بستن
کد خبر: ۱۵۲۰۶۷۷
«آرمان ملی» موج مخالفت و موافقت با صداوسیما را بررسی می‌کند

جبلی، منتقدان و سهم مردم

جبلی، منتقدان و سهم مردم
آرمان ملی- مرتضی خبازیان: در این تردید نیست که هیچ مدیری نمی‌تواند بپذیرد کسی شیوه مدیریت او را زیر سوال ببرد یا بر روش مدیریتی او خدشه وارد کند.

 داستان، چون و چرا درباب صداوسیما از مدت‌ها قبل و به عناوین مختلفی مانند افت محسوس مخاطب و یا انتقال مرجعیت خبری به خارج از کشور به رسانه‌ها و شبکه‌های خبری راه یافته و رئیس صداوسیما پیوسته زیر فشار قرار داشت. می‌شد انتظار داشت که به موازات انتقاد از صداوسیما و انعکاس در رسانه‌ها، موجی هم از حمایت شکل بگیرد. چنین شد و عموم کسانی که موضوع صداوسیما را دنبال می‌کردند به دو دسته تقسیم شدند و مانند اغلب موضوعات سیاسی موافقان و مخالفان پرحرارت در مقابل هم صف‌آرایی کردند و، چون دست‌شان به اصل ماجرا نمی‌رسید، در فضای مجازی با گزنده‌ترین زبان و کلمات یکدیگر را نواختند. اوج ماجرا زمانی اتفاق افتاد که رئیس‌جمهور با صراحت مدیریت صداوسیما را نکوهش کرد. گفته می‌شود که اگر مسعود پزشکیان اولا چنان صراحتی را به کار نمی‌برد و دوما نقد خود را در خفا به رئیس صداوسیما منتقل می‌کرد، بهتر می‌توانست نتیجه بگیرد. این هم سخنی است، اما کسی نمی‌تواند با قاطعیت بگوید پیمان جبلی در آن صورت حرف پزشکیان را قبول می‌کرد.

سهم‌خواهی؟ چه سهمی؟

جبلی از انتقاد پزشکیان ناراحت شد. او خوددارانه در آن جلسه انتقاد سکوت کرد، اما سخن خود را نگه داشت تا در آیین اختتامیه پنجمین جشنواره پژواک رادیو و گفت: صداوسیما را اگر کسی ببیند افتخار می‌کند و اگر کسی نمی‌بیند از این افتخار به دور است. صداوسیما آینه افتخار یک ملت است... جبلی اسمی از پزشکیان نبرد و حرمت رئیس را نگه داشت، اما حرف خود را زد. او به گونه‌ای استفهامی تاکید کرد که سخن پزشکیان را قبول ندارد. پزشکیان در آن جلسه گفته بود که برنامه‌های صداوسیما را نگاه نمی‌کند؛ اشاره‌ای که بیشتر به برنامه‌های خبری و تحلیل سیاسی معطوف بود. درباره جداسری دو گروه موافق و مخالف صداوسیما و نوع مدیریت جبلی همین بس که وقتی گفته شد مهرماه دوره پنج ساله جبلی به پایان می‌رسد، لشگری از مخالفان جبلی خود را برای تغییر در مدیریت آماده کردند و انتقاد را درست و غلط چنان تغلیظ کردند که شاید بتوانند در این ماجرا موثر واقع شوند. موافقان جبلی هم خیلی زود ماجرا را حیثیتی کردند و با تمام قوا از در حمایت درآمدند. ظاهرا موضوع امتداد داشته که پیمان جبلی در نشست افق تحول سخنانی بر زبان رانده است که هر دو گروه موافق و مخالف را در سکوت فرو برده است. تقریبا کسی از جبلی با آن خویشتن‌داری که از او سراغ داشتند، انتظار نداشت که کلماتی چنین سنگین بر زبان بیاورد. جبلی در این نشست با تأکید بر اینکه رسانه ملی در چرخشی تاریخی، هویت ملی، ایرانی و اسلامی را سرلوحه خود قرار داده و به آن ادامه خواهد داد، تاکید کرد: «اگر کسی انتظار دارد صداوسیما بعد از این‌همه ایستادگی، عقب‌نشینی کند، کور خوانده، رسانه ملی راهش را پیداکرده و استوارتر در این مسیر گام برخواهد داشت». اما چه کسی از صداوسیما انتظار دارد که عقب‌نشینی کند؟ عقب‌نشینی از چه؟ آیا جبلی می‌داند منتقدان صداوسیما چه می‌گویند و به چه چیزی نقد دارند؟ او در بخش دیگری از سخنانش گفت: «میان سهم مردم و سهم‌خواهی‌های سیاسی، به‌سمت ادای سهم مردم متمایلیم، نه هویت‌های جعلی». با توجه به این جمله از سخنان جبلی می‌توان تقریبا متوجه شد که او در چه جهانی سیر می‌کند. تصور جبلی بر این است که مردم و جریان‌های سیاسی از او سهم می‌خواهند و او تصمیم گرفته سهم مردم را ادا کند، نه هویت‌های جعلی را...، اما واقعا مردم سهم می‌خواهند؟ چه سهمی؟ جریان‌های سیاسی چطور؟ آنها چه سهمی می‌خواهند؟ اگر جریان‌های سیاسی شناخته شده انتظار دارند که به نسبت رای گرفته از مردم تریبون داشته باشند، آیا سهم‌خواهی است؟ اگر مردمی که به جریان مقابل آقای جبلی رای داده‌اند، انتظار داشته باشند که آنها هم در محدوده دید مدیریت صداوسیما قرار گیرند، سهم خواهی است؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار