بستن
کد خبر: ۱۵۲۲۹۰۲
مرتضی برزگر در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی»:

کتاب وقتی ارزش دارد که به دست مخاطب برسد

کتاب وقتی ارزش دارد که به دست مخاطب برسد
آرمان ملی - نعمت مرادی: مرتضی برزگر، نویسنده، معلم داستان‌نویسی است.

 او که آثاری، چون «اعترافات هولناک لاک‌پشت مرده» و «قلب نارنجی فرشته» را در کارنامه دارد، اگرچه منتقد وضعیت نشر و رویه‌ی توزیع کتاب‌ها است، اما می‌گوید: «نویسنده باید به قدری خوب بنویسد که ناشر مشتاق کار با او باشد.» در فرصتی کوتاه با او به گفت‌و‌گو نشستیم که در ادامه می‌خوانید. 

** به عنوان یک نویسنده وضعیت بازار نشر و کتاب را چطور ارزیابی می‌کنید؟

طبیعی است که در میان این گرانی‌ها و آشفتگی‌ها، جامعه میل و رغبت چندانی به کتاب نشان ندهد. تا جایی که من می‌دانم این روز‌ها نشر‌های ما هم اوضاع خوبی ندارند. یا کتاب نمی‌پذیرند یا بصورت خیلی گزینشی کار می‌کنند. با این حال، به گمانم این موضوع دائمی نیست. شرایط حتما که بهتر می‌شود، اما اگر بخواهیم فارغ از شرایط به جهان ادبیات ما نگاه کنیم، من فکر می‌کنم که اگر کتاب‌های خوب نوشته و چاپ شود، مخاطب جدی ادبیات از آن استقبال خواهد کرد. 

** خیلی از ناشر‌ها و از مولف برای انتشار کتاب‌هایشان پول می‌گیرند و عمدتا پخش خوبی هم ندارند، شما این مسأله را چطور می‌بینید؟

من هیچ وقت وارد چنین پروسه‌ای نشدم و به هیچ کس هم توصیه نمی‌کنم که برای چاپ کتاب، خودش را به چنین موضوعی آلوده کند. ناشر حتما که باید برای کتاب به نویسنده آن پول بدهد و باید که قادر باشد هزینه‌های چاپ و پخش را تامین کند. شاید بپرسید در این شرایط نویسنده باید چه کار کند؟ به نظرم می‌آید نویسنده باید به قدری خوب بنویسد که ناشر مشتاق کار با او باشد. آماده این باشد که کتابش را بپذیرد و باهاش قرارداد حرفه‌ای ببندد. گاهی اوقات، ادم‌ها فقط کتاب چاپ می‌کنند، چون فکر می‌کنند در چاپ کتاب یک مزیت خاص و ویژه پنهان است. اما به نظرم کتاب وقتی ارزش دارد که به دست مخاطب برسد. آن هم به شکل حرفه‌ای. با بهترین نشری که می‌شود باهاش قرارداد بست. وقتی نویسنده، خودش برای قلم و کلماتش ارزش قائل نشود، چه توقعی از این گونه بنگاه‌های نشر می‌شود داشت؟

** شما مدت‌هاست که کارگاه‌های آموزش داستان‌نویسی برگزار می‌کنید. لطفا درباره مزیت شرکت در این‌گونه کلاس‌ها توضیحاتی ارائه دهید؟

زمان؛ مهمترین مزیت کارگاه‌های داستان‌نویسی است. یعنی راه مهم دیگری برای فراگیری وجود دارد. برویم همه کتاب‌های کلاسیک را بخوانیم و همه کتاب‌های مدرن را و بعد تحلیل کنیم که آن اولی‌ها چطور بودند و چه اتفاق‌هایی در جهان و انسان رخ داد که به این آخری‌ها رسیدیم. همیشه می‌شود چرخ را از نو اختراع کرد. یا پزشکی را مثل سینوهه، با شکافتن گور مردگان و برش زدن بر کالبد و نقاشی اندام‌ها یاد گرفت، آزمون و خطا کرد و چه و چه. با این حال، کار آموزش همین است. کوتاه کردن زمان فراگیری و امکان خلق با همراهی کسی که این راه را چندباری رفته است. 

** آیا تا حالا شده از بین شاگرد‌های که آموزش داده‌اید نویسنده خوب یا نویسندگان خوبی به جامعه ادبیات معرفی شده باشند، اگر هستند لطفا معرفی فرمائید؟

ما با دانشجو‌های کلاس تا حالا حدود ۱۵۰ جایزه ادبی را یا برده‌ایم یا کاندید بوده‌ایم. بیشتر از ۱۰ عنوان کتاب از دانشجو‌های سابق یا فعلی این کارگاه‌ها بیرون آمده و بعضی‌هاشان حالا به‌صورت حرفه‌ای به تدریس داستان‌نویسی مشغولند. گمان می‌کنم شما بعضی‌هاشان را می‌شناسید. اما به نظرم آوردن اسم کار درستی نیست. آنها باید به اسم و رسم خودشان شناخته شوند. نه به اسم اینکه توی کارگاه من بوده‌اند. حالا اینکه خودشان دوست داشته باشند بگویند، کما اینکه گفته‌اند از محبتشان است. 
** کمی هم به آثار خودتان بپردازیم. رمان «اعترافات هولناک لاک‌پشت مرده» از شما یک رمان روانشناختی است یا ابزورد؟
شاید بیشتر یک رمان روانشناختی است. نمی‌دانم. اجازه بدهید این را منتقدان و روان شناسان توضیح بدهند. 


** فکر می‌کنید نقش طنز چقدر به پویا بودن و ساختن شخصیت دوگانه ضیا در این رمان کمک کرده است؟‌

نمی‌دانم چقدر کمک کرده، اما تلاشم را کرده‌ام که رمان گروتسک درستی بنویسم. ضیا و همه کاراکتر‌های دیگر اعترافات هولناک، همه‌شان به کیفیتی از دوگانگی دچارند. حتی در اسم. طنز برای من راه فراری از سیاهی‌های دنیاست. پیدا کردن پرتو‌های نور است در تاریکی. 

** در مجموعه داستان «قلب نارنجی فرشته» که مورد استقبال هم قرار گرفت، نوشتن مفاهیم و مسائل فردی مهمتر بود یا نوشتن مسائل اجتماعی؟

حتما من به انسان بیشتر علاقه دارم تا موضوعات دیگر. یعنی خیلی بلد هم نیستم داستان اجتماعی، یا سیاسی یا تاریخی بنویسم، اما خود انسان بودن حتما که موضوعی اجتماعی، سیاسی و تاریخی است. یعنی هرچقدر شما بعنوان نویسنده نخواهی بنویسی، همین که زنده‌ای و همین که کار می‌کنی، غذا می‌خوری، بنزین می‌زنی، فیلم می‌بینی، مسافرت می‌روی، و حتی وقتی به تنهایی می‌میری، باز هم نمی‌توانی خودت را منفک بدانی از این موضوعات که مورد علاقه من نیستند. اما انسان را، انسان معاصر بودن را شکل می‌دهند. درباره استقبال مخاطبان، اول اینکه خیلی خوش شانس بودم. شانس را نباید دست کم گرفت. خودم هم انتظارش را نداشتم. با این حال، این را بگویم که من سال‌های سال است که در فضای مجازی می‌نویسم. از زمانه پرشین بلاگ و بلاگفا و کلوب و فیس بوک تا حالا که اینستاگرام و تلگرام است؛ و همیشه خوانندگان و دوستان مجازی خودم را داشته‌ام. بعضی نوشته‌هایم بیشتر از چند میلیون بار خوانده و بازنشر شده است. این هم بی‌تاثیر نیست. یعنی مخاطبی داشته‌ام که سال‌ها به قلمم عادت کرده و حالا بهم لطف کرده و دوست داشته کتاب‌هایم را هم بخواند. این موضوع فقط برای قلب نارنجی فرشته هم نبوده. اعترافات هولناک لاک‌پشت مرده هم با وجود همه محدودیت‌ها و ممنوعیت موقتی که پیدا کرد، خواننده‌های پرشماری داشت. علاوه بر این ها، من به استاندارد توجه می‌کنم، مرتب و مکرر مقالات روز دنیا را در حوزه نوشتن دنبال می‌کنم و سعی می‌کنم از قافله داستان نویسی مدرن عقب نمانم. ترکیب اینها باعث این اتفاق شده است. 

** در مجموعه آثار شما، موضوع انگار اولویتی بیشتر از دیگر مولفه‌های داستانی دارد؛ نه اینکه زبان و فرم و ایده و فضا مهمتر نباشد. قبول دارید؟

همه‌چیز برای من قصه است. فهمِ فرم، کار منتقد و مخاطب حرفه ایست. ما وقتی به یک ساختمان زیبا نگاه می‌کنیم، از زیباییش و معماریش شگفت زده می‌شویم، اما قرار نیست بدانیم اسکلتش چطور ساخته شده، لوله‌کشی‌ها چطور کشیده شده‌اند و زیرسازی‌ها چگونه بوده است. اینها چیز‌هایی است که باید پنهان بماند زیر آن نمای زیبا. نه که نباشد. باید به درستی پنهان بماند. مثل این همه استخوان و رگ و چربی و سلول و گلبول که در بدن آدم هست، اما وقتی ما با هم دست می‌دهیم و روبوسی می‌کنیم، مگر به اینها فکر می‌کنیم؟ از دید من داستان باید اینگونه باشد. قصه درست بر روی فرمِ به دقت پنهان شده. فرم نباید از داستان بیرون بزند.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار