آرمان - گروه ادبیات و کتاب: ادبیات عرب در جهان با نامهای بزرگی چون نجیب محفوظ که در سال ۱۹۸۸ نوبل ادبیات را از آن خود کرد و نامهای دیگری چون ادوارد سعید و آدونیس، شناختهشده است. بعد از راهاندازی جایزه بوکر عربی که زیرمجموعه جایزه بوکر انگلستان است، ادبیات عرب بهطور جدی در جهان مورد توجه قرار گرفت، از جمله در ایران که آثار نویسندههای برجسته عرب طی سالهای اخیر ترجمه، منتشر و با استقبال خوبی مواجه شدند. از جمله این نویسندهها میتوان به بها طاهر، سعود السنعوسی، احمد سعداوی، غاده السمان و غسان کنفانی اشاره کرد که نمونههایی از داستانهای کوتاه آنها در مجموعه «خاکستر روی زخم» نیز آمده است. «خاکستر روی زخم» مجموعه پنجاه داستان کوتاه از پنجاه نویسنده معاصر عرب را شامل میشود که ستار جلیلزاده آن را ترجمه کرده است. آنچه میخوانید نگاهی است به ادوار تاریخی ادبیات عرب از منظر این کتاب که شمای کلی ادبیات معاصر عرب را در خود دارد.
اگر اروپا را خاستگاه رمان بدانیم، بیشک داستان کوتاه از شرق برخاسته است. داستان کوتاه، توجه به آن لحظههایی از زندگی انسان است که بسیار اهمیت دارند و از ژرفای سرشت و کنشها و همه آنچه پیرامونش میگذرد، برمیآید. داستان خود برشی از زندگی است و همچون نمودی انسانی از همان سپیدهدمی به وجود آمد که انسان برای رفع نیارهای روانی و اجتماعی به شکل جمعی زندگی کرد. اما سرشت داستان کوتاه تنها شامل قصهای که در چند صفحه نوشته شود، نیست بلکه گونهای از گونههای ادبی معاصر است که در اواخر قرن نوزدهم رشد کرد و اینگونه برای خود ویژگیها و امتیازات شکلی معین پیدا کرد.
داستان عربی، تاریخ دورودرازی دارد، درواقع امثال عربی خود «قصه»هایی در چارچوب تجربههاست. منابع خاطرنشان میکنند، برخی قصههای عاطفی قدیم نمادی اولیه از قصههای کوتاه یا داستان کوتاه در میراث عربیاند، مثل قصه یا داستان «زنوبیا» و داستان «المُرقّس الاکبر مع أسماء بنت عوف». اگر به کتابهایی نظیر «التّبرالمسبوک» غزالی یا «سراجالملوک» طرطوسی، که خود میراث گذشتهاند، نیک نظر افکنیم، میبینیم چیزی جز داستان و قصههای اندرزگونه نیستند که بیشتر جنبههای آموزشی و تربیتی دارند و گوینده آنها معلوم نیست تا برسیم به «الفرج بعدالشدت» ابیبکر بن یحییالصولی که دارای قصههایی است منسجم با گرهای محکم و پایانی خوش و اغراضی متنوع. این روند ادامه داشت تا اینکه یکی از نویسندگان مصر، «ابنالدایه» کتاب «المکافاه» را تالیف کرد که عبارت بود از هفتادویک قصه در سه بخش: بخش نخست درباره محاسن آفریدگار، بخش دوم در باب مکافات بشر و بخش سوم پیرامون حسن عاقبت. از شبیهترین انواع به داستان کوتاه در ادبیات عرب «مقامه» است که بر زیبایی لفظی و بدیعی استوار است. مقامهها در تمام حوادث تنها یک قهرمان داشت که او نیز دائم، یا مکار و حیلهگر بوده و یا باذکاوت، به خاطر رهایی از گرفتاریهایی که مولف او را در آنها درگیر میکرد. مثل قهرمان «ابیزیدالسروجی» در مقامات حریری یا «ابیالفتح اسکندری» در مقامات ابیالبدیعالهمذانی. شخصیتی که بین زیرکی و خوشقلبی و عشق به سیاحت، حکایاتش به فکاهیهای اجتماعی پهلو میزند. داستان کوتاه نوین متاثر از قصههای شرقی بود. نخستین گونه از قصه که اروپاییان در قرون وسطی شناختند، کتاب «التربیهالدینیه» یهودی اندلسی معروف به «موسی سفردی» بود که دین کاتولیک را سال 1106 میلادی پذیرفت و خود را «پدرو اُلفونسو» نامید و گمان میرود ابتدا آن را به عربی نوشت و سپس به ترجمه آن اقدام کرد. آن کتاب آمیزهای از «کلیله و دمنه و سندباد بحری» و جز آن بوده است. این همان مسیر اروپا به سوی داستان کوتاه بود.
«خاکستر روی زخم»، که مشتمل بر پنجاه داستان کوتاه از پنجاه نویسنده عرب است، از نه کشور عربزبان برگزیده شدند که به تناوب اثرگذارترین نویسندگان معاصر در کشور خود و گاه جهان بودهاند-اگرچه کشورها و نویسندگان دیگری نیز میتوانستند در اینجا حضور داشته باشند، اما نیستند و آن بهدلیل اثرگذاری داستانها یا نویسندگانی بوده که توانستند با آثار خود توجه همگان را به خویش جلب کنند. آنچه از ادبیات عرب در طول تاریخ میتوان سراغ گرفت، نخست شعر و سپس داستان است. و رمان، آن هم در معدود مواردی، با وجود پیشرفتهای اقتصادی و رشد شهرنشینی و ارتباط با فرهنگهای غربی، اقبال چندانی نداشته است چراکه سرشت انسان عرب، سرشت حکایت است. ذهنیت موجود در انسان عرب، ذهنیت سراسر سنتی در لایهها و بافتهای ذهنی و عینی زندگی است و این تنها بهواسطه همان قالب تاریخی و سنتی خود تجلی پیدا میکند. در داستانهایی که از نویسندگان کتاب حاضر در معرض دید مخاطب قرار میگیرد، ریشههای تاریخی و ستمی که در گذر تاریخ بر انسان عرب رفته تا مصائب جهان معاصر، داد سخن میرانند. ویژگی عمده داستانها به بیان جدلهای جهان معاصر از جنگ و درگیریها و کشمکشهای انسان نظر انداخته شده. این داستانها درواقع تاریخ اجتماعی مردم در کشورهای عربزبان است؛ حیات فکری و روحی انسانهایی که در گذر تاریخ همواره مخاطرات و متلاطمات فراوانی را از سر گذراندهاند. این نکته را میتوان از انتخاب نام کشورها نیز دریافت. کشورهایی نظیر الجزایر، مصر، سوریه، عراق، فلسطین، لیبی و... که همواره در گذر تاریخ اجتماعی خود دچار فراز و فرودهای بسیاری شدهاند، شکستها و فتوحات بسیاری به دست آوردهاند. جنگ، اشغال، انقلاب، ویرانی، نادیدهانگاشتن، پیامدهای حاصله از جنگهای خانمانسوز، همهوهمه در داستانها گاه بسیار کوتاه و بهطور موجز روایت میشوند. در عمده داستانها ما با شخصیت یا تیپ برجستهای روبهرو نیستیم، بلکه خود روایت و اصل ماجراست که اهمیت پیدا میکند. درنتیجه داستان صرفا برشی از زندگی فرد یا افراد نیست، بلکه بیان واقعه اتفاقافتاده است که خود را به خواننده تحمیل میکند. عمده شخصیتهای موجود در داستانها از طبقه فرودست اجتماعی برگزیده شدهاند که با درونمایههای انسانی درآمیختهاند. برخی از این نویسندگان دارای زبانی بسشاعرانهاند، پنداری که مخاطب در حال خواندن شعری است سراسر شورانگیز و خیالی. از این جهت که بار عاطفی اثر و جنبه توصیفی آن درهم تلفیق شدهاند. از این میان، برجستهترین آنان، نجیب محفوظ برنده جایزه نوبل 1988 است، تا دیگران و... بسیاری از نویسندگان این مجموعه توانستند جوایز زیاد و ارزندهای از جهان عرب و نیز جوایز معتبر جهانی را دریافت کنند. داستانهایشان به زبانهای بسیاری ترجمه شدهاند و توانستهاند راه خود را در میان