بستن
کد خبر: ۱۵۱۴۳۴۵
نرگس باقری در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی»:

پارسی‌پور فراتر از دغدغه‌های زنانه می‌نوشت

پارسی‌پور فراتر از دغدغه‌های زنانه می‌نوشت
آرمان ملی- بیتا ناصر: جمعه ۱۲ تیرماه، خبر درگذشت شهرنوش پارسی‌پور، نویسنده و مترجم سرشناس ایرانی در ۸۱ سالگی منتشر شد و کاربران صفحات اجتماعی و رسانه‌های خبری را به واکنش واداشت. پارسی‌پور سال‌ها پیش جلای وطن کرده و در سال‌های اخیر، فعالیت ادبی را کنار گذاشته بود، اما کارنامه‌ی پربار و درخشانش نام او را در تاریخ ادبیات داستانی معاصر ثبت کرده است.

انتشار آثار او به سایر زبان‌ها و کسب جوایز بین‌المللی، همچنین از او یک چهره‌ی بین‌المللی ساخته بود و این جایگاه، بر اهمیت و نقش ادبی او می‌افزاید. به این مناسبت، گفت‌وگویی را با نرگس باقری، دکترای رشته ادبیات فارسی و عضو هیات علمی دانشگاه قزوین ترتیب دادیم که در ادامه می‌خوانید. 

** شهرنوش پارسی‌پور در مصاحبه‌ای خود را دومین نویسنده زن (پس از سیمین دانشور) معرفی کرده که رمان نوشته است. پیش از هر چیز، در مورد نقش و جایگاه این نویسنده در ادوار ادبیات داستانی معاصر توضیح دهید. 

شهرنوش پارسی‌پور بدون تردید یکی از تأثیرگذارترین و پیشروترین چهره‌های ادبیات داستانی ایران اخیر است. پارسی‌پور در کنار سیمین دانشور، به عنوان یکی از دو رمان‌نویس برجسته نسل خود، جایگاهی تثبیت‌شده در تاریخ ادبیات ایران دارد. دانشور سال ۱۳۴۸ با سووشون، نخستین رمان یک زن ایرانی را منتشر کرد و پارسی‌پور در سال ۱۳۵۳ با سگ و زمستان بلند این مسیر را ادامه داد. 
سووشون و طوبا و معنای شب را می‌توان دو نقطه عطف در تاریخ ادبیات داستانی زنان ایران دانست. اما تفاوت اساسی این دو اثر در نوع نگاه به زن و نسبت او با تاریخ است. سووشون نقطه آغازین برای ورود صدا و ذهنیت زن به ادبیات ایران است، اما پارسی‌پور در طوبا و معنای شب و عقل آبی از این موضوع فراتر می‌رود. زن در آثار پارسی‌پور سوژه‌ای مساله دار است. طوبا در طول رمان از یک زن سنتی خانه‌دار به پرسشگری تاریخی تبدیل می‌شود، او الگوی سوژه‌ای در حال شدن است. زن در سووشون در درون تاریخ و در چارچوبی واقع‌گرایانه حرکت می‌کند و تحول او، تحولی تدریجی و منطبق با قوانین عادی جامعه است، اما در آثار پارسی‌پور، زن فراسوی تاریخ حرکت می‌کند و مرز‌های خیال و واقعیت، زندگی و مرگ، انسان و طبیعت را در هم می‌آمیزد. زن در آثار او به سوژه‌ای معرفت‌شناختی تبدیل می‌شود که شرط امکان شناخت است. این مساله پارسی‌پور را از پیشگامان خود متمایز می‌کند. 

** در مورد پارسی‌پور و البته بسیاری نویسندگان هم دوره او، دو رویکرد متفاوت وجود دارد. گروهی او را نویسنده‌ای پیشرو و به اصطلاح جاده‌بازکن حداقل برای نویسندگان زن می‌دانند و گروهی معتقدند نباید جایگاهی بیشتر از یک زنانه‌نویس عامه‌پسند برایش قائل شد. نظر شما در این باره چیست؟

ااصطلاح «زنانه‌نویس» یکی از برچسب‌هایی است که برای کم اهمیت جلوه‌دادن جایگاه نویسندگان به کار می‌رود. در نقد ادبی هنگامی که از یک نویسنده مرد به عنوان «نویسنده» یاد می‌شود، به جنسیت او اشاره نمی‌شود، اما هنگامی که یک زن می‌نویسد او را با برچسب زنانه‌نویس معرفی می‌کنند. ساندرا گیلبرت و سوزان گوبار در کتاب «زن دیوانه در اتاق زیر شیروانی» نشان می‌دهند که زنان نویسنده همواره با اضطراب تالیف رو‌به‌رو بوده‌اند، یعنی ترس از اینکه مبادا نتوانند اثری ارزشمند خلق کنند، چون معیار‌های ارزشمندی را مردان تعیین کرده‌اند. پارسی‌پور فراتر از دغدغه‌های زنانه به پرسش‌های بنیادین انسانی می‌پردازد. در مورد عامه‌پسند بودن اگر نگاهی به چند پژوهش در مورد آثار پارسی‌پور بیندازیم می‌بینیم که برخی او را «پیشگام داستان‌نویسی رئالیسم جادویی فارسی» معرفی کرده‌اند که از مرز‌های سنتی این ژانر فراتر می‌رود تا بازنگری در تاریخ ایران از اواخر قرن نوزدهم تا انقلاب ۱۳۵۷ ارائه دهد. آنها استدلال می‌کنند که پارسی‌پور از رئالیسم جادویی برای نقد تأثیر جریان‌های تاریخی بر زنان ایرانی استفاده می‌کند و شخصیت‌ها و رویداد‌های جادویی را برای به چالش کشیدن گرایش‌های مردسالارانه فرهنگ و جامعه ایران معرفی می‌نماید. همچنین پژوهش‌های دانشگاهی به پیوند عمیق پارسی‌پور با عرفان و اسطوره اشاره دارند. او عرفان را نه به عنوان راهی برای گریز از واقعیت، بلکه به عنوان ابزاری برای پرسش‌گری و نقد به کار می‌گیرد. به عنوان مثال در رمان طوبا و معنای شب، طوبا که نامش برگرفته از درخت بهشتی نور و حکمت است، سفری روحانی را آغاز می‌کند. او اگرچه در ظاهر زنی سنتی است که در فضای بسته خانه زندگی می‌کند، اما در باطن، مسافری عارف‌گونه در جست‌وجوی حقیقت است. همچنین پارسی‌پور در عقل آبی لوگوس یونانی را از فلسفه‌ی انتزاعی فراتر برده و آن را در بستر فرهنگ و عرفان ایرانی بازتعریفمی‌کند. او دانایی را به شکلی زنانه به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که رهایی به دگرگونی معرفت‌شناختی نیاز دارد و پیش از هر چیز لازم است که نحوه‌ی نگاه به جهان، حقیقت و خود تغییر پیدا کند. او نشان می‌دهد که حقیقت از طریق روایت منتقل می‌شود نه از راه مفاهیم انتزاعی. ارتباط عقل آبی با عقل سرخ سهروردی یکی از عمیق‌ترین لایه‌های این رمان است و عقل آبی تاملی فلسفی در باب معرفت و رهایی است. رمانی که عرفان ایرانی را برای نقد ساختار‌های مردانه و بازتعریف هویت زنانه به کار می‌گیرد. همانطور که می‌بینیم چنین آثاری نمی‌توانند مصداقی برای عامه‌پسندی باشند. 

** می‌دانیم که چند اثر از او به زبان‌های دیگر ترجمه شده و جوایزی نیز برایش به همراه داشته. از این منظر، آثار او چقدر قابلیت جهانی‌شدن دارند؟


آثار پارسی‌پور توان بالایی برای جهانی شدن داشته‌اند. ترجمه‌های متعدد و استقبال بین‌المللی این امر را اثبات کرده است. «زنان بدون مردان» به ۳۰ زبان ترجمه شده و در فهرست بلند جایزه بوکر بین‌المللی ۲۰۲۶ قرار گرفته است. طوبا و معنای شب نیز به آلمانی، ایتالیایی و چندین زبان دیگر برگردانده شده و در آمریکا هم منتشر شده است. گلبرگ باشی در مصاحبه‌ای با پارسی‌پور به این نکته اشاره کرده که طوبا و معنای شب در زمانی به انگلیسی منتشر شد که بازار نشر آمریکا و اروپا مملو از خاطرات زنان «قربانی‌شده» ایرانی بود ولی رمان‌های پارسی‌پور تصویری پیچیده‌تر و انسانی‌تر از زنان ایرانی ارائه می‌دهند و البته اقتباس سینمایی از «زنان بدون مردان» (برنده شیر نقره‌ای ونیز، ۲۰۰۹) نیز به شناخت جهانی پارسی‌پور کمک کرد. این فیلم، رمان پارسی‌پور را به زبانی تصویری ترجمه کرد که توانست با مخاطبان جهانی ارتباط برقرار کند. 

** با توجه به پژوهشی که روی آثار پارسی‌پور داشته‌اید، مهم‌ترین شاخص‌های نویسندگی او به لحاظ سبک، تکنیک و همچنین نوع نگاه و سوژه‌یابی کدام‌اند؟


پارسی‌پور در آثارش از تکنیک‌های روایی متنوعی استفاده می‌کند. در «سگ و زمستان بلند»، در بخش اول به تصویری واقع‌گرایانه از روابط اجتماعی می‌پردازد، اما در بخش دوم ناگهان جریان سیال ذهن و تداعی‌های آزاد را به کار‌می‌گیرد. این شکست ناگهانی در روایت، نشان‌دهنده شکست روانی راوی در مواجهه با مرگ برادر است. در طوبا و معنای شب از راوی دانای کل سوم شخص استفاده می‌کند، اما حرف‌ها و اندیشه‌های شخصیت‌ها همواره از منظر طوبا درک می‌شوند، این تکنیک، به خواننده امکان می‌دهد تا دنیای طوبی را از درون تجربه کند، در حالی که فاصله‌ای عینی برای نقد نیز حفظ می‌شود. پارسی‌پور یکی از چهره‌های شاخص رئالیسم جادویی در ادبیات ایران است. رئالیسم جادویی ابزاری برای نقد تاریخی و سیاسی است. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های رئالیسم جادویی پارسی‌پور، پیکرگردانی است. شخصیت‌های زن او می‌توانند به درخت، خاک، نور، پروانه یا دانه تبدیل شوند. این پیوند زن با طبیعت، بازگشت به دوران مادرسالاری و دوران پیش از طرد اسطوره‌های زن‌محور را تداعی می‌کند. او در جایی گفته است که «به مرگ فکر می‌کنم. من آن را هم دوست دارم. با مرگ می‌توانم با خاک بیامیزم و به رشد بهتر گل‌ها کمک کنم». این نشان‌دهنده نزدیکی نگاه نویسنده و مضامین آثار اوست. او به تجربه‌ی زیسته اهمیت زیادی می‌دهد. پارسی‌پور در آثارش تاریخ مردانه را وارونه می‌کند و آن را از دیدگاه زنانی روایت می‌کند که صدایشان در تاریخ‌نگاری رسمی خاموش بوده است. 
طوبا و معنای شب، از نظر وسعت روایی و عمق تاریخی، شاهکار پارسی‌پور محسوب می‌شود. این رمان که در بستر تحولات صدساله ایران روایت می‌شود، زندگی چهار نسل از زنان را در بر می‌گیرد. این تنوع نسلی به پارسی‌پور امکان می‌دهد تا تغییرات تاریخی-اجتماعی ایران را از منظر زنان به تصویر بکشد. 
 
** یکی دیگر از مسائلی که پارسی‌پور را خاص می‌کند، ازدواج او با ناصر تقوایی است. به نظرتان این ازدواج چقدر روی او و آثارش تاثیر داشته است؟


من فکر می‌کنم در چنین سوالی، ناخودآگاه، مرد به عنوان سوژه‌ی تاریخ و فرهنگ در نظر گرفته می‌شود، کسی که عمل می‌کند، می‌آفریند و بر دیگران تاثیر می‌گذارد و زن ابژه فرض می‌شود، کسی که تحت تاثیر قرار می‌گیرد یا در حاشیه قرار دارد، به همین دلیل کمتر شنیده‌ام که بپرسند مثلا تاثیر سیمین دانشور بر آل احمد چگونه بوده یا تاثیر پارسی‌پور بر تقوایی. چنین سوالی این پیش فرض پنهان را دارد که موفقیت زن وابسته به حضور مرد توانمند در کنار اوست. از این که بگذریم تا جایی که می‌دانم به طور مستقیم به تأثیر ازدواج پارسی‌پور با ناصر تقوایی بر آثارش اشاره‌ای نشده است. در غرب یک محدوده پژوهشی‌ای هست که به جای تمرکز بر نابغه‌ی تنها، به بررسی ماهیت مشارکتی و گفت‌و‌گویی آفرینش ادبی در بستر روابط عاشقانه و حرفه‌ای می‌پردازد و به موضوعاتی، چون تاثیر متقابل، رقابت یا همکاری خلاقانه در این روابط توجه می‌کند. وجه مهم دیگر این پژوهش‌ها، توجه به نابرابری‌های جنسیتی در این روابط است. تحقیقات نشان می‌دهد که زنان اغلب به «همسر نویسنده» یا دستیار تقلیل می‌یافتند و سهم واقعی آنها در آثار نادیده گرفته‌می‌شد. در مورد پارسی‌پور و تقوایی هنوز منابعی مانند نامه‌ها، خاطرات شخصی و روایت‌های عمومی خاصی منشر نشده‌است و من نمی‌توانم بدون بررسی و تحقیق به مورد خاصی اشاره‌کنم و جای چنین پژوهش‌هایی خالی‌ست. 

** معمولا این نقد یا اظهار نظر درباره‌ی نویسنده‌هایی که از ایران مهاجرت می‌کنند مطرح است که آثارشان روند نزولی پیدا می‌کند. آیا این نقد را به پارسی‌پور روا می‌دانید؟

خود پارسی‌پور در مصاحبه با روزنامه ایندیپندنت (۲۰۲۶) گفته است که از حدود پنج سال پیش تاکنون نمی‌نویسد و خود را «نویسنده بازنشسته» معرفی می‌کند. دلیل این توقف را «خالی شدن ذهن» و فاصله از ایران عنوان کرده است و می‌گوید: «انگلیسی من وحشتناک است. تقریباً ۳۵ سال است که در آمریکا هستم، اما همیشه با ایرانیان هستم و همیشه فارسی صحبت می‌کنم و فقط کتاب‌های ایرانی می‌خوانم، بنابراین چیزی درباره انگلیسی نمی‌دانم». او افزوده است که نمی‌توانسته «درباره زندگی آمریکایی‌ها بنویسد... بودن در جهانی دیگر و نوشتن درباره جهانی دیگر دشوار است». هر چند که این صحبت‌ها نشان می‌دهد که بستر سیاسی و اجتماعی ایران، منبع الهام‌بخش اصلی او بوده است، اما این به معنای نزول کیفیت آثار او نیست. پارسی‌پور در آمریکا جوایزی دریافت کرده است: جایزه بیتای ۲۰۱۶، دریافت لوح افتخار کوروش بزرگ از دایرةالمعارف ایرانیکا در ۲۰۰۳، فلوشیپ برنامه نویسندگان بین‌المللی از دانشگاه براون در ۲۰۰۳-۲۰۰۴ و دکترای افتخاری از دانشگاه براون در ۲۰۱۰. این افتخارات نشان می‌دهد که او حتی در تبعید نیز به عنوان یک چهره برجسته ادبی و شناخته شده است. 

** آثار پارسی‌پور هم مورد تحسین نویسنده‌ای، چون ر. اعتمادی بود و هم جمال میرصادقی از او به نیکی یاد می‌کند. جمع‌بندی شما درباره آثار زنده‌یاد پارسی‌پور و چایگاه او چیست؟

ر-اعتمادی و جمال میرصادقی هر دو از چهره‌های شناخته شده هستند. یکی به فرم و ساختار و نقد فنی توجه بیشتری دارد و معتقد است که پارسی‌پور در عین بهره‌گیری از تکنیک‌های مدرن به سنت داستان‌سرایی ایرانی مانند هزار و یکشب هم توجه دارد و دیگری یعنی اعتمادی، به محتوا و مسایل اجتماعی اهمیت بیشتری می‌دهد و عامه‌نویس است. شاید، چون آثار پارسی‌پور هم در سطح فرم و تکنیک و هم در سطح محتوا و دغدغه‌های انسانی قابل توجه هستند. این اتفاق نظر نشان دهنده‌ی وجوه مختلفی از آثار پارسی‌پور است. آثاری که در کنار نوآوری‌های روایی و سبکی به دغدغه‌های اجتماعی و جهان‌شمول هم می‌پردازند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار