بستن
کد خبر: ۶۵۸۱۹

چند نکته درباره کتابگردی

چند نکته درباره کتابگردی
الهام فلاح - نویسنده و پژوهشگر ادبی

آرمان - امسال چهارمین سالی بود که آیین کتابگردی بنا بر بدعت آقای مسجدجامعی برگزار شد. مسلما این نامگذاری و سرزدن مسئولان بلندمرتبه فرهنگی به کتابفروشی‌ها هدفی جز آشتی‌دادن آدم‌ها با کتاب ندارد. اما باید دید تا چه اندازه عاقبت‌به‌خیری نصیب این طرح شده است. اغلب نویسندگان و مترجمان با شعار «من هم می‌آیم» از شرکت و همراهی خود خبر دادند. کتابفروشی‌های بسیاری هم مشمول طرح پاییزه تخفیف 20 تا 25 درصد شدند. ناشران بزرگ و جدی عرصه نشر و ادبیات در فضای مجازی به‌طور کامل و مبسوط درباره روز کتابگردی و تخفیفاتش اطلاع‌رسانی کردند. اما چیزی که کاملا عریان خودنمایی می‌کرد این بود که روز کتابگردی و تخفیف و جو هیجانی کم‌جان آن قادر نبود آن جمعیت خفته و قهر با کتاب را به کتابفروشی‌ها بکشد. مسلما کتاب در ایران نسبت به اغلب کشورهای جهان نازل‌ترین قیمت را داراست، چراکه حق کپی‌رایت ترجمه‌ها پرداخت نمی‌شود و کتب تالیفی نیز به‌واسطه رکود بازارشان، برای نویسنده و ناشر خود عایدی قابل ذکری ندارند، در نتیجه قیمت تمام‌شده بسیار اندکی در مقابل خوراک فرهنگی دیگری مثل تئاتر و سینما و کنسرت و نمایش کمدی و... دارند. بنابراین کاهش قیمت‌ها باز هم عامل ترغیب‌کننده‌ای نخواهد بود. از سوی دیگر رسانه ملی ابدا کمکی برای اطلاع‌رسانی و راه‌انداختن جریان مشوق این رفتار در روزهای منتج به روز کتابگردی و خود همان روز نکرد. در روز کتابگردی، کتابفروشی‌های ثالث و چشمه و مرکز و ققنوس و چتر و اکباتان و... شلوغ بودند اما نه برای مردم عادی بلکه برای همان آدم‌های اندک و محدودی که دست‌به‌دست هم که بدهند، در عرض دو سال چاپ اول یک کتاب با تیراژ‌ هزار جلد را تمام می‌کنند. از سوی دیگر حضور سلبریتی‌های عرصه سینما و ورزش در برخی کتابفروشی‌ها از نکات قابل ذکر بود. شکی نیست که در بین اهالی سینما و موسیقی و شاید ورزش، باشند روشنفکرانی اهل مطالعه و خواندن و صاحب اندیشه. اما آنچه به‌طور غالب دیده می‌شود رفتارها و سلوکی است که نشان از سطحی‌بودن زندگی ستاره‌ای دارد. به چندین کتابفروشی بزرگ سر زدم و این عزیزان را دیدم. نه کتاب خریدند و نه با نویسندگان و مولفان حاضر در کتابفروشی‌ها دمخور شدند، بس که سرشان گرم هر کاری بود الا امور مربوط به کتاب. من دانشجویان مدیریت فرهنگی یک دانشگاه را دیدم که به خواست استاد به جای نشستن سر کلاس آمده بودند کتابگردی، تا تیک حضور سر کلاس را دریافت کنند. دانشجویانی که می‌خواهند مدیران فرهنگی بشوند اما در هر کتابفروشی یک شیرینی یا شکلات خوردند و رفتند. دانشجویانی که فرق فلان خانم مترجم بزرگ را با خیاط سرخانه مادر و خواهرشان نمی‌دانند و فرق فلان نویسنده کارکشته را با سوپر دریانی سر کوچه‌شان؛ نه به ظاهر و نه نام و نه آثار. و اما از پرفروش‌ترین کتاب‌های این روزها، همچنان ملت عشق پیش می‌تازد و جزءاز کل و آن یکی هنر آشپزی کردی که سر از چرایی آخری درنیاوردم و گمانم رفت به رقت قلب ایجادشده نسبت به هموطنان نازنین کردم بابت زلزله و بلاهای تلخی که بر سرشان آمده است. کتابگردی و سنت آن بسیار پسندیده و نیکوست اما زمانی که همه مردم خبردار شوند، همه ترغیب شوند. و الا نویسندگان و مترجمان را که سر و تهشان را بزنید از خودشان و زندگی‌شان بوی کتاب و کاغذ بلند است. روز کتابگردی‌ام در کنار بزرگی گذشت که خیلی‌خیلی بیشتر از من عمرش را صرف نوشتن و ادبیات کرده بود. وقت خداحافظی از من پرسید واقعا امثال ما عمرمان را تلف نکرده‌ایم؟ جوابی نداشتم بدهم.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی