تیم ملی فوتبال ایران پس از اخذ ویزای مکزیک، منتظر ویزای آمریکا است تا با فراغ بال به سمت تیخوانا پرواز کند. ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ آمریکا در گروه «G» قرار گرفته و باید به ترتیب به مصاف نیوزیلند، بلژیک و مصر برود. از آنجا که امسال تعداد تیمهای حاضر در جام جهانی به ۴۸ تیم افزایش پیدا کرده و ۸ تیم سوم گروههای ۱۲گانه هم به مرحله حذفی صعود میکنند، پیشبینی میشود تیم ملی در این گروه ساده که یکی از رقبا در رنکینگ ۸۶ دنیا جا خوش کرده، به مرحله حذفی برود.
با این وجود، هنوز این جام جهانی به طور رسمی استارت نخورده، تیم ملی برای خودش رکوردداد شده؛ نه اینکه رکورد مثبتی تلقی شود که بتوان به آن بالید، بلکه در بین ۳ تیم پیر و مسن جام جهانی قرار گرفته است! در واقع بعد از خلف وعده امیر قلعهنویی مبنی بر جوانگرایی در تیم ملی، این افتخار جدید دوباره نصیب ایران شده است.
امیر قلعهنویی و مشاوران دور و نزدیکش، چندان روی خوشی به نقدها، حتی سازندهترین آنها را ندارند. او که در جام ملتهای آسیا نتوانست به هدف ترسیم شدهاش برسد و ایران را قهرمان کند، وعده جوانگرایی ۶۰ درصدی در تیم ملی را داد. قلعهنویی که پیشتر هم با انتقاد از سبک دفاعی تیم ملی ایران قرار بود نمایشی تماشاگرپسند داشته باشد، به بهانههای مختلف از ورود جوانان به تیم ملی سرباز زد. نتیجه شد آنکه تیمی که در جام ملتهای آسیا با میانگین سنی ۲۹ سال، دومین تیم مسن آن جام بود، حالا با گرد شدن ماههای تولد، به میانگین سنی ۳۰.۳ سال رسیده و در رده دوم پیرترین تیمهای جام جهانی قرار گرفته است.
البته امیر که ۳ سال فرصت برای جوانگرایی را هدر داد، در ادامه پشت واژه «تغییر نسل» پنهان شد؛ اما انتشار فهرست نهایی بازیکنان مدنظرش برای جام جهانی، مشخص کرد مکرر با افکار عمومی در فوتبال ایران بازی کرد و هرگز به سمت جوانگرایی نرفت. از همه جالبتر اینکه بقای او در تیم ملی، فارغ از نتایجی که در جام جهانی رقم بخورد، از سوی مهدی تاج ضمانت شده. از این رو، قلعهنویی دوباره بازی منسوخشدهاش را از سر گرفته و قبل از جام جهانی وعده داده تا تیم را برای جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ جوان کند. جالب است قلعهنویی وعده جوانگرایی را از جام ملتهای به جام جهانی و سپس به جام ملتهای موکول میکند.
یکی میشود قلعهنویی، یکی روبرتو پیاتزا!
مربیان مختلفی در دنیا به واسطه تفاوت دیدگاههاشان، صاحب سبک و سلیقه میشوند. از این رو است که معمولا عیار آنها با تفکرات و پیاده شدن فلسفههای فنیشان در میدان رقابت سنجیده میشود. اگرچه رشتههای مختلف ورزشی به واسطه ماهیت آنها میتواند تفاوت کند؛ ولی ایده اصلی دستنخورده است: جایی برای پیرمردها نیست! از این زاویه دید، نیازی به سفرهای دور و دراز و مقایسههای آنچنانی نیست؛ کافی است به کاری که روبرتو پیاتزا در تیم ملی والیبال ایران، همین روزها، انجام داده نگاهی انداخت تا تفاوت دیدگاه و حرفهایگری مشخص شود.
روبرتو به جای «بهانهجویی» و نتیجهگرایی، از چهرههای مطرح والیبال ایران عبور کرده و تیمی جوان شده را به لیگ ملتها برده که دست بر قضا رقابتشان از چند روز دیگر شروع میشود. برای اینکه ارزش کار پیاتزا در بها دادن به جوانان مشخص شود کافی است به این نکته اشاره شود که او در فهرست اولیه بازیکنانی که به اردوی تیم ملی فراخوانده نزدیک به ۴۲ درصد بازیکنانی را دعوت کرده که تا به الان اصلا سابقه بازی در لیگ ملتها نداشتهاند. او میانگین سنی را به ۲۴ سال رسانده و تازه ۳۰ درصد از بازیکنانی که از همان فهرست اولیه، این روزها با خود به برزیل برده، همانهایی هستند که اصلا سابقه بازی در این سطح از رقابتها را ندارند!
پیاتزا فلسفه مشخصی دارد؛ برخلاف قلعهنویی و «بزرگان» تیمش که مهمترین دستاوردشان قهرمانی در تورنمنت کافا است، میگوید «نسل طلایی» والیبال ایران که از آنها عبور شده، سرابی بیش نیست؛ به زعم او، نسل طلایی یعنی نسلی که قهرمانی در لیگ جهانی، جام جهانی، لیگ ملتها و المپیک در والیبال را کسب کرده باشد، نه نسلی که به قهرمانی در آسیا دلخوش کرده باشد.
همین نگاه پیاتزا برای تببین جاهطلبی او کافی است؛ روبرتو برخلاف امیر، پیام روشنی برای جوانها دارد: مزد تلاشتان در ورزش را میگیرد نه سابقه ورزشیتان را. البته که این مزد را نهایتا والیبال ایران خواهد برد که با این حجم از تغییرات و ورود جوانان، میتواند قدرت بیشتری برای خودش در المپیک ۲۰۲۸ متصور باشد؛ یعنی همان نگاه حرفهای که تفاوت مربیان در دنیای قهرمانی را رقم میزند.