بستن
کد خبر: ۱۵۱۵۷۷۷
سعیده سیدکابلی در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی»:

جهان بیشتر از همیشه به ادبیات نیاز دارد

جهان بیشتر از همیشه به ادبیات نیاز دارد
آرمان ملی- محمد صابری: سعیده سادات سیدکابلی (شاعر و مترجم) متولد کابل و فارغ‌التحصیل رشته زبان و ادبیات پارسی-دری از دانشگاه تعلیم و تربیه کابل است.

 در سال‌های اخیر، شاهد انتشار ترجمه‌های او از زبان فرانسه در بازار کتاب کشورمان بوده‌ایم؛ آثاری، چون «بدرود» اثر آنتوان ژکو، «زندگی دوم اوا براون» اثر گرگور پئان، «رز» اثر فرانک بویییس، «خداحافظ سیلک و اشک‌های مادرم» از میشل لایز و «برادران غیرمنظره‌ی ما» اثر امین معلوف. تجربه‌ی سفر و مراودات ادبی اخیرا این امکان را برایش ایجاد کرده که انجمنی را تحت عنوان «اوستا» در فرانسه دایز کند که یکی از اهداف بنیادین آن، معرفی آثار و نویسندگان ایرانی به مخاطبان فرانسوی است. سیدکابلی که معتقد است تعامل فرهنگی بر پایه‌ی ادبیات می‌توان نجات‌بخش جهان پرتنش امروز باشد: «ادبیات شاید نتواند جنگ‌ها را متوقف کند، اما می‌تواند انسان‌ها را وادار کند یکدیگر را بفهمند.» با او گپ و گفتی را ترتیب دادیم که در ادامه می‌خوانید. 

** در سال‌های اخیر فعالیت‌های شما شتاب چشمگیری گرفته است؛ از انتشار کتاب‌های ترجمه تا شعر، از دریافت جوایز بین‌المللی تا تأسیس یک انجمن فرهنگی در فرانسه. اگر بخواهید امروز خودتان را معرفی کنید، چه خواهید گفت؟

فکر می‌کنم دیگر نمی‌توانم خودم را فقط «مترجم» یا فقط «شاعر» معرفی کنم. امروز بیش از هر چیز، خودم را یک میانجی فرهنگی می‌دانم؛ کسی که تلاش می‌کند میان دو زبان، دو ادبیات و دو جهان پلی بسازد. سال‌هاست که ادبیات فرانسه را به فارسی ترجمه می‌کنم، اما در این مسیر متوجه شدم که جریان ارتباط باید دوطرفه باشد. همان‌قدر که مخاطب فارسی‌زبان باید با شعر و ادبیات معاصر فرانسه آشنا شود، مخاطب فرانسوی هم حق دارد ادبیات امروز ایران را بشناسد. همه فعالیت‌های اخیرم، از ترجمه و شعر گرفته تا تأسیس انجمن «اوستا»، در همین مسیر تعریف می‌شوند. 

** سال ۲۰۲۵ برای شما سال بسیار مهمی بود. یکی از اتفاق‌های شاخص، انتشار آنتولوژی «در آن نَفَس» بود. این پروژه چگونه شکل گرفت؟

«در آن نَفَس» برای من فقط یک کتاب نبود؛ یک تجربه فرهنگی بود. این مجموعه با همکاری خانه شعر پاریس شکل گرفت و تلاش کردم شعر‌های شاعران ایرانی و فرانسوی را در کنار یکدیگر قرار دهم؛ نه برای مقایسه، بلکه برای گفت‌و‌گو. جمع‌آوری آثار، انتخاب شاعران، هماهنگی‌ها و ترجمه‌ها را خودم انجام دادم. مهم بود که خواننده فرانسوی و ایرانی هنگام ورق زدن کتاب احساس کند دو زبان، دو اقلیم و دو فرهنگ می‌توانند کنار هم نفس بکشند. شاید زیباترین اتفاق این بود که همین مجموعه در دسامبر ۲۰۲۵ موفق به دریافت جایزه ترجمه خانه شعر شد. برای من این جایزه، بیش از آنکه یک موفقیت شخصی باشد، نشانه‌ای بود از اینکه ترجمه هنوز می‌تواند میان فرهنگ‌ها رابطه‌ای زنده ایجاد کند. 

** چند ماه بعد، اولین مجموعه شعر دوزبانه‌تان نیز در فرانسه منتشر شد. انتشار «من، خودِ سفرم» چه احساسی داشت؟

این کتاب برای من بسیار شخصی است. سال‌ها بود که شعر می‌نوشتم، اما همیشه بیشتر به عنوان مترجم شناخته می‌شدم. «من، خودِ سفرم» حاصل سال‌ها زندگی میان ایران، فرانسه، سوئیس، بلژیک و امارات است. در این کتاب، سفر فقط جابه‌جایی جغرافیایی نیست؛ سفر در زبان، هویت، خاطره و حتی سکوت است. اینکه کتاب در پاریس، توسط انتشارات La Rumeur Libre منتشر شد و بعد در بازار شعر پاریس معرفی شد و با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد، برایم تجربه‌ای فراموش‌نشدنی بود؛ چون احساس کردم شعر فارسی هم می‌تواند در فضای ادبی فرانسه شنیده شود. 

** شما در کنار فعالیت ادبی، انجمن «اوستا» را هم راه‌اندازی کرده‌اید. چرا احساس کردید به چنین انجمنی نیاز است؟

سال‌ها در رفت‌وآمد میان ایران و کشور‌های فرانسه‌زبان بودم. همیشه احساس می‌کردم افراد بسیار ارزشمندی در هر دو سوی این ارتباط حضور دارند، اما کمتر فرصت آشنایی با یکدیگر را پیدا می‌کنند. «اوستا» از همین احساس متولد شد. هدف انجمن فقط برگزاری نشست یا شب شعر نیست. ما می‌خواهیم شاعران، نویسندگان، مترجمان، ناشران، هنرمندان و حتی مخاطبان ادبیات را به هم نزدیک کنیم. ترجمه، انتشار کتاب، نشست‌های ادبی، کارگاه‌های آموزشی، گفت‌و‌گو‌های بینافرهنگی و معرفی نویسندگان فارسی‌زبان در فرانسه، بخشی از برنامه‌هایی است که آغاز کرده‌ایم و در آینده بسیار گسترده‌تر خواهد شد. 

** بسیاری شما را مترجم ادبیات معاصر فرانسه می‌شناسند. در انتخاب آثار چه معیاری دارید؟

اولین معیار برای من کیفیت ادبی است. دنبال کتابی نیستم که صرفاً پرفروش باشد. به آثاری علاقه دارم که بتوانند انسان امروز را بهتر بشناسند؛ کتاب‌هایی که لایه‌های عمیق‌تری از زندگی، تنهایی، عشق، مهاجرت یا هویت را روایت می‌کنند. در شعر هم همین نگاه را دارم. ترجمه برای من انتقال واژه‌ها نیست؛ انتقال جهان یک نویسنده است. 

** سال‌های اخیر جوایز و بورسیه‌های متعددی از نهاد‌های فرهنگی فرانسه و سوئیس دریافت کرده‌اید. این حمایت‌ها چه تأثیری بر مسیر حرفه‌ای شما گذاشته است؟

بدون تردید این حمایت‌ها بسیار مهم بوده‌اند. اما مهم‌تر از خود حمایت مالی، اعتماد نهاد‌های فرهنگی است. وقتی بنیاد‌ها و مؤسسات معتبر از پروژه‌ای حمایت می‌کنند، در واقع به آن پروژه اعتبار می‌بخشند و مسیر ارتباط با نویسندگان، ناشران و مؤسسات دیگر هموارتر می‌شود. این اعتماد مسئولیت مرا هم بیشتر کرده است. 

** امروز بیشترین دغدغه شما چیست؟

ایجاد یک جریان پایدار. دوست ندارم فعالیت‌هایم به انتشار چند کتاب محدود شود. می‌خواهم شبکه‌ای شکل بگیرد که سال‌ها بعد هم به معرفی ادبیات فارسی در جهان فرانسه‌زبان و معرفی ادبیات فرانسه به فارسی‌زبانان ادامه دهد. اگر روزی بگویند «اوستا» توانسته چند نویسنده، شاعر یا مترجم را به هم معرفی کند و باعث خلق پروژه‌های مشترک شده است، احساس می‌کنم به هدفم نزدیک شده‌ام. 

** فکر می‌کنید امروز ادبیات چه نقشی در جهان پرتنش ما دارد؟

بیش از همیشه نقش دارد. ادبیات شاید نتواند جنگ‌ها را متوقف کند، اما می‌تواند انسان‌ها را وادار کند یکدیگر را بفهمند. وقتی شعری از فارسی به فرانسه ترجمه می‌شود یا رمانی از فرانسه به فارسی، فقط کلمات جابه‌جا نمی‌شوند؛ تجربه‌های انسانی سفر می‌کنند؛ و شاید جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به همین سفر‌ها نیاز دارد. 

** و در پایان، آینده را چگونه می‌بینید؟

صادقانه بگویم، احساس می‌کنم تازه در ابتدای راه هستم. پروژه‌های متعددی در دست اجرا دارم؛ از فیلم مستندی درباره نویسنده سوئیسی میشل لایا تا پروژه‌های تازه ترجمه، انتشار آثار جدید، گسترش فعالیت‌های انجمن «اوستا» و طراحی برنامه‌هایی برای گفت‌وگوی فرهنگی میان فارسی‌زبانان و فرانسه‌زبانان. امیدوارم هر قدمی که برمی‌دارم، سهم کوچکی در نزدیک‌تر شدن این دو جهان ادبی داشته باشد. اگر شعر بتواند پلی بسازد و ترجمه بتواند آن پل را استوارتر کند، احساس می‌کنم مسیر درستی را انتخاب کرده‌ام.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار