نیویورک تایمز اخیراً در مطلبی نام محمود احمدینژاد را بر زبان آورد و نوشت که « «آمریکا و اسرائیل در روزهای آغازین جنگ با ایران، سناریویی برای تغییر حکومت در تهران و روی کار آوردن محمود احمدینژاد طراحی کرده بودند». در نخستین روزهای آغاز جنگ ۴۰ روزه هم، میدان ۷۲ نارمک یعنی محل زندگی احمدینژاد مورد حمله قرار گرفت. به دنبال این اتفاق، مجلهی آتلانتیک ادعا کرد که هدف از این حمله ترور احمدینژاد نبوده، بلکه احتمالاً میخواستهاند او را از حصر خانگی آزاد کنند.گذشته از ترسیم آیندهای عجیبوغریب برای آینده ایران، نام بردن از احمدینژاد از این نظر بسیار عجیب بود که روی کار آمدن محمود احمدینژاد، جمهوری اسلامی را وارد دورهی تازهای از تقابل با غرب کرد. با این که دشمنی با غرب بعد از انقلاب اسلامی همیشه در فضای سیاسی کشور وجود داشت، اما با شروع به کار دولت احمدینژاد، شعارهای بسیار تندتری وارد فضای رسمی کشور شد. حالا همان کسی که خودش را در صف اول «مقاومت در برابر صهیونیسم» معرفی میکرد، از طرف بعضی رسانههای دنیا به عنوان کاندیدای آمریکا و اسرائیل برای رهبری ایران معرفی میشود!
انعکاس چنین مطالبی در خصوص محمود احمدینژاد، این تحلیل قدیمی را تقویت کرده که تندرویهای او همسو با منافع آمریکا و اسرائیل بوده است؛ همانطور که رئیس پیشین موساد دربارهاش گفته بود: «اگر صدها میلیارد دلار از سوی موساد خرج شده بود تا کسی منافع اسرائیل را تامین کند، احدی بهتر از احمدینژاد نبود.» اما در یک سال گذشته که تهران دو نبرد مستقیم با اسرائیل را تجربه کرد، سکوتی عجیب و مشکوک در اردوگاه احمدینژاد حاکم شده است.سکوت کردن در در دوران ریاست جمهوری اما در قاموس احمدی نژاد نبود. در سال ۱۳۸۴، این بازیگر جدید فضای سیاسی ایران در همایشی با نام «جهان بدون صهیونیسم» روی صحنه رفت و اسرائیل را «لکهی ننگی» خواند که باید از صفحهی روزگار پاک شود. این حرفها نهتنها واکنش غربیها را به دنبال داشت، بلکه صدای اعتراض رهبران فلسطینی را هم درآورد. بعد از آن هم هولوکاست را انکار کرد و با زیر سؤال بردن تاریخ جهان، گفت که اصلاً قبول ندارد هیتلر میلیونها یهودی را در کورههای آدمسوزی سوزانده باشد. همین انکار هولوکاست از طرف احمدینژاد باعث شد که توجه دنیا به موزههای هولوکاست بیشتر شود و دقیقاً در همان سال، برای اولین بار در مجمع عمومی سازمان ملل به نفع اسرائیل رأیگیری شد.
در مناظرههای انتخاباتی سال ۱۳۸۸، رقیبانش به منش سیاست خارجی او نقدی اساسی داشتند. میرحسین موسوی با بیان اینکه «افراط، تفریط را به دنبال دارد» گفت: اگر صحبت تند هولوکاست را مطرح کنیم، نتیجهاش این میشود که اوضاع بد شد معاون ما میآید و میگوید ما دوست مردم اسرائیل هستیم. مهدی کروبی هم در مقابل احمدینژاد جمله رئیس موساد بیان کرد که مواضع احمدینژاد تامینکننده منافع اسرائیل است. در مقابل، این احمدینژاد بود که رقبا را متهم کرد به فاصله گرفتن از مواضع انقلابی میکرد.
اما، در اولین رویارویی نظامی جدی ایران و اسرائیل، از محصورین آن انتخابات پرحاشیه صدا درآمد و از احمدینژاد نه. مهدی کروبی که احمدینژاد او را به دست کشیدن از مواضع انقلابی متهم میکرد، سال گذشته در حالی که تازه از حصر آزاد شده بود، با انتشار بیانیهای علیه اسرائیل موضعگیری کرد. زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی هم بهرغم حصر، موضع مشابهی گرفت. بااینحال، احمدینژاد که ظاهراً بعد از بیست سال تازه یاد گرفته در عالم سیاست سکوت کند، نهایت واکنش و موضعگیریاش در جنگ دوازدهروزه فقط یک بیانیهی چندخطی بود؛ بیانیهای که در آن فقط به یک تسلیت خشک و خالی بسنده کرده بود: «اینجانب ضمن محکوم کردن این تهاجمات و درخواست توقف فوری آنها، شهادت این فرماندهان، نیروها و دانشمندان را به خانوادههای آنان و ملت بزرگ و شریف ایران تسلیت عرض میکنم.» در همین دوران ترور احمدینژاد هم تکذیب شد.
در جنگ ۴۰ روزه همین وضعیت وجود داشت. احمدینژاد در سکوت خبری به سر میبرد و از آن زمان به بعد در انظار عمومی دیده نشده است. کانال تلگرامی دولت بهار که بازتابدهندهی نظرات محمود احمدینژاد است، از رئیس دولتهای نهم و دهم فقط دو خبر رسمی منتشر کرد. اولین پیام او تسلیت به مناسبت شهادت رهبر انقلاب بود و دیگری نامهای خطاب به آیتالله سیدمجتبی خامنهای است که در آن انتخاب ایشان برای رهبری را تبریک گفته بود. مابقی اخبار مربوط به احمدینژاد هم خبرهای غیررسمی، شایعات یا ضدونقیض بودند.
همان روزهای اول جنگ چهلروزه، حملهای به میدان هفتاد و دو نارمک انجام شد و بلافاصله شایعهای پخش شد که هدف اصلی، ترور محمود احمدینژاد بوده است. با این حال، این موضوع بعداً تکذیب شد و اعلام کردند که فقط محافظان او به شهادت رسیدهاند. عباس امیریفر که یک فعال سیاسی اصولگرا است، بعد از جنگ دربارهی آخرین وضعیت احمدینژاد گفت که در طول جنگ هیچ اتفاق ناگواری برای او نیفتاده است؛ فقط کمی دچار موج انفجار شده و پایش هم آسیب دیده است. امیریفر که قبلاً مشاور احمدینژاد بود، همچنین توضیح داد که اصلاً به خانهی او حملهای نشده است، بلکه آمریکا و اسرائیل به کیوسک محافظان در سر کوچه حمله کرده بودند و در نتیجهی آن، سه نفر از پاسداران شهید شدند.
پاییز سال گذشته عکسهایی از احمدینژاد منتشر شد که مربوط به زمان فوت خواهرش بود. کانال «دولت بهار» یک گزارش تصویری از دیدار هواداران رئیس دولتهای نهم و دهم با او منتشر کرد و بعد از آن هم عکسی از احمدینژاد بیرون آمد که نشان میداد او در مراسم ختم خواهر اسفندیار رحیممشایی شرکت کرده است.در همان زمان ویدیویی از محمود احمدینژاد منتشر شده که حاضر به مصاحبه نمیشود و در ادامه شخصی که به نظر سرتیم حفاظتش میآید میگوید بهتر است مصاحبه نکند. برخی این گمانه را مطرح کردهاند که احمدینژاد از مصاحبه منع شده است. مدتی بعد پیش از اتفاق افتادن حوادث دیماه، نشست منطقهای یارانش با نام «نهضت به سوی بهار» در بوشهر برگزار شد. سخنرانان این مراسم مرتضی تمدن و علیاکبر جوانفکر از همراهان همیشگی احمدینژاد بودند. رئیس دولتهای نهم و دهم در این نشست حاضر نشده بود و به ارسال پیام صوتی بسنده کرد. آخرین تصویر رسمی که از او منتشر شد هم مربوط به ۱۶ بهمن بود که به مناسبت دههی فجر در مقام عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با سایر اعضا در حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی برای ادای احترام حضور پیدا کرد. آخرین فیلمی هم که از او منتشر شد مربوط به دو روز قبل از آغاز جنگ ۴۰ روزه بود. فرارو فیلمی از احمدینژاد منتشر کرده که حاکی از حضور او در مراسم چهلم یکی از جانباختگان حوادث ۱۴۰۴ در شهر آمل بود.
در سیاست حتی سکوت هم خودش یک نوع موضعگیری است و گویا مرد مورد حمایت جریان ارزشی تازه آن را دریافته است. او که دولت نهمش را با دستبوسی رهبری آغاز کرده بود و در دولت دهم قهر ۱۱ روزه را پیش گرفت حالا انگار با سکوتش میخواهد بگوید جهان را به گونهای دیگر میبیند. او پیش از این سکوت عمیق بعضاً مواضعی گرفته تا هم از خود به سبب اقداماتش رفع اتهام کند.در یکی از فیلمهایی که پارسال از او در فضای مجازی منتشر شد، گفته بود که کارهایی مثل رقص در روز عاشورا و پاره کردن عکس امام خمینی در ایام بعد از انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸ را لباسشخصیهایی مرتکب میشدند که توسط مراکز امنیتی سازماندهی میشدند و من این کارها را رصد میکردم.در فیلم دیگری در زمان فعال شدن مکانیسم ماشه و برگشت شش قطعنامهی تحریمی شورای امنیت علیه ایران که در دوران احمدینژاد وضع شده بودند، او گفت که تحریمها هیچ ربطی به او ندارد و تنش با غرب به زمان خاتمی و روحانی (در مقام مسئول مذاکرات هستهای) برمیگردد.
از طرف دیگر، یاران او سعی میکنند تصویری متفاوت و البته گزینشی از او به نمایش بگذارند. وقتی صادق زیباکلام، فعال سیاسی، توئیتی دربارهی ایستادن محمود احمدینژاد در کنار رهبر انقلابی ونزوئلا و استکبارستیزی او منتشر کرد، علیاکبر جوانفکر، مشاور رسانهای احمدینژاد، در واکنش گفت که احمدینژاد هیچ ارتباطی با مفهوم «ایدئولوژی آمریکاستیزی» نداشته و ندارد. او هچنین نوشت: کسانی که سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند، قبلاً این حقیقت را روشن ساختهاند که احمدینژاد اساساً با چنین کاری مخالف بود. با این حال، مشاور احمدینژاد به این موضوع مهم اشارهای نکرد که در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا، احمدینژاد طرفدار تسخیر سفارت شوروی بوده است.حالا سکوت او که دقیقاً از زمان حملهی هفت اکتبر شروع شده، باعث شده است که حتی طرفداران سابقش هم شدیدترین برخوردها را با او داشته باشند. برای مثال، خبرگزاری تسنیم در مطلبی با تیتر «احمدینژاد و «هولوکاست سکوت» در برابر جنایت صهیونیستها»، او را بیتفاوتترین سیاستمدار ایران خواند و عملکردش را به شدت نقد کرد.
در اینکه تصویر احمدینژاد در این سالها تغییر کرده شکی نیست؛ احمدینژادی که در انتخابات سال ۱۳۸۸ چند نفر از اعضای شورای نگهبان از او حمایت کرده بودند، بعدها در انتخابات سالهای ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰ حتی نتوانست صلاحیت نامزدی ریاستجمهوری را به دست بیاورد. او که حیات سیاسیاش وابسته به بحرانهاست، در زمانه جنگ سکوت میکند. احتمالاً به این نتیجه رسیده حالا که دیگر نمیتواند از طریق ساختارهای رسمی کشور نقش سیاسی خاصی بازی کند و خود را برای روز مبادا آماده کند؛ زمانی که به زعم خود بازیگر نقش اول شرایط بحرانی خواهد بود.