خوانندگان آثار داستانی جهان پیدا کنند. اکثر آنان همسو با مردم در تحولات انقلابی و اجتماعی ملت خود نقشهای اساسی داشتند، در مرکز مبارزات حضور داشتند، به دلایل فعالیتهای سیاسی به زندان افتادند، طعم تلخ تبعید را از سر گذراندند، ممنوعالقلم شدند اما هرگز از تلاش طاقتفرسای خود دست نکشیدند. همه این سختکوشیها موجب شد که ادبیات عرب-داستان و بهویژه شعر-در جهان از اعتبار بالایی برخوردار باشد.
یکی از ویژگیهای دیگر این مجموعه حضور دو دسته از نویسندگان عرب در دو حوزه جغرافیایی است. نویسندگانی از آفریقای شمالی نظیر مغرب، مصر، الجزایر، تونس و لیبی؛ و دسته دیگر نویسندگانی از کشورهای حوزه خاورمیانه نظیر عراق، سوریه، فلسطین و کویت. همین تقسیمبندی موجب میشود بتوان تفاوتها و شباهتهای داستانی دو قاره را از هم تفکیک کرد. اگرچه ویژگی مشترک تمامی این کشورها در مبارزه با حکومتهای خودکامه و نیز حضور بیگانگان در کشور است، اما نباید تفاوتهای جغرافیایی آنها را از نظر دور داشت. این کشورها اگرچه دارای زبان عربیاند اما تفاوتهای فرهنگی بسیاری نیز با یکدیگر دارند و همین تفاوتها باعث میشود تا از عناصر محیطی خود در فضای داستانها سود ببرند. از این جنبه باید گفت که درک محیطی موجود در داستانها خصلتی ویژه به آثار بخشیده؛ خصلتی که تا حدود زیادی توجه جهانیان را به خود جلب کرد. نویسندگان لیبی همواره از فضای صحرا بهره میگیرند. گستردگی و وسعت درعینحال خشکی و موج، تلخیها و سختجانیها در داستانهای آنها حضوری پررنگ دارد. درحالی که نویسندگان مغرب بیشتر به فضاهای شهری نظر دارند؛ کشمکشهای مردم با حکومت و از این دست حرکتها که تا حدی میتوان آن فضاها را با فضاها و مبارزات پیش از انقلاب ایران مقایسه کرد. در مصر عمده توجه به فضاهای قهوهخانهای، اسطورهها و فراعنه و از این قسم مباحث است که برجستهترین آنها نجیب محفوظ است. در لیبی عمدتا به موضوعات قبیلهای، دریا و فضاهای خلیج، مروارید و... میپردازند. مساله زن در این دست آثار بسیار برجسته است، مسالهای که در عمده کشورهای عربی توجه چندانی به زن نمیشود، موضوعات پیرامون سرخوردگی و به حاشیهراندهشدن... اینها مسائلی هستند که کانون توجه نویسندگان این کشورها است. اگرچه همین ویژگی اخیر گریبانگیر اکثر کشورهای عربی است. در تونس و الجزایر بیشتر بیان مقاومت و مبارزه علیه استثمار است. آنان همواره در برابر استعمارگری فرانسه به مبارزه برخاستند و نمود آن در داستانهایشان به وفور مشاهده میشود. ایستادگی در برابر زیادهخواهیها و آزادیخواهی بافت فکری در این حوزه جغرافیایی است. در عراق و فلسطین و سوریه-که از تمامی جهات با دیگر کشورهای عرب بلکه با تمام دیگر کشورهای جهان متفاوتاند-پیوسته درگیر جنگهای ویرانگر و فلاکتهای خانمانبرانداز بودهاند، همواره در پی رهاشدن از این بندهای اجتماعی و استعماری مورد توجه بوده است. مقاومت اصلیترین موضوعی است که در تمامی آثار نویسندگان و شاعران و هنرمندان این کشورها وجود دارد. تقریبا بیشترین هنرمندان تبعیدی از همین کشورها هستند. به این دلیل که در برابر زورگوییها و اشغالگریهای حاکمان خود یا کشورهای زورگو ایستادهاند. صبر، استواری و شکیبایی؛ کودتاها علیه فضاهای بسته، توجه به مصائب مردم، حرکتهای اجتماعی همه و همه مرکزیت آثار ادبی در کشورهای عربی است. البته در برخی موارد هم میتوان رد طنزهای اجتماعی را در این دست آثار مشاهده کرد که تلاش میکنند دشوارترین مسائل را با زبان تلطیفشده و پالوده بیان کنند تا شاید اندکی از آن همه خون جگرخوردنها و فلاکتها را برطرف کند. بیتردید باید گفت هنر تنها ملجأ و سرپناه ملتهای مبارز عرب است که امید به آینده و حضور در عرصه انسانی را برای آیندگان فراهم میکند. حکایت، حکایت تاریخ سراسر تلخکامیها و شوربختیها است. تاریخ عصر دستوپنجهنرمکردن از دو سو: عوامل جغرافیایی بسته و محیط خفقانآور؛ و از دیگر سو، حضور و دخالتهای استعمارگران و بیگانگان ویرانگر که در پی منافع زیادهخواهانه خود این ملتهای همواره درگیر در کوران تاریخ را به تاراج بردهاند.
«خاکستر روی زخم» نمادی از همین التیام بر زخم تاریخی ملت عرب است. نمادی است از آزادیخواهی و استقلالطلبی. و نماد فریاد تظلمخواهی تاریخی ملت عرب در رنج و تعب. فریاد رهایی از سنتهای گاه دستوپاگیر قومی و قبیلهای است. فریاد زیر پا لهشدنها. ادبیات عرب بیشک ادبیات فریادها و فریادها است از دل تاریخ پردرد و پردردسر.
در ایران با توجه به اشتراکات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و نیز نزدیکی جغرافیایی با بسیاری از این کشورها، همواره مروادههای ادبی-هنری تنگاتنگی میان هنرمندان و نویسندگان وجود داشته و دارد. همین نزدیکی موجب میشود که شناخت آثار کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهایی که نزدیکی و اشتراکات فرهنگی با ایران دارند، مورد توجه قرار گیرد. ایده اصلی و اولیه کتاب از همین منظر شکل یافته است. اگرچه این شناخت در حوزه شعر همواره گستردهتر و بیشتر بوده است. باشد که کتاب به بخشی از نیازهای خواننده در حوزه داستان کوتاه جهان در بخشی از جغرافیای جهاین، تصویری هرچند کوتاه ارائه دهد؛ ایدهای که در پی شکلدهی تفکر «هزارویک شبی» در ذهن خواننده داستانی جهان است تا بتواند به گنجینه ادبیات داستان کوتاه جهان دست یابد. تا حدی میتوان گفت کتاب حاضر تقریبا نخستین کتابی است که این حجم از نویسنده و داستان کوتاه را یکجا کنار هم گرد آورده است و از اینرو میتواند منبع ارزندهای برای آشنایی، شناخت، نقد و بررسی آثار داستاننویسان معاصر عرب باشد.