کسانی که در این عرصه فعالیت میکنند نیست. اما در کل وضعیت تئاتر بسیار بسیار آشفته است و بدون استاندارد برپا میشود.من فکر میکنم این موارد به یک شکلی به این عرصه ضربه وارد میکند. کسانی که از رشته تئاتر فارغالتحصیل میشوند نیاز به سالنهای استاندارد دارند. وقتی کسی که فارغالتحصیل این رشته میشود و با سالنی مواجهه میشود که هیچ امتیاز استانداری در صندلی، نور، صحنه و دیگر موارد ندارد، مجبور میشود از ایدههای خود سانسور کند و وقتی اجرای یک اثر هنری را میبینیم، تعجب میکنیم که این اثر بنا به چه عاملی اجازه اجرا یافته است؟.
آیا از جایگاه خود در هنر و میزان تلاشهایی که در این عرصه کردهاید رضایت دارید؟
فکر کردن به این قضیه خودگویی است، من اصلا از تلاشهای خود راضی نبوده و نخواهم بود. حتی روزی که روی صحنه رفتم و جایزه دریافت کردم. همیشه معتقدم امتیازی که به من داده شده است برای هر کس دیگری نیز ممکن بود رخ بدهد. راضی نبودن بیشتر آدمها را به جلو سوق میدهد، همیشه تلاش کردهام ببینم، مطالعه کنم، خودم را با آدمهایی که میخواهم نقششان را بازی کنم وفق دهم. اینکه بخواهم راضی باشم که به انتها برسم، نه. این رضایتمندی برای من در این 52 سالی که در عرصه بازیگری هستم بهوقوع نخواهد پیوست.
قطعا پشت این نارضایتی از جایگاه خود در بازیگری سالها زحمت وجود دارد. از تلاشهایی که باعث شد تا به این جایگاه برسید برایمان بگویید و تعریف شما از بازیگری پس از این همه سال چیست؟
همیشه فکر میکنم بازیگری دری است که هزاران در را درون خود باز میکند، هر در را باز کنی در دیگر باز میشود و بیانتهاست و واقعا هم همینطور است. در کنار بازی، نظم و انضباط و جدیبودن حرف اول را میزند بهویژه در مواقعی که تمرین داریم باید بیش از حد جدی باشیم و زمانی که برای تمرین میگذاریم تلاش کنیم. حداقل ۹۰درصد از زمان تمرین خود را وقف کار کنیم نه این که از آن بزنیم، تمرین نکنیم و جدی نباشیم. متاسفانه امروزه بیشتر تمرینهای تئاتر به یک دورهمیتبدیل شده است که کنار هم جمع شوند و دیداری داشته باشند و یک دور از روی متن آن خوانده شود.اکثر تمرینهایی که امروزه در تئاتر حضور داشتهام باب دل من نبوده است. من بیشتر تمرینهای تئاتر با خودم است. در خانه خودم اتود میزنم، به لحظات مختلف نمایشنامه فکر میکنم، فضای آن را بهوجود میآورم و تمرین میکنم. اگر لازم باشد فیلم میبینم، رمان و قصه میخوانم، شعر میخوانم و چیزهایی که بتواند به نقشم کمک کند.نزدیک به شصت و شش سال از سنم میگذرد و این توانایی را در خودم میبینم که بتوانم بیشتر کار کنم، خسته نمیشوم، از کار کردن لذت میبرم، از اینکه کاری را با جزئیات آن انجام دهم و به نقشی که انتخاب کردهام برسم لذت میبرم.
وضعیت حاکم بر فضای کار سینما را چگونه میبینید؟ آیا خودتان از این وضعیت رضایت دارید؟
متاسفانه لابیبازی، پارتی، دوستی، همنشینیهای خاص و دور همیها باعث نبودن چهرههای هنری شده است. مخاطب در حال حاضر حساب و کتابی ندارد. بسیاری از جوانها را میشناسم که مستعد و فوقالعاده هستند و همسن پسر من هستند اما برای هنرنمایی به آنها جایگاهی داده نمیشود. یک دفترچه دارم که اسم هر کدام از این بازیگران مستعد را با خصوصیات و ویژگیها و بازیشان یادداشت کردهام و سر هر پروژه ای که بروم این دفترچه را همراه خود دارم و اسم این عزیزان را ارائه میدهم اما هیچ اقدامی نمیشود. متاسفم که برای این بازیگران فرصتی پیدا نمیشود یا جایی نیست که یک بار هم شده است فرصتی پیش آید تا خود را نشان دهند.
این روزها چه پیشنهادات و فعالیتهای هنری دارید؟
در تمرین نمایش شارلی به کارگردانی و دراماتوری مسعود دلخواه هستم. شارلی یکی از نمایشنامههای بینظیر شکسپیر است. مرتضی اسماعیل کاشی، محمدرضا علی اکبری، بهناز جعفری، پانته آ پناهیها و اکبر زنجانپور که کسوت استادی همه ما را دارند در این اثر بازی میکنند. در این نمایش نقش لاستر را بازی میکنم و هم پای دوست و رفیق خدمتکار شارلی را بازی میکنم که سرنوشت هر دو مشترک و به هم نزدیک است. کار جدیدی برای من است و دوست داشتم این تجربه را داشته باشم. کار فوقالعاده خوب و حرفهای مدنظر داشتم و تجربه جدیدی است که پذیرفتم در آن بازی کنم. این نمایش اول تیرماه به روی صحنه میرود. کار با استقبال مواجه خواهد شد چون نگاه مسعود دلخواه و ساختار اجرایی او متفاوت از کارهای دیگر است، منظم در تمرین، با برنامه و با گروه خوب کار میکند و اثر را جلو میبرد. همه اینها دست به دست هم میدهد تا کار خوب و بینظیر باشد.چهرههای شناخته شدهای در این نمایش حضور دارند، هر چند بهشخصه اعتقادی به این موضوع ندارم و انتظار دارم خود اثر خوب باشد. سالها پیش که چهرهها در تئاتر نبودند اجراها بینظیر و پر از تماشاچی بود اما امروز هر کاری که اجرا میشود حتما باید یکی دو چهره باشد تا تماشاچی را به دیدن نمایش بکشاند. این موج حضور چهرهها در تئاتر پس از مدتی محو میشود و آنچه میماند کارها، بازیهای خوب، کارگردانی خوب و متن خوب است. انشاءا... روزی تئاتری که همه ما میشناسیم روی صحنه بیاید.چند سریال و دو کار سینمایی به بنده پیشنهاد شده است که در حال بررسی آنها هستم تا آن اثری که دوست دارم را انتخاب و در آن بازی کنم. عادت ندارم چند کار تصویری را همزمان بازی کنم. متاسفانه جلسه تمرین در کار تصویری حذف شده است و دوست دارم فرصت داشته باشم تا تمرینات را خودم انجام دهم تا برای نقش آماده شوم . از این لحاظ یک اثر تصویری کار میکنم تا فرصت زیادی صرف تمرین آن کنم. به احتمال قوی در اثری سینمایی بازی خواهم کرد و کارگردان آن از فیلمسازان مطرح سینما است.
از بیماری قدیمیتان چه خبر؟
مدت ده سال بود به سرطان مبتلا بودم و با آن دست و پنجه نرم میکردم اما یک سال و نیم است که برطرف شده است و تنها با تجویز پزشک تا سه سال آینده باید مراجعه و تست آزمایش بدهم تا تحت کنترل پزشک و با نظارت او روند سلامت حفظ شود.