بستن
کد خبر: ۱۵۲۳۷۲۵

احمد آرام؛ از تئاتر بوشهر تا جهان وهم‌آلود داستان

احمد آرام؛ از تئاتر بوشهر تا جهان وهم‌آلود داستان
آرمان ملی: آرام فعالیت هنری خود را در دوره نوجوانی و با تئاتر آغاز کرد.

 بر اساس گزارش منتشرشده در روزنامه «بامداد جنوب» و روایت جهانشیر یاراحمدی، پژوهشگر و فعال تئاتر، او از اواخر دهه ۱۳۴۰ در زمینه بازیگری و نمایشنامه‌نویسی فعالیت داشت و در سال ۱۳۵۱ در کارگاه نمایش وابسته به تلویزیون ملی ایران حضور یافت. او در طول فعالیت هنری‌اش، بازیگری، کارگردانی و نوشتن نمایشنامه را تجربه کرد و در کنار آن به داستان‌نویسی پرداخت. آرام تحصیلات خود را در رشته‌های مرتبط با هنر‌های نمایشی ادامه داد و مدرک کارشناسی بازیگری و کارگردانی را از دانشگاه آزاد و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی را از دانشکده هنر و معماری دریافت کرد. او همچنین در حوزه آموزش تئاتر و سینما فعالیت داشت. در بخشی از زندگی حرفه‌ای خود نیز در دانشگاه علوم پزشکی به‌عنوان کارشناس آمار مشغول به کار بود و از همان دانشگاه بازنشسته شد. 

تجربه‌های نمایشی آرام تنها بخشی فرعی از زندگی حرفه‌ای او نبود. در گزارش‌های مربوط به کارنامه‌اش، از شناخت او نسبت به میزانسن، طراحی صحنه، نشانه‌شناسی و ساختار‌های نمایشی یاد شده است. جهانشیر یاراحمدی در گفت‌و‌گو با «بامداد جنوب» به حضور جریان سیال ذهن، رئالیسم جادویی و گروتسک در شماری از نمایشنامه‌های او اشاره کرده است. این ویژگی‌ها در کنار تجربه بازیگری و کارگردانی، زمینه‌ای برای بررسی نسبت میان شیوه‌های نمایشی و روایت داستانی او فراهم می‌کنند. 

** ورود به ادبیات داستانی

نخستین کتاب احمد آرام، مجموعه داستان «غریبه در بخار نمک»، در سال ۱۳۷۹ در شیراز منتشر شد. این مجموعه در نخستین دوره جایزه ادبی یلدا در سال ۱۳۸۰ لوح تقدیر دریافت کرد و در سومین دوره جشن فرهنگ فارس نیز به‌عنوان بهترین مجموعه داستان سال انتخاب شد. این جوایز در کنار انتشار کتاب، در شناخته‌شدن نام آرام در فضای ادبی کشور نقش داشتند. پس از این مجموعه، آرام فعالیت خود را در داستان کوتاه و رمان ادامه داد. «مرده‌ای که حالش خوب است» از رمان‌های اوست که در سال ۱۳۸۳ منتشر شد. این کتاب در سال ۱۳۸۴ نامزد جایزه ادبی منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی و جایزه ادبی بنیاد هوشنگ گلشیری شد. در این رمان، روایت زندگی پدری عیاش و در عین حال محبوب در مرکز داستان قرار دارد. 
در ادامه، مجموعه داستان «آن‌ها چه کسانی بودند؟» در سال ۱۳۸۷ و «همین حالا داشتم چیزی می‌گفتم» در سال ۱۳۸۹ منتشر شدند. «به چشم‌های هم خیره شده بودیم» نیز از مجموعه‌های داستانی اوست که در سال ۱۳۹۰ به بازار کتاب آمد. این آثار در کنار رمان‌ها و مجموعه‌های بعدی، مسیر فعالیت آرام را در گونه‌های مختلف داستانی نشان می‌دهند. از دیگر کتاب‌های داستانی او می‌توان به «حلزون‌های پسر» (۱۳۹۳)، «بیدار نشدن در ساعت نمی‌دانم چند» (۱۳۹۵) و «باغ استخوان‌های نمور» (۱۳۹۶) اشاره کرد. در سال‌های بعد نیز آثاری از او، از جمله «شبی که انتو با درد خویش آشنا شد» و مجموعه داستان «خوکچه بادنما»، منتشر شدند. 
 
** جنوب، خاطره و خیال

یکی از موضوعاتی که در معرفی آثار احمد آرام به آن اشاره می‌شود، حضور فرهنگ و زیست‌بوم جنوب ایران در داستان‌های اوست. قصه‌های شفاهی، باور‌های بومی، افسانه‌ها و خاطرات زندگی در بوشهر از عناصر مورد توجه در بررسی جهان داستانی او هستند. در عین حال، داستان‌هایش به بازنمایی مستقیم زندگی روزمره یا توصیف جغرافیایی جنوب محدود نمی‌شوند؛ روایت‌های وهم‌آلود و آمیختن واقعیت با خیال نیز در توصیف شیوه داستان‌پردازی او جایگاه دارند. آرام در گفت‌وگویی که روزنامه «ایران» در ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ درباره مجموعه داستان «خوکچه بادنما» منتشر کرد، از تأثیر قصه‌های شفاهی و بوم فرهنگی جنوب بر آثارش سخن گفت. او همچنین بر ضرورت فاصله‌گرفتن نویسنده از تکرار شیوه‌های قبلی و توجه به تغییرات جامعه تأکید کرد. از این منظر، پیوند میان فرهنگ بومی و تجربه‌های تازه روایی را می‌توان یکی از محور‌های مطالعه آثار او دانست؛ محوری که در مجموعه داستان‌ها و رمان‌های مختلفش قابل پیگیری است. 
فعالیت احمد آرام در تئاتر به بازیگری محدود نبود. او نمایشنامه‌هایی نوشت که برخی از آنها در فضای فرهنگی و نمایشی بوشهر شناخته شدند. از جمله آثار نمایشی او می‌توان به «وهچیره»، «قلب‌الاسد»، «خانه تلخ»، «جلیقه نجات زیر صندلی شماست»، «تخم‌مرغ فلزی»، «به خاکسپاری زن زنده» و «این یارو آنتیگونه» اشاره کرد. برخی از این نمایشنامه‌ها به‌صورت کتاب منتشر شده‌اند، اما همه آثار نمایشی او به کتاب تبدیل نشده‌اند. آنچه در ادامه خواهید خواند، حاصل گپ‌وگفت کوتاهی است که با فیض شریفی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبی درباره زنده‌یاد احمد آرام و جایگاهش در ادبیات معاصر ایران داشته‌ایم. 
 
فیض شریفی، شاعر و پژوهشگر: عاشق نثر وزین و ناآرامش بودم
 
** احمد آرام چه جایگاهی در داستان‌نویسی معاصر ایران داشت و آثار او را در امتداد کدام جریان‌های داستانی می‌توان بررسی کرد؟

احمد آرام را باید انتولوژی غلامحسین ساعدی، صادق چوبک و منیرو روانی‌پور دانست. او از میان این هر سه سر بلند کرده است. زادگاه این نویسندگان و تجربه زیست‌مانی آنها در بوشهر و مناطق کلمبیایی باعث شد که این نویسندگان به رئالیسم، رئالیسم جادویی و ناتورالیسم روی بیاورند. 

** همان‌طور که گفتید، یکی از ویژگی‌های آثار آرام، آمیختن واقعیت با خیال و وهم است. این ویژگی چه نقشی در شکل‌گیری جهان داستانی مستقل او داشت؟

ساعدی و چوبک پیش از گارسیا مارکز، در داستان‌های خود رئالیسم جادویی را به کار گرفته بودند. مثلاً به داستان‌های «چوب‌به‌دست‌های ورزیل» ساعدی و «چرا دریا طوفانی شده بود» چوبک نگاه کنید. گارسیا مارکز بعداً این سبک را توسعه داد و تکمیل کرد و ظرفیت این سبک را بالا برد. پس از اینها، منیرو روانی‌پور در رمان «اهل غرق» و احمد آرام در نمایش‌نامه‌های «تخم‌مرغ فلزی»، «به خاکسپاری زن زنده» و «خانه تلخ» و آثار داستانی «حلزون‌های پسر» و «خوکچه بادنما»، با توسل به سبک‌های این نویسندگان صاحب‌نام، این شیوه را در نمایش‌نامه‌ها و داستان‌هایش دنبال کرد. 

** مشخصاً فرهنگ و اقلیم جنوب، به‌ویژه بوشهر، در داستان‌های احمد آرام چه کارکردی داشت؟ آیا با بازنمایی یک جغرافیای بومی روبه‌رو هستیم یا او از این جغرافیا به جهانی فراتر می‌رسید؟

تجربه زیست‌مانی احمد آرام در بوشهر و شیراز تأثیرات قابل‌توجهی بر داستان‌هایش گذاشت. آشنایی او با فضای اجتماعی، خصایص بومی و اقلیمی، فرهنگ و زبان جنوب، به این نویسنده صاحب‌سبک، که در ایتالیا درس خوانده بود، امکان داد که مثل گارسیا مارکز از ظرفیت‌های فرهنگی و بومی استفاده کند و آنها را به‌عنوان بستری برای تجربه‌های ادبی و نمایشی خود به کار بگیرد. احمد آرام با ترکیب ایماژ‌های گوناگون و شیوه‌های متفاوت و غیرمتعارف پست‌مدرنیستی، در فکر آن بود که اثری فراتر از واقعیت موجود خلق کند. بروید داستان «سگی در خانه یک آنارشیست دست‌دوم» را مطالعه کنید. نویسندگان ایرانی سعی می‌کنند چهار قرن سبک‌های ادبی فرنگستان را در آثارشان جا بدهند. 

** همان‌طور که می‌دانید و اشاره شد، آرام تجربه‌ای طولانی در تئاتر و نمایش‌نامه‌نویسی داشت. این تجربه چه تأثیری بر شیوه روایت، شخصیت‌پردازی و فضاسازی داستان‌های او گذاشت؟

احمد آرام با نمایش‌نامه «سقوط» در سال ۱۳۴۹ پا به عرصه نمایش‌نامه نهاد. او بدون آن‌که رمانتیک را هضم کند، به نمایش‌نامه‌ای از جنس برتولت برشت روی آورد و بخش بزرگی از مسیر حرفه‌ای خود را صرف نمایش‌نامه کرد. اتمسفر، شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌های احمد آرام واقعاً کم‌نظیر است. من فکر می‌کنم که این نمایش‌نامه‌نویس مبرز در معرفی خودش امساک کرده است. کسی هم نبوده در آن زمان که درباره کار‌های احمد آرام پایان‌نامه‌ای بنویسد و بر کار‌های او نقدی اجرا کند و درباره کار‌های متنوع او مطلبی بنویسد. ولی امنای فرهنگی گاهی لوحی را به ایشان تقدیم کرده‌اند. احمد آرام، از نگر من، در نمایش‌نامه‌های خود تلفیقی از تئاتر و سینما را ابداع کرده است. 

** به نظر شما، کدام‌یک از آثار یا بارزه‌های نویسندگی این نویسنده بیش از همه نیازمند بازخوانی جدی‌ترند؟

از نگر من، مجموعه کار‌های متنوع احمد آرام را باید بازنویسی و بازخوانی کرد. برخی از آثار آرام، ناآرام و مغشوش‌اند؛ به‌خصوص آثار اولیه او که به تأسی از نمایش‌نامه‌نویسانی، چون ایبسن و برشت و بعداً ساموئل بکت و اوژن یونسکو نوشته شده‌اند، نیاز به بازخوانی مجدد دارند. باید وارثان مالی و فرهنگی احمد آرام دوباره مجموعه آثار ایشان را در بساط نشر بگذارند. 

** دوست دارید مطلبی را درباره دوستی با او یا خاطره خاصی را هم در پایان بگویید؟

بله. دوست دارم این مطلب را به گفت‌و‌گو‌های خودم اضافه کنم: من و احمد همدیگر را خوب می‌شناختیم. ما در چند همایش و در چند نمایش، جفت هم نشسته بودیم، ولی با تبختر یا رودربایستی با هم حرف نمی‌زدیم؛ با این حال، از دور با هم دوست بودیم و پیش دانشجویان هنر علیه هم حرف نمی‌زدیم، چون ما وقت نداشتیم که با هم به جدل بپردازیم. روزی، با ادب و حرمت پیشکسوت‌بودن احمد، هنگام ترک جلسه به ایشان سلامی کردم. احمد سر بلند نکرد و کم‌اعتنا دست تکان داد و گذشت. شاید به این دلیل که من در کلاسی در دانشکده هنر و معماری، در پاسخ به دانشجویی گفتم: باید احمد آرام آثارش را هرس کند، چون آرام طبق مد‌های روزمره گاهی نمایش‌نامه‌ای می‌نویسد و داستانی را روی میز تشریح می‌گذارد. کاش ایشان پیش از چاپ کتاب، مثل هوشنگ گلشیری، داستان‌های خود را به افراد متخصص بدهد و بعد آنها را چاپ کند. من این مطلب را بر اساس کینه‌جویی عنوان نکرده بودم. من احمد آرام را دوست می‌داشتم. عاشق نثر وزین ناآرامش بودم.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار