علی بیگدلی، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: رفتارشناسی چین در قبال تحولات خاورمیانه و بهویژه تنگه هرمز و تاکید پکن بر بازگشت طرفین به تفاهم اسلامآباد از ابعاد گوناگون قابل تحلیل است. باید توجه کرد که چین یک تفکر کنسرواتیسم یا محافظهکاری خاص خود را دارد؛ یعنی در همه موارد همینگونه بوده است. این رویکرد در قبال ایران، آمریکا، اروپا و حتی کشورهای دیگر به وضوح دیده میشود و در کل پکن وارد موضوعات پرتنش و احتمالاً خطرناک نمیشود.
اولین واکنشی که وزارت خارجه چین در مورد منازعه ایران و آمریکا از خود نشان داد، تأکید بر خویشتنداری بود. البته اینها تعارفات دیپلماتیک و معمول هستند و حالا که در آستانه سفر آقای شی به آمریکا هستیم، باید صحبتی در ملاقات این دو رهبر (شی و ترامپ) صورت بگیرد و حتماً شرایط منطقه هم مطرح خواهد شد؛ لذا چینیها از طرف دیگر نمیخواهند ایران را از دست بدهند و در عین حال با توجه به وضعیت پرونده هستهای و فشار اروپاییها در ارجاع پرونده به شورای امنیت، باید با این دو کشور مهم یعنی چین و روسیه ارتباط نزدیک را حفظ کنیم تا این انتظار منطقی باشد که همانطور که در ماجرای اسنپبک دیدیم، از موقعیتی که در شورای امنیت دارند در پرونده به نفع ما استفاده کنند تا پرونده دوباره ذیل فصل هفتم نرود.
باید ببینیم در ملاقاتی که شی و ترامپ تا چند روز دیگر خواهند داشت، چه سیاستهایی مطرح خواهد شد. قابل پیشبینی است که آقای شی به آمریکاییها باج ندهد و البته میدانیم که در عالم سیاست بدهبستان و گرفتن امتیاز مطرح است. از طرف دیگر رابطه این دو کشور به دلیل مسائل اقتصادی، پیچیده و چندلایه است و در عین حال نمیتواند لطمه و خدشه به مناسبات اقتصادی را بپذیرد. به دلیل همین پیچیدگی است که در هر تصمیمی، مسائل و جنبههای مختلف آن را بررسی میکنند.
عدم اظهار نظر صریح یکی از نشانههای همین پیچیدگی است. در این شرایط ترامپ در وضعیت خاصی گرفتار شده است. کشورهای عربی هم خواهان بازگشت آمریکا به توافق هستند، اما ترامپ چندبار اعلام کرده که توافق اسلامآباد برای آنها دیگر مهم نیست. یکی از دلایل این است که ترامپ تحت فشار کنگره قرار گرفته و کنگره بر این باور است که تفاهم اسلامآباد به نفع ایران بوده است.
این در حالی است که ایران هم سطح انتظارات را بالا برده و اعلام کرده که در مورد تنگه، مسائل هستهای و موشکی صحبتی نداریم و فقط درباره متوقف کردن جنگ صحبت میکنیم. در مجموع به نظر میرسد فشار نظامی آمریکا تا حدودی کمتر شده و میتواند به خاطر انتخابات میاندورهای باشد. بر این اساس چینیها در چنین اتمسفری با احتیاط حرکت خواهند کرد. تنگه هرمز و بابالمندب برای چینیها به شدت مهم است و چین دنبال آن است که این مسیرها به نظم و آرامش برسد. نکته مهم دیگر که نباید از آن چشمپوشی کرد این است که چینیها هم مانند روسها تمایل دارند آمریکاییها در منطقه گرفتار بمانند.
از منظر پکن و مسکو اگر آمریکا از این درگیری و تنش رها شود، ممکن است دوباره به تقابل جدید با آنها برگردد. چینیها و روسها این تجربه را پس از ۱۱ سپتامبر هم داشتهاند که از گرفتار بودن آمریکا در افغانستان و عراق استفاده کردند. به هر ترتیب چینیها برخلاف آمریکای دوره ترامپ با محافظهکاری خاص خود پیش میروند و باید منتظر بمانیم و ببینیم که در ملاقات روسای جمهور آمریکا و چین چه اتفاقی رخ خواهد داد.