بستن
کد خبر: ۱۵۲۴۵۱۶
خانه‌ای که شادی در آن ممنوع بود

گاهی به رمان «مادربزرگ وبستر» اثر کرولاین بلک‌وود

گاهی به رمان «مادربزرگ وبستر» اثر کرولاین بلک‌وود
آرمان ملی: «رمان کوتاه، اما تأثیرگذار «مادربزرگ وبستر» نخستین بار در سال ۱۹۷۷ منتشر شد و در همان سال به فهرست نامزد‌های نهایی جایزه «بوکر» راه یافت.

 این رمان توسط آقای نیما حُسن ویجویه به فارسی ترجمه شده و نشر «بیدگُل» سال ۱۴۰۴ در ۱۰۰۰ نسخه آن را به چاپ رسانده است...» سید شهاب‌الدین ساداتی مدیر گروه ادبیات جهان در مرکز تحقیقات زبانشناسی درباره این رمان مقاله‌ای درباره این اثر نوشته که در ادامه خواهید خواند. 
 
زندگی کرولاین بلک‌وود

کرولاین بلک‌وود (۱۹۳۱–۱۹۹۶) نویسنده، روزنامه‌نگار و رمان‌نویس بریتانیایی - ایرلندی بود که زندگی نامتعارفش پیوند نزدیکی با جهانی داشت که بعد‌ها در آثار ادبی خود به تصویر کشید. او در خانواده‌ای ثروتمند و بانفوذ، از خاندان مشهور گینس، به دنیا آمد و در محیطی رشد کرد که امتیازات اجتماعی، ثروت موروثی و انتظارات طبقه‌ی اشرافی نقش مهمی در آن داشتند. با این‌حال، ثروت و موقعیت اجتماعی لزوماً به خوشبختی منجر نمی‌شوند و بلک‌وود نیز به‌تدریج نگاهی انتقادی به قرارداد‌ها و ارزش‌های جهان پیرامون خود پیدا کرد. 
زندگی شخصی او نیز به‌اندازه‌ی آثارش غیرمتعارف بود. او با لوسین فروید (نقاش برجسته و نوه زیگموند فروید)، آیزاک سیتکویتز (آهنگساز)، و رابرت لاول (شاعر آمریکایی) ازدواج کرد. ارتباط او با هنرمندان، روشنفکران و اعضای طبقات مرفه جامعه، فرصتی فراهم آورد تا تناقض میان احترام و اعتبار ظاهری از یکسو و رنج‌های پنهان زندگی خصوصی از سوی دیگر را از نزدیک مشاهده کند. بلک‌وود در دهه ۱۹۷۰ انتشار آثار داستانی خود را آغاز کرد و به‌تدریج به‌سبب نگاه تیزبینانه، طنز سیاه و جسارتش در آشکار کردن جنبه‌های ناخوشایندِ جامعه مرفه شناخته شد. او علاوه بر داستان‌نویسی، در زمینه روزنامه‌نگاری و نگارش آثار غیرداستانی نیز فعالیت داشت. «مادربزرگ وبستر» یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار اوست و بسیاری آن را نمونه‌ای برجسته از توانایی ادبی او می‌دانند. اگرچه تجربه‌های زندگی بلک‌وود و پیشینه خانوادگی‌اش در شکل‌گیری این رمان بی‌تأثیر نبوده‌اند، نباید کتاب را صرفاً اعتراف‌نامه‌ای شخصی تلقی کرد. او تجربه‌های فردی و اجتماعی خود را به داستانی تبدیل می‌کند که هم سرگرم‌کننده و هم آزاردهنده است و خواننده را به اندیشیدن درباره زندگی، خانواده و مناسبات انسانی وامی‌دارد. 
 
خانواده‌ای گرفتار در گذشته

راوی رمان، دختری چهارده‌ساله و بی‌نام است که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم برای استراحت و بازیابی سلامتی‌اش به خانه مادربزرگِ پدرِ خود، زنی سالخورده و سخت‌گیر که همگان او را مادربزرگ وبستر می‌نامند، فرستاده می‌شود. قرار است هوای ساحلی به بهبود حال دختر کمک کند، اما محیط تازه هیچ آرامشی برای او به همراه ندارد. زن سالخورده در خانه‌ای تیره و دلگیر در نزدیکی برایتون زندگی می‌کند؛ خانه‌ای که با نظم خشک، اثاثیه‌ی ناخوشایند و فضایی سرد و بی‌روح، گویی برای دور نگه داشتن هرگونه شادی طراحی شده است. مادربزرگ وبستر زنی است که عادت‌های سخت‌گیرانه و اصول تغییرناپذیرش بر زندگی همه سایه انداخته است. او به‌شدت به آداب و ظواهر اجتماعی پایبند است، از نظر عاطفی سرد به نظر می‌رسد و ظاهراً نمی‌تواند از لذت‌های ساده‌ی زندگی بهره‌ای ببرد. حتی خانه نیز بازتابی از شخصیت اوست: جایی که در آن خبری از گرما و صمیمیت نیست، سکوتِ سنگینی بر فضا حاکم است و زندگی روزمره به تمرینی برای تحمل کردن تبدیل شده است. 
با آشنایی بیشتر راوی با بستگانش، داستان از محدوده‌ی این خانه و زن سالخورده فراتر می‌رود. اعضای دیگر خانواده نیز وارد روایت می‌شوند؛ هرکدام با گذشته‌ای دشوار و بار عاطفی خاص خود. مادربزرگی نامتعارف که زندگی آشفته‌اش با بیماری روانی گره خورده است و عمه‌ای که در ظاهر زندگی اجتماعی پرزرق‌وبرقی دارد، اما در پس این ظاهر با مشکلات عمیقی دست‌وپنجه نرم می‌کند، از جمله این شخصیت‌ها هستند. زندگی آنها به‌تدریج تصویری از خانواده‌ای را آشکار می‌کند که در آن روابط شکست‌خورده، بی‌ثباتی عاطفی و فشار انتظارات اجتماعی، ردپایی ماندگار بر جای گذاشته‌اند. بلک‌وود داستان خود را به شکل معمایی متعارف با پیرنگی سرراست و مجموعه‌ای از افشاگری‌های هیجان‌انگیز پیش نمی‌برد. در عوض، او باکنار هم گذاشتن خاطرات، حکایت‌ها و جزئیات ناآرام‌کننده، تصویری تدریجی از خانواده می‌سازد. هر اطلاعات تازه‌ای که به دست می‌آید، برداشت ما را از شخصیت‌ها و جهانی که در آن زندگی می‌کنند تغییر می‌دهد. نتیجه، روایتی است که هم‌زمان به افسانه‌ای گوتیک، خاطرات خانوادگی و نوعی کمدی اجتماعی تلخ شباهت دارد. 
 
استبداد سنت‌های خانوادگی

یکی از مهم‌ترین موضوعات رمان، قدرت سنت‌های خانوادگی است. مادربزرگ وبستر نماینده جهانی است که در آن قواعد از احساسات مهم‌ترند، حفظ ظاهر بر خوشبختی اولویت دارد و اطاعت، ارزشمندتر از صداقت عاطفی تلقی می‌شود. اقتدار او بر پایه‌ی محبت یا احترام متقابل شکل نگرفته است. او قدرت خود را از طریق ناراحت کردن دیگران، تحمیل خواسته‌هایش و ایجاد فضایی آکنده از ترس و اضطراب حفظ می‌کند. این زن نماد نوعی قدرت است که نه به دلیل محبوبیت، بلکه به این دلیل دوام می‌آورد که دیگران به اطاعت از آن عادت کرده‌اند. بلک‌وود از خلال این شخصیت، خواننده را با پرسشی اساسی روبه‌رو می‌کند: آیا یک سنت صرفاً به این دلیل که قدیمی است، شایسته‌ی احترام است؟ خانواده‌ها اغلب سنت‌های خود را حفظ می‌کنند، زیرا این سنت‌ها احساس هویت، تعلق و پیوستگی میان نسل‌ها را تقویت می‌کنند. اما زمانی که سنت‌ها به ابزار کنترل تبدیل شوند و اجازه ندهند افراد باور‌های به‌ارث‌رسیده را به پرسش بگیرند یا فردیت خود را بیان کنند، دیگر نمی‌توان آنها را بی‌چون‌وچرا ارزشمند دانست. 
پیام رمان این نیست که همه‌ی سنت‌ها زیان‌بارند؛ مسأله آن است که سنت، زمانی خطرناک می‌شود که به اقتداری غیرقابل‌پرسش تبدیل شود. ممکن است خانواده‌ای نام، دارایی و جایگاه اجتماعی خود را حفظ کند، اما در همان حال، ویژگی‌هایی را از دست بدهد که زندگی خانوادگی را معنادار می‌کنند: همدلی، درک متقابل و ارتباط انسانی واقعی. 
 
انتقال نسل به‌نسل رنج

شاید نگران‌کننده‌ترین جنبه رمان «مادربزرگ وبستر» تصویر آن از انتقال رنج میان نسل‌ها باشد. شخصیت‌های رمان گویی در چرخه‌ای گرفتار شده‌اند که در آن مشکلات عاطفی یک فرد، به بخشی از محیط زندگی دیگران تبدیل می‌شود. البته رمان نمی‌گوید همه اعضای خانواده دقیقاً به یک شکل رنج می‌کشند. هر شخصیت ویژگی‌های خاص خود را دارد و به فشار‌های خانوادگی واکنشی متفاوت نشان می‌دهد. بااین‌حال، تجربه‌های آنها از تداوم نگران‌کننده‌ای میان گذشته و حال حکایت می‌کند. این موضوع برای خواننده امروزی نیز اهمیت فراوانی دارد. در دنیای امروز، بحث درباره‌ی روابط خانوادگی اغلب به موضوعاتی مانند غفلت عاطفی، الگو‌های رفتاری به‌ارث‌رسیده و تأثیر تجربه‌های کودکی بر روابط بزرگسالی می‌پردازد. بلک‌وود نیز به شیوه‌ای داستانی (نه با زبان نظریه‌های روان‌شناختی) به مسائل مشابه نزدیک می‌شود. او به خواننده اجازه می‌دهد ببیند چگونه سردی عاطفی، ترس و سکوت می‌توانند به بخشی عادی از زندگی خانوادگی تبدیل شوند. نکته‌ی مهم این است که رنج ممکن است از نسلی به نسل دیگر منتقل شود، اما این انتقال سرنوشتی تغییرناپذیر نیست. انسان‌ها می‌توانند از خانواده خود تأثیر بپذیرند، بی‌آنکه برای همیشه اسیر گذشته‌ی آن باشند. شناخت الگو‌های زیان‌بار، نخستین گام برای زیر سؤال بردن آنهاست. بلک‌وود راه‌حلی ساده برای شکستن این چرخه ارائه نمی‌کند، اما ما را تشویق می‌کند با دقت بیشتری به تاریخ عاطفی‌ای بنگریم که زندگی‌مان را شکل داده است. 
 
طبقه اجتماعی و توهم آبرومندی

موضوع مهم دیگر در رمان، تقابل میان امتیازات ظاهری و بدبختی درونی است. شخصیت‌های بلک‌وود به جهانی تعلق دارند که با ثروت موروثی، خانه‌های باشکوه، ارتباطات اشرافی و آداب اجتماعی تثبیت‌شده شناخته می‌شوند. بااین‌حال، هیچ‌یک از این امتیازات نمی‌توانند آنها را از تنهایی، رنج روانی یا روابط ویرانگر نجات دهند. فضای رو به زوال خانه‌ها و املاک خانوادگی، تصویری گویا از این تناقض ارائه می‌دهد. ساختمان‌ها و اشیای باقی‌مانده یادآور دوران اعتبار و رونق گذشته‌اند، اما وضعیت کنونی آنها از فرسودگی و بی‌توجهی حکایت دارد. دارایی‌های مادی هنوز وجود دارند، اما روابط انسانی‌ای که باید به آنها معنا ببخشند، از درون فروپاشیده‌اند. طنز اجتماعی بلک‌وود از آن جهت تأثیرگذار است که او برای افشای ریاکاری طبقات مرفه نیازی به سخنرانی‌های طولانی ندارد. رفتارها، عادت‌ها و محیط زندگی شخصیت‌ها خودبه‌خود پوچی اولویت‌هایشان را آشکار می‌کنند. دغدغه‌ی آنها درباره‌ی موقعیت اجتماعی، اغلب بسیار بزرگ‌تر از ظرفیتشان برای مهربانی و همدلی به نظر می‌رسد. این انتقاد محدود به دنیای اشراف نیست. در جامعه امروز نیز ممکن است انسان‌ها موفقیت را با ثروت، پیشرفت شغلی، تحصیلات معتبر یا جایگاه اجتماعی بسنجند. بلک‌وود یادآوری می‌کند که هیچ‌یک از این عوامل نمی‌توانند بلوغ عاطفی یا روابط انسانی معنادار را تضمین کنند. ممکن است فردی از امتیازات مادی فراوان برخوردار باشد، اما از نظر عاطفی در جهانی به‌شدت فقیر زندگی کند. 
 
طنز سیاه و فضای گوتیک

با وجود موضوعات نگران‌کننده، رمان «مادربزرگ وبستر» در بسیاری از لحظات خود بسیار خنده‌دار است. البته طنز بلک‌وود از آن نوعی نیست که آرامش و دلگرمی ایجاد کند؛ طنزی تیز، کنایه‌آمیز و گاه بی‌رحمانه است. شخصیت‌های او رفتار‌هایی دارند که هم مضحک‌اند و هم عمیقاً آزاردهنده. همین تضاد، خواننده را میان خنده و ناراحتی معلق نگه می‌دارد. این دوگانگی بخش مهمی از موفقیت رمان است. راوی رویداد‌های عجیب خانوادگی را با لحنی آرام و بی‌تکلف تعریف می‌کند؛ گویی ناآرام‌کننده‌ترین تجربه‌ها نیز بخشی عادی از زندگی روزمره‌اند. نتیجه، اثری است که خواننده ممکن است ابتدا به رفتار نامتعارف یک شخصیت بخندد، اما لحظاتی بعد اندوه پنهان در پس آن را دریابد. 
فضای گوتیک داستان نیز این تأثیر را تقویت می‌کند. خانه تاریک، املاک خانوادگی رو به زوال، رفتار‌های عجیب بستگان و احساس حضور مداوم گذشته در زندگی حال، همگی یادآور سنت ادبیات گوتیک هستند. بااین‌حال، بلک‌وود برای ایجاد ترس به هیولا‌های فراطبیعی نیاز ندارد. سرچشمه‌ی اصلی اضطراب، خود خانواده است. از این منظر، رمان به ما یادآوری می‌کند که ترسناک‌ترین مکان‌ها لزوماً خانه‌های جن‌زده نیستند. گاهی ترسناک‌ترین مکان، خانه‌ای معمولی است که ساکنانش یاد گرفته‌اند بدون محبت، صداقت یا آزادی در آن زندگی کنند. 
 
چه درس‌هایی می‌توان گرفت؟

اشتباه است اگر رمان «مادربزرگ وبستر» را داستانی اخلاقی و متعارف بدانیم که در آن شخصیت‌های خوب پاداش می‌گیرند و شخصیت‌های بد مجازات می‌شوند. بلک‌وود نویسنده‌ای دقیق‌تر از آن است که انسان‌ها را به این سادگی به دو دسته تقسیم کند. شخصیت‌های او اغلب ناخوشایندند، اما درعین‌حال محصول تاریخ، شرایط و محیط اجتماعی خود نیز هستند. بااین‌همه، چند درس مهم از دل رمان بیرون می‌آید. نخست اینکه آبرومندی ظاهری با نیک‌بودن یکی نیست. ممکن است کسی تمام قواعد اجتماعی را رعایت کند، اما با دیگران بی‌رحمانه یا بی‌تفاوت رفتار کند. اخلاق واقعی چیزی فراتر از حفظ ظاهر است؛ اخلاق مستلزم همدلی و احساس مسئولیت در برابر دیگران است. دوم اینکه وفاداری به خانواده نباید به معنای اطاعت بی‌چون‌وچرا باشد. خانواده می‌تواند منبع تعلق و حمایت باشد، اما ممکن است انتظارات زیان‌بار را نیز بازتولید کند. دوست داشتن خانواده به این معنا نیست که وانمود کنیم اشتباهات آن هرگز اتفاق نیفتاده‌اند. سوم اینکه نباید رنج عاطفی را زیبا جلوه داد یا نادیده گرفت. تصویر رمان از رنج روانی، تحت تأثیر زمانه‌ی نگارش، نگاه راوی و سبک طنزآمیز و تلخ نویسنده قرار دارد. بنابراین، خواننده‌ی امروزی باید با نگاهی انتقادی به بازنمایی بیماری روانی در اثر نزدیک شود و رفتار‌های نامتعارف یا رنج روان‌شناختی را صرفاً وسیله‌ای برای سرگرمی تلقی نکند؛ و سرانجام، گذشته را باید فهمید، نه پرستید. تاریخ می‌تواند توضیح دهد که چرا انسان‌ها به شیوه‌ای خاص رفتار می‌کنند، اما لزوماً رفتار آنها را توجیه نمی‌کند. می‌توانیم شرایطی را که نسل‌های پیشین در آن زندگی کرده‌اند درک کنیم، بی‌آنکه تمام باور‌ها و عادت‌هایی را که به ما منتقل کرده‌اند بپذیریم. این درس‌ها نه از طریق اندرز‌های مستقیم، بلکه از خلال آگاهی تدریجی خواننده از فاصله میان ارزش‌هایی که خانواده ادعا می‌کند به آنها پایبند است و واقعیتی که اعضای آن تجربه می‌کنند، شکل می‌گیرند.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار