آرمان - داستان نمایش «اتاق انتظار» داستانی ساده و فانتزی دارد زیرا این نمایشنامه یکی از کمدیهای کوتاه آندره پراگا طنزپرداز و البته جراح در دهههای شصت و هفتاد میلادی در بلژیک است. این نویسنده چنان صاحبنام است که در بلژیک پس از مرگ او جشنوارهای برگزار کردند برای طنزنویسان فرانسهزبان که هر دو سال یکبار جایزهای از طرف آکادمی سلطنتی بلژیک به نام «جشنواره آندره پراگا» دریافت میکنند. در نتیجه نمایش ما یک تئاتر کمدی کوتاه است و داستان آن برخلاف دیگر کارهای او که عموما طنز اجتماعی دارد، فانتزی است. این کار البته باز هم دغدغههای اجتماعی پراگا را در خود جای داده است. قصه در یک اتاق انتظار رخ میدهد که سه خانم مسن آنجا حضور دارند و منتظر نشستهاند. آنها شروع به نقل عملهای جراحیهای خود کرده و این دکتر جراح را ستایش میکنند. نام این جراح «بوشه» است که در زبان فرانسه معنی «قصاب» هم میدهد. حال چرا پراگا از این نام برای شخصیت اصلی داستان خود استفاده کرده، سوالی است که جواب آن را به قطعیت نمیدانیم. اما احتمالا او منظوری دوپهلو داشته و چون خودش جراح نامداری بوده، کار خودش را نقد کرده است. این شخصیتهایی که در اتاق انتظار نشستهاند، در کنار ستایش دکتر، در مورد تاثیری که این عملها روی آنها گذاشته صحبت میکنند و هر کدام این دوره طولانی درمانی را برای خود افتخار میدانند. یکی از شخصیتها برگ برندهای در اختیار دارد که در انتهای نمایش آن را به دو شخصیت دیگر نشان میدهد. در برخی از طنزها عموما چرخش و پیچش انتهایی است که داستان را به طنز نهایی میرساند و حرف نهایی را آنجا میزند. پراگا میخواهد بگوید به دورانی رسیدهایم که با تبلیغات، داروها و عملهایی را به مردم پیشنهاد میدهند از جمله عملهایی برای برداشتن و کنارگذاشتن برخی از اعضای بدنمان که ممکن است جان و روان ما بیشتر در خطر قرار بگیرد؛ یعنی گاهی به بیمار به چشم مشتری نگاه میکنیم که طبیعتا این نوع نگاه جای نقد، آن هم به زبان طنز دارد. این کمدی اجتماعی بهشدت انتزاعی است و فضایی شبهآبزورد به وجود میآورد. این نمایش را به دو زبان فرانسه و فارسی اجرا میکنیم. میخواهیم این روش اجرایی را تجربه کنیم؛ چیزی که به آن نمایش «دوزبانه» میگوییم. همانگونه که کتابهای دوزبانه داریم و در این نوع کتابها گاهی اثر به دو بخش جداگانه تقسیم میشود یا گاهی معنی آن زیر متن به زبان اصلی نوشته میشود، میتوانیم در تئاتر هم از این قابلیت استفاده کنیم. در مورد نمایش دوزبانه باید ابتدا زبان اصلی را اجرا کرد زیرا آن زبان مقدم است و سپس زبان دوم را اجرا کرد. این نخستین کار گروه ما به صورت دوزبانه است. البته بنده در گذشته یک نمایش را به زبان فرانسه به روی صحنه بردهام. آخرین کار سال 1392 بود که در جشنواره تئاتر فجر نمایش «ازدواج اجباری» اثر مولیر را به زبان فرانسه به روی صحنه بردم. به هرحال این نوع نمایش مورد استقبال قرار گرفت و اصطلاحا کسانی بودند که یا فرانسوی بودند یا دانشجویان زبان فرانسه. در این نوع اثر هم ابتدا نمایش را به زبان فرانسه میبینند و سپس بخش دوم که اجرای ترجمهشده این اثر است را تماشا میکنند تا نوع ترجمه آن را از نظر کیفی ببینند. این قابلیتی است که در ادبیات وجود دارد و ما میتوانیم از آن در هنر نمایش استفاده کنیم. امیدوارم نمایش «اتاق انتظار» بتواند نظر مثبت مخاطبان تئاتر را به دست بیاورد.