به گزارش آرمان ملی آنلاین ؛ گاردین نوشت: یکی از عجیبترین و غیرمنتظرهترین جنبههای جنگ ایران و آمریکا این است که ایران اکنون در جنگ شبکههای اجتماعی دست بالا را دارد و جنگجویان فناوری نسل زد خود را برای تعامل با مخاطبان غربی، با استفاده از طعنه و تمسخر دولت ترامپ، به میدان فرستاده است.
در مقابل، ترامپ که اکنون میزان محبوبیتش به سطح دوران استیضاح نیکسون رسیده، مدام اشتباه میکند. او مجبور شد پست فاجعهبار خود در شبکه اجتماعی Truth Social را که در آن خود را با مسیح مقایسه کرده بود حذف کند، و همچنین خود را در موقعیتی قرار داد که مسئولیت فلج شدن تجارت جهانی را بر عهده بگیرد.
از دل ایران، خلاقیتی شکل گرفته که مخاطب آن غرب است. حسابهای طرفدار ایران ویدیوهای لگویی ساختهشده با هوش مصنوعی منتشر میکنند که پروندههای جفری اپستین را به جنگ ترامپ مرتبط میکند، یا با طنز و اعتمادبهنفس، ضعفهای غرب را به سخره میگیرند.
یکی از جدیدترین نمونهها که از سوی سفارت ایران در آفریقای جنوبی منتشر شد، یکی از فعالترین سفارتخانههای شبکه دیپلماتیک ایران در فضای مجازی، ویدیویی است که در آن ترامپ با ظاهری شبیه یک ستاره راک دهه ۱۹۸۰ با موهای حجیم، نسخهای طنزآمیز از آهنگ Voyage Voyage از خواننده فرانسوی Desireless را اجرا میکند که نام آن به «Blockade» (محاصره) تغییر داده شده است و پشت کیبورد مینوازد.
این ویدیو ظرف ۲۴ ساعت بیش از ۴۵ هزار لایک گرفت.
در شبی که ترامپ وعده داد تمدن ایران را پایان دهد، همان سفارت کلیپی منتشر کرد که در آن یک سگ با تعجب به دوربین نگاه میکند در حالی که هیچ اتفاقی رخ نمیدهد.
نرگس باجغلی، استاد یار مطالعات خاورمیانه در دانشکده مطالعات بین المللی پیشرفته دانشگاه Johns Hopkins University، خود را انسانشناس فرهنگی میداند و در نتیجه بهدقت روشهای ارتباطی ایران را مطالعه میکند.
او این هفته در نشستی در مؤسسه Quincy Institute for Responsible Statecraft گفت که دستگاه رسانهای ایران بسیار سریعتر از امریکا توانسته محتوا و پیام تولید کند.
او توضیح داد: «جنگها در دو فضا رخ میدهند: یکی در میدان نبرد، و دیگری — که به همان اندازه مهم است — جنگ ارتباطات. ایران توانسته جنگ ارتباطات را تقریباً بهطور کامل در دست بگیرد، بهویژه در شبکههای اجتماعی در سطح جهانی.»
به گفته او، ایرانیها میدانند که نمیتوانند در رسانههای جریان اصلی آمریکا تأثیر زیادی بگذارند، زیرا نزدیک به ۵۰ سال است که بهطور مداوم بهعنوان یک «دولت تحت کنترل افراطیون» تصویر شدهاند.
او گفت: «جایی که واقعاً وارد عمل شدهاند، تغییر روایت در فضای شبکههای اجتماعی است.»
او افزود: «نسلی از تولیدکنندگان جوان محتوا — از نسل هزاره و نسل زد — در ایران به میدان آمدهاند و به آنها اجازه و فضای لازم داده شده تا این جنگ را برای جامعه جهانی روایت کنند؛ بهویژه برای کسانی که آنلاین هستند و اکنون پس از جنگ غزه درک تازهای از جنگ و جهان پیدا کردهاند. این چیزی است که در حال ایجاد تغییر بنیادین است.»
باجغلی ادامه داد: «من بیش از ده حساب دارم که الگوریتمهای شبکههای اجتماعی را در طیفهای مختلف سیاسی رصد میکنند و بیش از یک دهه است که این کار را درباره موضوعات مختلف انجام میدهم، نه فقط ایران. اما هرگز ندیدهام که الگوریتمهای مختلفم روی یک موضوع اینگونه با هم همگرا شوند، مثل آنچه در این جنگ رخ داده است.»
او گفت که محتواهای ایرانی در میان طیفهای بسیار متفاوت سیاسی در آمریکا منتشر میشود:
راست افراطی
جریان MAGA
جمهوریخواهان میانهرو
لیبرالها و حتی چپ افراطی
او گفت: «همه آنها هر روز محتوای وایرال ایران را بازنشر میکنند. در ۱۵ سال فعالیت حرفهای چنین چیزی ندیدهام.»
به گفته او، ایران عملاً مدیریت افکار عمومی دنیا درمورد تهران را به این نسل جوان سپرده است.
او گفت «اصلاً تعجب نمیکنم که محتوای آنها وایرال میشود. آنها بهخوبی گفتمان آنلاین را مطالعه کردهاند و دقیقاً روی موضوعاتی دست میگذارند که در تمام طیفهای سیاسی میتواند وایرال شود.»
یکی از موفقترین ویدیوهای لگویی، ترامپ و نتانیاهو را به پرونده اپستین مرتبط میکند و رفتار آنها با کودکان را، با بمباران کودکان مدرسهای ایرانی در شهر میناب مقایسه میکند.
هدف این پیام القای این ایده است که ترامپ این جنگ را برای منحرف کردن توجه از رسوایی اپستین آغاز کرده است، دیدگاهی که پیشتر در آمریکا نیز مطرح شده بود. شاید ایران این روایت را ایجاد نکرده باشد، اما آن را تقویت کرده است.
تغییر برداشت جهانی از یک کشور زمان زیادی میبرد، اما اگر تغییری رخ دهد — مشابه آنچه درباره جایگاه اسرائیل در آمریکا دیده شده — تهران میتواند ادعا کند که با انتشار این ویدیوها سهمی در آن داشته است.
فعلاً به نظر میرسد که آمریکا در حال باختن است.