بنفشه زهرایی استاد و رئیس مؤسسه آب دانشگاه تهران اخیرا اعلام کرد میزان آب تجدیدپذیر در آخرین بیلان محاسبه شده به ۹۲ میلیارد مترمکعب رسیده است. در حالی که در بیلان پیش از آن ۱۱۰ میلیارد مترمکعب بوده است. در واقع در کشور به فاصله کوتاه چند ساله ۱۷ میلیارد مترمکعب از بیلان منابع آب تجدیدپذیر از دست رفته است. براساس گزارش دادههای جهانی، از دست رفتن منابع آبی در جهان در بازه سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۲۲ معادل ۶۱ درصد بوده است و این عدد برای ایران ۷۵ درصد اعلام شده است. وضعیت ایران در کنار کشورهایی، چون عراق (۸۴ درصد)، اردن (۹۲ درصد)، پاکستان (۸۱ درصد)، امارات (۹۹ درصد) و... که همسایگان ایران هستند نشان میدهد از دست رفتن آب در سطح منطقهای فراگیر است. به گفته زهرایی، مصرف منابع آب تجدیدپذیر در گزارش بیلان آبی کشور ۹۲ میلیارد مترمکعب گزارش شده است که نشان میدهد ایران تمامی منابع تجدیدپذیر را به صورت کامل مصرف میکند. به گفته وی این به معنای استفاده نکردن از منابع تجدیدناپذیر نیست، چراکه در برخی از نقاط کشور امکان دسترسی و برداشت از منابع تجدیدپذیر وجود ندارد و به همین دلیل اضافه برداشتی از منابع آبی تجدیدپذیر نیز میشود. سرانهٔ آب تجدیدپذیر سهم هر شهروند از آب طبیعی کشور و یکی از مهمترین شاخصهای جهانی برای سنجش امنیت آبی کشورها به شمار میرود. این شاخص به مقدار کل منابع آب شیرین تجدیدشونده یک کشور یا منطقه شامل آبهای سطحی و زیرزمینی که هر سال از طریق بارش و چرخه طبیعی آب دوباره جایگزین میشوند، گفته میشود که بر جمعیت همان کشور یا منطقه تقسیم میشود.
*آوارگان اقلیمی
کاهش سطح منابع آب تجدیدپذیر در کشور چند پیامد مشخص دارد. نخست آنکه سطح زیرکشت محصولات غذایی کاهش پیدا کرده و امنیت غذایی با تهدید مواجه است. از سوی دیگر، خشکسالی و کمآبی مهاجرتهای اجباری را به همراه دارد. افزایش تنش و اعتراضات اجتماعی از دیگر پیامدهای این بحران است که نمونههای مشابه آن در سالهای اخیر در برخی استانهای کشور رخ داده است. بنابر اعلام داریوش گلعلیزاده، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان حفاظت محیط زیست، از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲، ۸۰۰ هزار نفر به دلیل مشکلات ناشی از تغییرات اقلیمی از استانهای جنوبی و مرکزی ایران به استانهای شمالی کشور مهاجرت کردند. ایران پس از یک دوره خشکسالی متناوب ۵ ساله، سال آبی جاری را با بارشهای نسبتا خوبی سپری کرده است، هرچند وضعیت در چند استان پرجمعیت از جمله تهران، مشهد و همدان همچنان بحرانی گزارش شده است، اما مجموع میزان ورودی آب به مخازن کل کشور در مقایسه با سال گذشته رشد ۸۰ درصدی داشته است و از حدود ۲۴ میلیار مترمکعب به حدود ۴۴ میلیارد مترمکعب رسیده است. با وجود تمام شرایط حاکم بر کشور، بنابر اعلام وزارت نیرو کشور وارد ترسالی نشده است.
*بحرانِ انباشه
عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب در صحبتهایی که اردیبهشت ماه سال جاری داشته تاکید کرد «اینکه گفته میشود کشور وارد دوره ترسالی شده، مطلقا درست نیست و نباید چنین برداشتی از وضعیت فعلی داشت». به اعتقاد وی شاخص بارندگی در کشور نه نشانی از خشکسالی دارد و نه نشانی ازتر سالی و بارشها در حد نرمال بوده است. در شرایطی که همچنان ۱۱ استان کشور بارندگی زیر حد نرمال دارند و ۳۵ میلیون نفر در کشور با مشکل کم آبی مواجه هستند، نمیتوان به وضعیت بارشها و از بین رفتن بحران آب نگاه خوشبینانهای داشت. اما مشکل تنها به کمبود باران و جمعیت درگیر محدود نمیشود؛ پژوهشهای بینالمللی نشان میدهد که بحران آب در ایران ریشهای عمیقتر و ساختاری دارد و ابعاد آن فراتر از نوسانات اقلیمی است. در پاییز سال گذشته مطالعهای منتشر شد که به بررسی شاخص فقر آب (WPI) در ایران پرداخت. نتایج این مطالعه نشان داد که ایران در شرایط هشدار دهندهای قرار دارد و دو مولفه منابع و محیط زیست را به عنوان بحرانیترین ابعاد شاخص فقر آب در ایران معرفی کرد. حال آنکه مولفههای «ظرفیت»، «دسترسی» و «مصرف» بیشترین تأثیر را بر وضعیت کلی این شاخص دارند. جامعه ایران سالها است که از میزان و نحوه مصارف آب در بخشهای مختلف صنعت، کشاورزی و خدمات آگاه است، اما هنوز مدیریت آب در کشور ساختاریافته و منسجم نیست. در بخش کشاورزی که حدود ۹۰ درصد از کل مصرف آب کشور را به خود اختصاص میدهد، هنوز روشهای سنتی آبیاری غالب است و میانگین راندمان آبیاری در ایران بین ۳۵ تا ۴۵ درصد برآورد میشود که در مقایسه با کشورهای پیشرفتهای همچون استرالیا و آمر یکا که راندمان۷۰ تا ۸۰ درصدی دارند، بسیار پایین است. در بخش صنعت با وجود الزامات قانونی بازچرخانی آب هنوز به نقطه مطلوب اجرا نرسیده است. هماکنون صنایع کشور سالانه حدود ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون مترمکعب از منابع آب متعارف استفاده میکنند و قرار است یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون مترمکعب از این مصرف، با پساب جایگزین شود. بررسی قراردادهای وزارت نیرو نشان میدهد در سال ۱۴۰۴ تنها ۷۷ قرارداد واگذاری پساب به ثبت رسیده است و صنایع بزرگ همچنان ترجیح میدهند مصرفکننده آب خام یارانهای باشند. برای برونرفت از بحران آب، ایران میتواند از تجربههای موفق چند کشور در حوزه مدیریت منابع آب الگوبرداری کند. اسپانیا به عنوان پیشرو در استفاده از آبهای غیرمتعارف در اروپا، در منطقه مورسیا با اقلیمی نیمهخشک و میانگین بارش ۳۷۵ میلیمتر (مشابه بسیاری از مناطق ایران)، با بهرهگیری از تصفیه و بازچرخانی پساب (نزدیک به ۹۰ درصد بازچرخانی) و آبشیرینکنها، توانسته است کشاورزی پایدار را حفظ کند. گزارش سازمان ملل و برنامه عمران ملل متحد در ایران نشان میدهد که پروژههای مشارکتی با کشاورزان در حوضه دریاچه ارومیه، با آموزش و معرفی فناوریهای نوین آبیاری، به کاهش ۳۰ درصدی مصرف آب و افزایش ۲۲. ۵ درصدی تولید محصول منجر شده است. این تجارب نشان میدهد که ترکیب سرمایهگذاری در فناوریهای نوین، بازچرخانی پساب، اصلاح الگوی کشت، آموزش کشاورزان و مدیریت مشارکتی، مسیر عملی و شدنی برای خروج از بحران آب در ایران است.