بستن
کد خبر: ۷۷۴۶۶
استاد هوشنگ ظریف در گفت‌وگو با «آرمان»:

در هنر نمی‌توان یک‌شبه ره صد‌ساله پیمود

در هنر نمی‌توان یک‌شبه ره صد‌ساله پیمود

آرمان - بهنام موحدان(پندار): هوشنگ ظریف هنرمندی است از نسل آزاده‌مردان و زنان رنسانس موسیقی ایرانی، دوره‌ای که اخلاق و هنر، دست‌به‌دست هم داده بودند، تا فرهنگ ملتی را در کتاب تاریخ، به نیکی نقش زنند؛ اسطوره‌هایی که امروز گرچه به افسانه بدل شده‌اند، اما میراثشان تا زندگی جاری است، در بطن زمان و مکان باقی و ساری است؛ بزرگمردی از جنس هنر اصیل، نماد نجابت و سمبل عشق و وفاداری، طلیعه فرهنگی که برایش خون دل خورده و رنج‌ها کشیده است؛ عالیجناب هوشنگ ظریف قلب تپنده تار ایرانی است. با ایشان پیرامون موضوعات مختلف گفت‌و‌گویی صمیمانه داشتیم که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید.

استاد خالقی بر موسیقی اصیل کشور چه تاثییرات شگرفی داشته است؟

زنده‌یاد استاد خالقی هنرمندی یگانه ‌در فرهنگ و هنر موسیقی کشور بودند، برای شکوفایی و پویایی و اشاعه هنر موسیقی کشور زحمات بسیاری کشیدند. بنده در هنرستان نه‌فقط درس هارمونی موسیقی بلکه عشق و معرفت و انسانیت را نزد ایشان به معنای حقیقی کلمه آموختم. استاد خالقی برای ما حکم پدر را داشتند. شاگردان هنرستان را مثل بچه‌های خودشان دوست می‌داشتند. ایشان دانش و اندیشه و خرد خویش را با عشق و عاطفه و معنویات خود گره زده و هنرستان را برای ما به خانه دوم تبدیل کرده بودند. در چنین فضای علمی و معنوی هنرجویان و اساتید روابط صمیمی و عاطفی نزدیکی با یکدیگر برقرار می‌کردند که این خود یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری پایدارترین ارکسترها و زیباترین آثار موسیقی ایرانی بود. ایشان در هنرستان فرصت شناخت و درک زندگی و عواطف انسانی را برای ما فراهم کرده بود و این، شور و اشتیاق ما به فراگیری موسیقی و تعامل با یکدیگر را چندبرابر می‌کرد. اینگونه بود که برخی از همشاگردی‌ها با یکدیگر ازدواج می‌کردند. مثل بنده و همسرم خانم پروین صالح. ایشان به من و همسرم بسیار علاقه‌ داشتند و اتفاقا شاهد عقد ما هم در مراسم ازدواجمان بودند كه هنوز عكس این مراسم در آلبوم خانوادگی‌مان هست. این صمیمیت‌ها و دلبستگی های عاطفی میان استاد و شاگرد، در شکل‌گیری شخصیت اخلاقی و اجتماعی ما بسیار موثر و تعیین‌کننده بود و ما آن را مدیون دوراندیشی و عشق توصیف نشدنی استاد خالقی به موسیقی اصیل ایرانی می‌دانیم که برای همه ما ستودنی و الهام‌بخش بود. درباره بُعد هنری ایشان، حرف‌ها و گفتنی‌ها بسیار است؛ هنر آهنگسازی و تسلط بر معانی و مفاهیم گوشه‌های موسیقی ایرانی، شناخت عمیق از تاریخ هنری کشور، تسلط ویژه بر ادبیات و فلسفه و برخورداری از نثری روان و قلمی شیوا که سرگذشت موسیقی ایرانی را در سه جلد به زیبایی و با دقت به رشته تحریر درآوردند که این کتاب ارزشمند امروز یکی از مهم‌ترین منابع و شناختنامه‌های موسیقی کشور است. برنامه‌های متنوعی برای معرفی موسیقی اصیل ایران برای رادیو تهیه می‌کردند از جمله «سازوسخن»، برنامه بسیار زیبا و ارزنده که ایشان با همت و ذوق سرشار خود آن را تنظیم و اجرا می‌کرد و با بیان شیوای خود به معرفی و شناساندن دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی می‌پرداخت و دانش و تجربیات خویش را در اختیار عموم مردم قرار می‌داد. مقالات و یادداشت‌های متعددی که در مجلاتی همچون چنگ و موزیک ایران و روزنامه‌های آن زمان منتشر می‌کردند، همگی نشان از تعهد و پایداری و فعالیت‌های گسترده و مستمر استاد خالقی در عرصه موسیقی کشور داشت. او ره از خار و خاره روبیده/ وین بیراهه جاده کوبیده. کتاب‌هایی که برای سطوح مختلف آموزش و برای سازهای ملی کشور تدوین کردند، کتاب‌هایی که تا امروز مهم‌ترین و شاخص‌ترین متد آموزش موسیقی در کشور هستند. استاد خالقی موسیقیدانی متفکر، خلاق و صاحب‌نظر بودند که با یک تعهد و دوراندیشی خاص به هدایت جریان‌های موسیقی کشور می‌پرداختند. آثار با کلام ایشان از زیباترین و بارزترین نمونه‌های تلفیق شعر و موسیقی و آثار بی‌‌‌کلام ایشان از اصیل‌ترین و زیباترین آثار ملودیک و هارمونیک موسیقی ایرانی هستند که از سازآرایی‌ها و نغمه‌پردازی‌ها و ارزش‌های هنری ویژه‌ای برخوردارند. واقعا استاد خالقی به‌دلیل هنر و منش‌ والایشان همواره یک الگوی نمونه فرهنگی و اجتماعی بوده و در تاریخ جاودانه می‌ماند. ارزش استاد را دانستن، هنر نیست بلکه بایستگی و وظیفه است.

در تمام این سال‌ها، این منزلت و جایگاه شایسته هنری و اجتماعی جنابعالی در تاریخ موسیقی کشور، چه مسئولیت‌هایی را برای شما در پی داشته است؟

ببینید، در وجود همه انسانها خداوند طلیعه‌ای از وجود خویش را به امانت گذاشته است، تا انسان با شناخت و درک آن و باروری و بهره‌گیری درست از آن، جوهره وجود خود را به منصه ظهور رسانده و آن را نخست وسیله‌ای برای رشد و بالندگی روح خود قرار داده و در درجه دوم آن را در جهت تداوم زیبایی و تعالی بشری به خدمت بگیرد. به ما دادند کالای وجودی/ که برداریم از این سرمایه سودی. و هنر موسیقی ودیعه‌ای بود که خداوند در روح و وجود من به امانت گذاشت، و من در تمام سال‌های عمرم تلاشم بر این بود که امانت‌دار خوبی باشم و از این هدیه آسمانی به نکویی و شایستگی برای سرافرازی و نیک‌نامی و حفظ اصالت و هویت موسیقی کشورم بهره‌برداری کنم و در جهت حفظ و اشاعه موسیقی ملی ایران، کوشا و موثر و مثمرثمر باشم تا این میراث گران‌سنگ که هویت فرهنگی ما ایرانیان است را در مسیر پر تلاطم فرهنگ ایران، به نسل‌های بعد منتقل کنم. این مهم، بزرگ‌ترین مسئولیت زندگی من بوده است. سال‌ها با جدیت و ممارست تلاش کردم، سختی کشیدم و هرگز در این راه از آموختن و آموزش و آفرینش باز نایستادم. من هرگز این ودیعه خداوندی را وسیله امرار معاش و فخرفروشی خویش نکردم. ز آغاز اندُه انجام داریم/ زمانه وام ده، ما وامداریم/ توانگر چون شویم از وام ایام/ چو فردا بازخواهد خواست این وام.

شما یکی از دوستان نزدیک و همکاران قدیمی زنده‌یاد استاد فرامرز پایور و نوازنده ثابت تار ارکستر ایشان بودید. درباره شخصیت و جایگاه هنری ایشان در تاریخ موسیقی کشور به چه نکاتی می‌توانید اشاره کنید؟

استاد پایور یکی از موسیقیدانان تاثیرگذار و از استادان بزرگ موسیقی کشور بودند؛ هنرمندی خلاق و متفکر با اندوخته هنری بسیار، و از بهترین شاگردان استاد ابوالحسن صبا که سال‌ها نزد این استاد بزرگ به کسب دانش و علم موسیقی پرداخت. همه عمر خویش را صرف مکاشفه، جست‌وجو، فراگیری و کسب تجربیات تازه در موسیقی ملی ایران کرد، تا بدین وسیله این هنر ملی را به جهانیان شناسانده و آن را اعتلا بخشد. یک لحظه از عمر خویش را هدر نداد، با نگاهی موشکافانه و دقتی بسیار، به گردآوری و آوانگاری نغمه‌ها و رپرتوآرهای موسیقی ایرانی می‌پرداخت که ردیف‌های آوازی استاد عبدا... دوامی یکی از شاخص‌ترین آثار مکتوب ایشان و تاریخ موسیقی اصیل کشور است. به موسیقی کشورش عمیقا عشق می‌ورزید و خود را نسبت به حفظ آن متعهد می‌دانست. حاصل این عشق و تعهد، ساخت و تنظیم و ضبط صدها قطعه موسیقی ممتاز و ماندگار است؛ چهارمضراب‌ها، پیش‌درآمدها، خصوصا آثاری که در برنامه گل‌های تازه ارائه کردند. استاد پایور در تنظیم قطعات برای ارکستر مهارت و تسلط منحصربه‌فردی داشتند و بسیار استادانه و هنرمندانه به آفرینش هنری می‌پرداختند. قطعه زرد ملیجه از استاد صبا، رنگ اصفهان از علینقی‌خان وزیری، رنگ شور از موسی‌خان معروفی، قطعه گفت‌و‌گو از ساخته‌های خود استاد پایور که برای دونوازی سنتور و ویلن تنظیم کرده و ویلن آن را هم استاد صبا به زیبایی نواختند، قجر و رنگ دستگاه شور با همراهی ارکستر فرهنگ و هنر و صدها قطعه ماندگار دیگر گویای هنر و خلاقیت بی‌‌‌نظیر استاد پایور است. ایشان حقیقتا در تنظیم قطعات چه برای ارکستر، چه دونوازی و گروه‌نوازی، هنرمندی صاحب سبک بودند که با بهره‌گیری از نبوغ و دانش موسیقایی بی‌‌‌نظیر خود، در رشته تنظیم و نیز تاسیس ارکسترهای موسیقی بدعت‌گذاری کرده و تحولی شگرف در آهنگسازی و تنظیم در موسیقی ایرانی به وجود آوردند. ایشان در ارکستر برای هر سازی سلونوازی‌های جداگانه‌ای را تنظیم می‌کردند تا هنرمندان ارکستر بتوانند قابلیت‌های هنری و ظرافت‌های ساز خود را به نحو نیکو به نمایش بگذارند و از سوی دیگر با نغمه‌پردازی‌های متنوع از یکنواختی و تکرار جلوگیری می‌کردند. اجرای جشن هنر شیراز، ارکستر اساتید در دستگاه همایون، به زیبایی این نبوغ و خلاقیت ایشان را که به تمامی در هنر نوازندگی استادان ارکستر تجلی یافته، نشان می‌دهد. یکی دیگر از مهم‌ترین دغدغه‌های هنری استاد پایور، ساخت موسیقی بی‌‌‌کلام بود. ایشان نیز همچون استاد روح‌ا... خالقی ساخت موسیقی بی‌‌‌کلام را برای تقویت سازبندی و ارکستراسیون و شناساندن هرچه بیشتر و بهتر مفاهیم و گوشه‌های ردیف موسیقی ایرانی ضروری می‌دانستند. استاد پایور در همه بخش‌ها چه در آموزگاری و تدریس، چه در نوازندگی، چه در آهنگسازی و تنظیم و چه در نگارش اصول فراگیری نوازندگی ساز سنتور و گردآوری نغمه‌ها و گوشه‌های موسیقی دستگاهی ایران و آوانگاری آنها، استادی صاحب سبک بود که حقیقتا موشکافانه و عاشقانه به خلق آثار بدیع موسیقایی می‌پرداخت. ارکستر سازهای ملی استاد پایور که اعضای ثابت آن هنرمندانی نظیر استاد محمد اسماعیلی، استاد رحمت‌ا... بدیعی، استاد حسن ناهید و بنده بودیم و نیز ارکستر اساتید ایشان که با حضور استادان بزرگ موسیقی کشور آقایان جلیل شهناز و علی‌اصغر بهاری و حسین تهرانی شکل گرفته بود، از پایدارترین و منسجم ترین ارکسترهای ایرانی بودند که در طول سال‌ها فعالیت‌های مستمر موسیقایی و برگزاری کنسرت‌های متعدد در سراسر ایران و کشورهای مختلف جهان، به شناساندن موسیقی ایرانی می‌پرداخت. وجوه مشترک اخلاقی و هنری میان اعضای ارکسترهای استاد فرامرز پایور یکی از عوامل مهم پایداری و همکاری‌های مستمر آن بود. نوازنده‌های ارکستر ایشان، شناخت عمیقی از احساسات و اخلاقیات و هنر یکدیگر داشتند و همه این عوامل تحت درایت و مدیریت استاد پایور و نظم و هماهنگی منسجمی که در ارکستر ایجاد کرده بودند، باعث ماندگاری آن در تاریخ موسیقی کشور شد. استاد پایور یک جهان نبوغ و هنر و اصالت بود، ‌ای‌کاش زمان فرصت بیشتری در اختیار او می‌گذاشت. تو در کنار فراتی ندانی این معنی/ به راه بادیه دانند قدر آب زلال

همه موسیقیدانان معاصر از خصوصیات اخلاقی و هنری استاد پایور به نیکی یاد می‌کنند، مخصوصا انضباط و جدیت مثال‌زدنی ایشان در پرداختن به امر هنر موسیقی. لطفا قدری درباره دوران همکاری با ایشان برایمان بفرمایید.

همکاری با ارکستر استاد پایور از بهترین دوران‌ زندگی‌ام بود. ایشان شیوه و برنامه‌ریزی خاص خود را داشتند. وقتی در فرهنگ و هنر تمرین داشتیم، همه رأس ساعت ۹ باید سازشان را کوک می‌کردند تا کار را شروع کنیم. وقتی کسی حتی دو دقیقه دیر می‌آمد، آقای پایور به ساعتش نگاه می‌کرد و می‌گفت: شما دیر آمده‌اید. آقای پایور نمونه کامل یک انسان منضبط بود. به خاطر دارم، در میانه یکی از کنسرت هایمان در تالار وحدت، آقای پایور، رو به اعضای ارکستر گفتند: ساز نزنید! همه تعجب کردند. استاد گفت: ساز نزنید تا آقایی که صحبت می‌کنند، صحبتشان تمام شود. حس عمیق احترام ایشان به موسیقی را ببینید. شما امروزه اینگونه احترام‌گذاشتن و عشق‌ورزیدن به موسیقی اصیل کشور را کمتر مشاهده می‌کنید. یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد ارکستر استاد پایور، همکاری و همدلی صمیمانه و پیوسته‌ای بود که اعضای ارکستر با یکدیگر داشتند؛ شاخصه‌ای که نقطه عطفی در تداوم فعالیت‌های مستمر این گروه بود. این مهم امروز حلقه مفقوده در موسیقی ایران است. اعضای گروه در حدود ۴۰‌ سال باهم همکار بودند. همه یکدیگر را قبول داشتیم. هیچ‌کس خودش را بالا‌تر از دیگری نمی‌دید. متاسفانه امروز وقتی گروهی جدید شکل می‌گیرد، هر کدام از اعضا خودشان را از سایرین بالا‌تر می‌دانند. خودپسندیدن وبال است و گزند/ دیگران را کی پسندد خودپسند؟ یکی از علت‌های پایداری ارکسترهای استاد پایور، این بود که ما دل‌هایمان با هم کوک بود، بنابراین باید هم ساز‌هایمان کوک باشند. در تمام دورانی که با تک‌تک اعضا و استاد پایور همکاری می‌کردم، روابطمان کاملا دوستانه و پر از شوق بود. ساعت‌های متمادی می‌نشستیم و با شور و علاقه‌ای وصف‌ناپذیر کار می‌کردیم. ما حقیقتا دل‌هایمان با هم کوک بود.

یک تار خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

دسته ساز نباید تخت باشد. این صاف‌بودن باعث می‌شود که صدای گز بدهد. همه سیم‌ها باید خوب بخوانند و زیر انگشتان نرم باشد و علاوه بر خوش‌ساختی باید صدای خوبی هم داشته باشد. تناسب بین کاسه و نقاره و دسته ساز بسیار مهم است. تراش کاسه در کیفیت صدای ساز نقشی تعیین‌کننده دارد، همین‌طور فاصله سیم تا دسته، جنس چوب و جنس پرده بسیار مهم است. البته سبُکی ساز مهم است، قطعا سازی که با چوب توت ساخته شود، به شرط رعایت استانداردهای ساز، بسیار خوش‌صداست. پشت کاسه ساز را برخی سازندگان تخت می‌سازند و برخی با گودی بیشتر، امروزه تارهای زیادی با مدل‌های متفاوت ساخته می‌شود از جمله ساز پنجه‌طاووسی، تار با سرپنجه سنتی اصالت بیشتری دارد. کیفیت صدا با سرپنجه‌های سنتی مناسب‌تر است، ضمن اینکه کوک‌کردن آن‌هم راحت‌تر است. یک سازنده باید مدام سازهایش را نزد نوازندگان حرفه‌ای ببرد تا درباره جنس صدا و کیفیت ساز نظر دهند.

امروز در نوازندگی اکثر نوازنده‌ها می‌بینیم که اجرای تکنیک بر روح و اصالت موسیقی ایرانی ارجحیت دارد، گویی نوازنده‌های ما در اجرای تکنیک‌ها مسخ شده‌اند. دیدگاهتان درباره شیوه‌های نوازندگی، خصوصا تار ایرانی و اجرای موسیقی ایرانی در جامعه شبه‌مدرن ایرانی چیست؟

بله، متاسفانه امروز جوانان ما به تب تند شهرت‌طلبی و کسب درآمد آلوده شده‌اند، و این تب تند آنها را از توجه به ظرافت‌ها و ارزش‌های مفاهیم اصیل هنری غافل کرده است. فرم نوازندگی‌ها فرق كرده و چیزی كه نواخته می‌شود اصلا معلوم نیست كه در چه دستگاهی است. آنقدر تكنیكی ساز می‌نوازند كه انگار آكروبات‌بازی می‌كنند و واقعا توجهی به مفهوم و معنای آنچه که می‌نوازند، ندارند. چون برخی از جوانان فقط به تکنیک فکر می‌کنند، گویی حس و حال در سازشان مرده است. بنده بیش از 60 سال است که به‌طور مستمر در امر آموزش موسیقی فعالیت دارم، هنوز هم وقتی با هنرجویان، ردیف کار می‌کنم، لذت می‌برم. اما ملودی‌ها و شعرهایی که امروز ساخته می‌شوند دیگر رنگ و بوی گذشته را ندارند. آن موقع آهنگسازان و شاعران دور هم جمع می‌شدند و با هم رفت‌و‌آمد داشتند. همدیگر را قبول داشتند. وقتی یک ملودی به‌نظر یکی از آنها می‌رسید، آن را در جمع مطرح می‌کردند و نظرات یکدیگر را جویا می‌شدند، تا یک قطعه موسیقی پدید می‌آمد و در تاریخ موسیقی کشور ماندگار می‌شد. تار، مادر سازهای ایرانی است و باید اصالتش حفظ شود. کار امروز جوانان ما دیگر آن اصالت را ندارد و از دل برنمی‌آید که لاجرم هم بر دل نشیند. و این بدان دلیل است که به هنر نگاهی سطحی دارند و عامیانه‌اش کرده‌اند. در حالی که هنر هنرمندان متعهد، سرمایه ملی یک کشور بوده و باید تعالی‌بخش و بارورکننده احساسات و عواطف آدمی باشد و شخص هنرمند نیز الگوی اخلاقی و انسانی اجتماع باشد. تكنیك هم جای خود را دارد اما باید شخصیت این ساز اصیل حفظ شود، چون فرم و حالی كه این ساز داشته با این نوع نوازندگی‌ها به تدریج از بین می‌رود. ما امروز، نوازنده‌ای که بتواند بداهه‌نوازی کند، دیگر نداریم. هنر بداهه آن ارتباطی است که نوازنده به پشتوانه آگاهی و تسلط بر ردیف‌های موسیقی ایرانی با احساسات و سلوک معنوی خود، با گوشه‌ها و نغمه‌های مخالف موسیقی ایرانی برقرار می‌کند و آن را با هنر و خلاقیت خود درمی‌آمیزد و اثری دلنواز را ارائه می‌کند. اما امروزه به‌دلیل تغییرات محیطی روزافزون و رشد و پیشرفت سریع تکنولوژی و مدرن‌شدن زندگی و حتی احساسات و شیوه زندگی آدمی، انسان از آن هویت اصیل و عاطفی خود دور شده و این تغییرات هم بر تفکر و شیوه فعالیت نوازندگان و آهنگسازان موسیقی اصیل ایرانی هم تاثیر بسزایی گذاشته است. ادامه این روند، شیوه‌های اصیل تارنوازی را کم‌کم به فراموشی می‌سپارد و این صدایی که از ساز آقای شهناز می‌شنویم، متاسفانه ممکن است روزی منسوخ شود. نکته دیگر اینکه جوانان امروز به تاریخ گذشته فرهنگ و هنر کشور خود بی‌‌‌توجه و و از آن کم‌اطلاع هستند. ما جوانان مستعد و علاقه‌مند بسیاری در حوزه موسیقی داریم، اما متاسفانه نمی‌دانند که چه کار باید بکنند و لذا از راه‌های نادرست وارد شده و تحت هدایت و آموزش‌های اشتباه، به بیراهه می‌روند و هنر و استعدادشان هرز می‌رود. در نتیجه سرخورده و مغموم و بدبین می‌شوند و این سرآغاز آشفتگی و ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی آنها می‌شود. موسیقی امروز ما متاسفانه روح و معنایی ندارد و اکثر آثاری که تولید می‌شود بیشتر کالاهایی تاریخ مصرف‌دار هستند تا اثری هنری و كمتر كسی حاضر است كه دو بار آن را بشنود. آثاری که تولید می‌شوند هیچ‌وجه اشتراکی با احساسات و عواطف و عشق و اندوه مردم ندارند، چون آهنگسازان و نوازنده‌ها کمتر به مفاهیم و معانی و کاربرد گوشه‌ها و ردیف‌های موسیقی ایرانی توجه دارند و بیشتر مجذوب موسیقی الکترونیک شده‌اند. دلیل دیگر آن، شیوه‌های آموزشی اشتباه برخی مدرسان موسیقی هم هست. یک نوازنده خوب الزاما یک معلم خوب نخواهد بود. انتقال مفاهیم هنری و آموزش صحیح ردیف‌ها و تکنیک‌های نوازندگی یک هنر است که فرد باید از چنین جوهره‌ای برخوردار بوده و دارای پتانسیل معلمی باشد. مهم‌تر اینکه استادانی مثل روح‌ا... خالقی و ابوالحسن صبا و فرامرز پایور به‌صورت آکادمیک، قواعد و دستور آموزش سازهای مختلف را از سطح مقدماتی تا پیشرفته با دقت تدوین کرده‌اند و این آثار همچنان مبنای آموزش موسیقی در سطوح مختلف است. لذا باید به این دستورالعمل‌ها پایبند بود. اما متاسفانه برخی با سلیقه‌ورزی و روش‌های فردی اقدام به تدریس می‌کنند که مردود است. ما باید به موسیقی اصیل خودمان اهمیت داده و ارج بنهیم. الان هرجا كه نگاه می‌كنیم با تار، آكوردهای گیتار یا فرم‌های دیگر نواخته می‌شود، در حالی كه ما باید ملودی‌های خودمان را پرورش دهیم. نمی‌دانم چرا نسل جوان به این شكل به موسیقی پاپ روی آورده. البته در زمان گذشته هم این نوع موسیقی وجود داشت و هنرمندانی هم بودند که در این عرصه بسیار باذوق فعالیت می‌کردند و آهنگ‌هایشان هم به دل می‌نشست، اما اكنون نه شعرها به دل می‌نشیند و نه آهنگ‌ها. ما باید موسیقی خود را حفظ كنیم، همان‌گونه كه تركیه و سایر كشورها موسیقی خود را حفظ كرده‌اند.

متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم که از عناوین باارزش استاد و هنرمند چطور سوءاستفاده‌های بسیار می‌شود! به‌طوری که این واژه‌ها امروز کمتر اعتبار و منزلتی دارند. از نظر شما شاخصه‌های یک استاد حقیقی چیست و ما به چه شخصی می‌توانیم «استاد» بگوییم؟

بله، متاسفانه امروز اینقدر این کلمه باارزش را برای هر اهل و نااهلی به‌کار می‌برند که دیگر آن معنا و جایگاه حقیقی را ندارد. استاد کسی است که حداقل 40 سال تجربه مستمر و مشخص هنری داشته باشد، دانش‌آموخته فن آن هنر، نزد استاد آن هنر باشد. در این درگه بلند او شد که افتاد/کسی استاد شد کو داشت استاد. هنرمند بزرگی نظیر زنده‌یاد آقای پایور استاد بودند، که در محضر استادی چون ابوالحسن‌خان صبا شاگردی کرده و خود نیز خوی مستطاب استادی در جوهره وجودشان بود. همچنین زنده‌نام روح‌ا... خالقی استاد مسلم ما که در فرهنگ و اخلاق و هنر بی‌‌‌نظیر بودند. اگر کارآگهی آگه ز کاری است/ هم از شاگردی آموزگاری است. کسی به مقام استادی نائل می‌شود که در مکتب یک استاد، شاگردی کرده باشد و علاوه بر کسب دانش و تجربه و بینش لازم در آن هنر، بهره‌مند از جوهره انسانی و برخوردار از معنویات و خصوصیات اخلاقی هم باشد. فروتنی، آزادگی، معرفت، صداقت، وقت‌شناسی و نظم، فضائل اخلاقی است که زینت هنر و شخصیت یک استاد حقیقی است. لذا از این رهگذر هنرمندانی نظیر روح‌ا... خالقی، ابوالحسن صبا، جلیل شهناز، حسین تهرانی و فرامرز پایور، استادان حقیقی موسیقی ما هستند. متاسفانه امروزه نوعی عوام‌گرایی در موسیقی ایرانی صورت گرفته است و هیچ رتبه‌بندی و سلسله‌مراتبی در ساختار و تشکیلات سازمانی و حتی نظام آموزشی کشور وجود ندارد. مسئولان محترم، نگاهی جدی به موسیقی ملی کشور ندارند. ما در قدیم ارتباطی داشتیم به‌نام رابطه «استاد و شاگردی» که در آن شاگرد در مقابل استاد در نهایت احترام رفتار می‌کرد و برای وقت استاد و آن کاری که استاد در حق شاگرد می‌کرد، ارزش و حرمت قائل بود؛ یعنی شاگرد می‌فهمید که استاد چه از خودگذشتگی‌ها کرده است تا او به سر منزل مقصود برسد. لذا یک اعتماد و اطمینان‌خاطر دوطرفه میان استاد و شاگرد برقرار بود. استاد می‌دانست که شاگرد قدر و منزلت او را می‌شناسند و شایسته آن دانش و علم و هنری است که به او می‌آموزد و شاگرد نیز می‌دانست که استاد او را چون فرزند خویش دوست داشته و برای اعتلا و رشد فرهنگی و معنوی او در تلاش است، لذا با تلاش و تمرین و عشق به ساز و کلاس و مفاهیم علمی و اخلاقی مکتب استاد، لیاقت و شایستگی خود را به استاد نشان می‌داد. اما امروز چنین روابط عاطفی قوی و پایدار علمی و معنوی در میان مدرسان و هنرجویان کمتر و کمتر دیده می‌شود.

شما یکی از بزرگ‌ترین معلمان موسیقی در ایران هستید که بسیاری از جوانان علاقه‌مند به موسیقی از نسل‌های مختلف را آموزش داده‌اید. به‌نظر شما موسیقی اصیل ایرانی امروز در میان نسل‌های جدید چه جایگاهی دارد؟

در گذشته به‌دلیل وسعت کم شهرها و دوری راه‌ها، دل‌های افراد به یکدیگر نزدیک‌تر و روابط صمیمانه‌تر بود. فضای هنرستان و روابط میان هنرجویان و استادان هم بسیار نزدیک بود. و این بر نحوه ساخت آثار موسیقی تاثیر فراوان داشت، چراکه آفرینش هنری موسیقیدان با سلیقه‌ها و احساسات مردم پیوندی عمیق و صمیمی دارد. اما امروزه به‌دلیل گستردگی‌های تکنولوژیک و ورود عناصر بیگانه به فرهنگ ما، عاطفه‌ها و احساسات رنگ باخته و با وجود راه‌ها و کانال‌های ارتباطی گسترده، مردم از یکدیگر دور شده‌اند. لذا تولید آثار هنری دیگر از روی احساس و رنج و پیوندهای مشترک با مردم نیست و رنگ و بوی تفریحی و تجاری پیدا کرده است. بنابراین جوانان امروز که بزرگان موسیقی اصیل کشور را نمی‌شناسند، با تاریخ و سرگذشت موسیقی کشور خود آشنایی ندارند، دیگر نمی‌توانند موسیقی اصیل ما را گوش کنند، چون می‌خواهند جنبش داشته باشند. بزرگ‌تر‌ها هم می‌خواهند کاری را گوش بدهند که با آن به فکر فرونروند. در این شرایط، کاری از دست اساتید هم برنمی‌آید. این مسیری است که باید طی شود و با نوعی اجبار همراه است. اکثر جوانان ما بی‌‌‌آنکه به درک روشنی از آثار گذشتگان و ماهیت موسیقی ایرانی دست پیدا کرده باشند، به‌دنبال نوآوری هستند! نوآوری با کارهای من‌درآوردی متفاوت است. هر کاری، قاعده و اصول خاص خود را دارد. نوآوری به شرطی ایجاد می‌شود که نخست یک نیاز ضروری قلمداد شود و دوم آگاهانه و علمی انجام شود.

و سخن آخرتان...

جوانان عزیز نخست در شناخت قابلیت‌ها و استعدادهای خویش کوشش کرده و آگاهانه مسیر زندگی خود را انتخاب کنند. ما تلاش نکردیم که هنرمند و استاد و مشهور شویم، تمام دغدغه و خواست ما حفظ این موسیقی بود. من به جوانان برومند کشورم در همه عرصه‌ها خصوصا هنر موسیقی ایرانی توصیه می‌کنم نسبت به فرهنگ و هنرهای ملی کشور خصوصا موسیقی ملی ایران بی‌‌‌تفاوت و بی‌‌‌توجه نباشند، برای حفظ و اشاعه و پویایی آن تلاش کنند. آن را آلوده به عناصر بیگانه و نامانوس با ماهیت فرهنگی آن نکنند. به اسم نوآوری دست به ساختارشکنی و دستکاری مختصات سازهای ایرانی و نظام‌های موسیقایی کشور نزنند. نوآوری و خلاقیت امری ضروری است، اما به شرط آنکه آگاهانه و علمی باشد و به اصالت و ماهیت مفاهیم ردیف‌ها و هویت سازهای ملی ایران خدشه وارد نکند. واقعا باید برای حفظ اصالت این هنر والا و ناب ایرانی که حاصل خون دل‌ها و رنج‌های بزرگان ما بوده و سرزمین ما ایران، تنها جغرافیای حیات و زیستن آن است، با جان و دل بکوشند و آن را نه‌فقط در عرصه گیتی که در قلب و دل خویش هم بپرورند و چون سرّ دل حفظ کنند. مطالعات گسترده در تاریخ و ادبیات داشته باشند. با نگاهی دقیق در مفاهیم و معانی گوشه‌ها و ردیف‌های موسیقی ایرانی به اندیشه بپردازند تا بتوانند نغمه‌های نو و تازه‌ای را از استخراج کنند. دانش و فن لازم را برای آفرینش هنری کسب کنند و آن را با خلاقیت و تجربیات خود تلفیق کنند و به آفرینش هنری بپردازند. هزاران نکته اندر دل نهفتیم/ یکی بود از ‌هزار اینها که گفتیم.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی