آرمان - افسانه پاکرو را با فیلم رویای خیس پوران درخشنده شناختیم، اما این بازیگر بسیار کمکار و گزیده کار است و این روزها خود را آماده میکند تا اولین فیلم سینمایی خود را کلید بزند. او درباره آخرین فعالیتهای خود گفت: قصد دارم امسال اولین فیلم بلندم را بسازم و این روزها نیز مشغول نگارش فیلمنامه آن هستم که در ژانر اجتماعی است قصهای درباره معضلات اجتماعی دارد. تا سال گذشته مشغول کار با آقای کیارستمی بودم و بعدازآن هم دیگر کاری قبول نکردم. پاکرو درباره موضوع فیلم خود بیان کرد: همواره بهگونهای کار میکنم که امیدوارم اثرم، بر روی مردم جامعه تاثیرگذار باشد. آنچه تاکنون کارکردم در مقام بازیگر بوده و دوست دارم کاری که خودم انجام میدهم بدون عذر و بهانهای، خوب و تاثیرگذار باشد. بازیگر محاکمه از احتمال حضور خودش در مقام بازیگر در این فیلم سخن گفت و تصریح کرد: احتمالا بهمانند فیلمهای کوتاهم، خودم در آن بازی داشته باشم، هرچند این باعث میشود کار برایم سخت شود ولی ازآنجاییکه در این 9 سال که فیلم کوتاه میسازم همواره در کنار خواهرم فعالیت کرده و همه کارها را خودمان انجام داده و مشکلات را میدانیم، قطعا اگر آمادگی لازم را نداشته باشم این کار را نمیکنم و حضورم بهعنوان بازیگر در فیلمم بستگی به شرایط و خود نقش خواهد داشت. وی درباره همکاری با عباس کیارستمی نیز گفت: من چند سال گذشته فقط با آقای کیارستمی کارکردم. در ابتدا بهعنوان تدوینگر فیلم کوتاهشان با ایشان همکاری داشتم و سپس بهعنوان بازیگر فیلمشان. بعد از شروع همکاری با ایشان تقریبا تمام پیشنهادها را کنار گذاشتم، چرا که هم به لحاظ زمانی نمیرسیدم و ما برای ساخت فیلم در رفتوآمد به چین بودیم و هم اینکه داشتم با بهترین کارگردان دنیا کار میکردم و فقط این همکاری در زمینه فیلم و سینما نبود و شامل بقیه رشتههای هنری مثل عکاسی، نجاری و شعر هم بود. بعد از رفتن آقای کیارستمی نیز مدتی حال روحی من خوب نبود و تازه مشغول به کارشدهام. پاکرو در پاسخ به این سوال که همکاری با کیارستمی تا چهاندازه روی کار وی تاثیر گذاشته است، افزود: نمیتوانم بگویم تاثیرگذار نیست، بااینکه هیچوقت دنبالهرو هیچسبکی نبوده و نیستم. شاید سبک خاصی را دوست داشته باشم، اما اینکه دنبالهرو باشم، این اتفاق نیفتاده است، چون معتقدم سبک هرکسی منحصر به خود او باید باشد ولی بههرحال من در چند سال اخیر تقریبا هرروز با آقای کیارستمی مشغول کار بودم و فقط با ایشان کارکردم و حتما تاثیر زیادی در کارهایم داشته و خواهد داشت، حتی قبل از همکاری نیز کارهایم تقریبا از نوع دیدگاهی، به آثارشان نزدیک بود، طوریکه همیشه به من میگفتند: تو دقیقا همان راه من را در پیشگرفتهای و شاگرد نداشته من هستی. چون در فیلمسازی همیشه مستقل کارکردهام و تقریبا تمام مراحل ساخت فیلمهایم مانند نویسندگی و کارگردانی و تدوین و صداگذاری و... بر عهده خودم و البته خواهرم بوده است.این کارگردان جوان در ادامه درباره حضور در مقابل دوربین کیارستمی نیز بیان کرد: در مقام کارگردان چنان فضایی را برای بازیگر ایجاد میکردند که بههیچعنوان احساس اینکه جلو دوربین هستی را نداشتی و حس راحتی را تجربه میکردی، چون زمینه راحتی را خودشان برایم فراهم کرده بودند. من با کارگردانهای مختلفی کارکرده بودم ولی جلو دوربین آقای کیارستمی فرق داشت، شاید بهتر است بگویم زندگی جریان داشت و من اصلا متوجه نمیشدم که در مقابل دوربین هستم. همهچیز واقعی بود و فضاها به طرز عجیبی زیبا. آقای کیارستمی همیشه قصهاش را در ذهن داشت و جزئیات را بر اساس شخصیت بازیگر مینوشت. در این فیلم هم آقای کیارستمی قصه را داشتند ولی این قصه باشخصیت من پیش رفت و شکل گرفت. گاهی بهخصوصیاتی از من اشاره میکردند که هیچکسی قبلا در موردش نگفته بود و من واقعا تعجب میکردم که چطور متوجه این وجه از من شدهاند و آن را در فیلمنامه پیاده میکردند و به همین دلیل زندگی را در مقابل دوربینشان میشد تجربه کرد. ما در چین با آن حجم از جمعیت احساس نمیکردیم که دوربینی هست و حضور در مقابل آقای کیارستمی تجربه عجیبی برایم بود.