البته در این بین، بسیاری نیز با سوءاستفاده از شرایط موجود به ایجاد اغتشاش و تخریب در سطوح مختلف دامن زدند، اما در این بین اجرای طرح حذف ارز ترجیحی و تکنرخی شدن ارز که با هدف تراستیها و دلالان ارز صورت گرفت، با واکنشهای مختلفی از سوی کارشناسان و تحلیلگران روبهرو شد. در این رابطه با کامران ندری، کارشناس اقتصادی به گفتوگو پرداختیم که در ذیل مشاهده میکنید.
• بهبود معیشت مردم، اولویت اصلی است که باید در دستور کار مسئولان در سطوح مختلف قرار گیرد. در این راستا نیاز به چه راهبردها و اصولی در سیاستگذاریهای داخلی و خارجی داریم تا این امر محقق شود؟
- اصلیترین مساله ما راهبردهای کلان و سیاستهای کلی در عرصه روابط خارجی است و اینکه برنامهای که در حوزههای اقتصاد و ... طراحی میشود، باید کامل و جامع باشد، اما به دلیل فقدان روابط بینالمللی، همهچیز به هم میریزد. علاوه بر این، چالش کلیدی دیگر، مشکل راهبردی در داخل است که با سیاستهای نامناسب روبهرو هستیم. این سیاستها بر اساس انحصار دولتی و شیه دولتی بنا شدهاند که به نوعی مافیای اقتصادی را در کشور ایجاد کردهاند. تمام سیاستهایی که در اقتصاد تنظیم میشود، بر اساس این مافیا انجام میپذیرد و از این رو تا زمانی که این دو راهبرد کلی اصلاح نشود و مافیای قدرت و ثروت به ویژه اصلاح نشود، امید به انجام اصلاحات وجود ندارد در این راستا حتی میتوان گفت که مبارزه با این مافیا از مبارزه با آمریکا هم مهمتر و دشوارتر است، در حقیقت این مساله نشان میدهد که اصلاحات در داخل و اصلاح روابط بینالمللی، دو مساله اساسی و حیاتی در راه رسیدن به پایداری و توسعه کشور هستند و قطعاً اصلاح این معضل ساده نیست، اما تا وقتی که این مشکل اصلاح نشود، راهکارهایی که اقتصاددانان ارائه میدهند، قابل اجرا و حل نیست. این نشان میدهد که اصلاحات در داخل و بهبود روابط بینالمللی، دو مساله اساسی و حیاتی هستند که بدون آنها، هیچ گونه راهکار اقتصادی یا سیاسی قابل اجرا نخواهد بود، بنابراین، اصلاح این معضل نه تنها ضروری، بلکه پیش نیاز هرگونه پیشرفت و توسعه در کشور است.
• آیا به نظر شما اصلاح سیاستهای ارزی که در حال حاضر اجرایی میشود، میتوان در راستای قطع دسترسی مافیا و ... ارزیابی کرد؟
- این مساله درباره حذف ارز ترجیحی نیز صادق است. هرچند طرحی بسیار مطلوب است که میتواند به حذف رانتخواری منتهی شود، اما تا زمانی که با صاحبان زر و زور مقابله نشود و با رعایت تمام مقتضیات زمان و مکان همراه نباشد، موفقیتآمیز نخواهد بود. بنابراین، حذف ارز ترجیحی تنها به عنوان یک اصلاح سطحی و بدون پایههای اصلی، نمیتواند به نتایج مطلوبی دست یابد. این نشان میدهد که هرگونه اصلاح اقتصادی باید به همراه اصلاحات ساختاری و مقابله با مافیاها و قدرتهای غیرقانونی انجام شود تا به اهداف بلندمدت کشور دست یابیم. چنانچه هر طرح اقتصادی بدون در نظر داشتن این دو راهبر عملیاتی شود، به مثابه مُسَکن عمل میکند و همچون دولتهای قبل، استمرار در اجرا نخواهد داشت. بر این اساس، تا زمانی که نتوانیم چشمانداز مناسبی از روابط بینالمللی ترسیم کنیم و برای فعالان اقتصادی ایمنی و اعتماد ایجاد نکنیم، یعنی نتوانیم با انحصارات داخلی مبارزه کنیم و مافیای قدرت و ثروت در داخل مقابله کنیم، حتی اگر در عرصه بینالمللی روابطمان خوب باشد، این مافیاها با هر اقدامی به نفع مردم مخالفت میکنند، چون از منافع خودشان کم میکنند. بنابراین، اصلاحات اقتصادی و سیاسی تنها با اصلاحات ساختاری و مقابله واقعی با قدرتهای غیرقانونی و مافیاها ممکن خواهد بود. در این راستا، حتی اجرای طرحهای خوبی مانند حذف ۴ صفر، یکسان سازی نرخ ارز و سایر اقدامات اقتصادی، ممکن است نتایج مطلوبی را در بلندمدت به دنبال داشته باشد، اما در کوتاهمدت ممکن است به دلیل عوامل متعددی مانند تغییرات بازار، توقعات عمومی، تورم، نرخ ارز و تغییرات سیاسی، نتایج مطلوبی به دست نیاید. این امر حتی در رابطه با اجرای سیاست کنترل ترازنامه بانک مرکزی که در حال حاضر اجرا میشود نیز صادق است، چون ممکن است به دلیل عدم هماهنگی با سایر سیاستهای اقتصادی، عدم اطلاعات کافی از شرایط بازار یا عدم توانایی در مدیریت توقعات عمومی، نتایج مطلوبی را در کوتاه مدت به دنبال نداشته باشد. از این رو میتوان این گونه ارزیابی کرد که، اجرای طرحهای اقتصادی و سیاستهای مالی نیاز به تحلیل دقیق، هماهنگی بین سیاستها و توجه به عوامل مختلف بازار و اقتصادی دارد تا بتوان به نتایج مطلوبی دست یافت.
• در ارزیابی خود اشاره کردید که حذف ارز ترجیحی و تکنرخی شدن ارز، طرحی مطلوب است، اما مشکلات و چالشهایی دارد. از نظر شما چالشهای ضمن اجرای طرح چیست؟
- طرح حذف ارز ترجیحی در شرایط کنونی که با اعتراضات مردمی و ناراحتیهای عمومی همراه بود، بهتر بود این طرح به تدریج اجرا شود، چرا که اگر حتی مزایا و مشکلات آن را در نظر بگیریم، میتوانستیم آن را یک ماه بعد از اجرای آن در نظر بگیریم یا به صورت تدریجی انجام دهیم تا آسیبهای اجتماعی کمتری ایجاد شود. این امر میتوانست به کاهش ناراحتیهای مردم، ایجاد اعتماد بیشتر در جامعه و جلوگیری از تشدید اعتراضات کمک کند. همچنین، اجرای آن به تدریج میتوانست به سیستم اقتصادی کشور فرصت دهد تا بهتر برای مقابله با تغییرات و نوسانات ارزی آماده شود. در نتیجه، این تصمیم میتوانست به کاهش تنشهای اجتماعی و اقتصادی و ایجاد تعادل بیشتر در بازارهای ارزی منجر شود. از طرف دیگر، باید از خیلی قبلتر پیش نیازهای اجرای طرح را مهیا میکردند، چرا که اجرای هرگونه طرح اقتصادی نیاز به آمادهسازی کامل و تحلیل دقیق از جمله تأثیرات آن بر سطح زندگی مردم دارد. همچنین، باید چارچوب طرح را به مردم توضیح داده میشد تا مردم دچار سردرگمی یا ناراحتی نشوند. این توضیحات میتوانست به ایجاد اعتماد در جامعه و جلوگیری از تنشهای اجتماعی کمک کند. مثلاً در حال حاضر، فعالان اقتصادی در بخش مرغ، تخم مرغ و. نمیدانند که آیا نهادههای دامی که قبلاً با ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان خریدهاند، به آنها میرسد یا خیر؟ این عدم اطمینان و ناامنی میتواند به تشدید ناراحتیهای مردم و ایجاد تنش در بازارهای داخلی منجر شود. بنابراین، اجرای هرگونه تغییر در سیستم ارزی باید به صورت مهیا کردن پیش نیازها، توضیحات کامل و آموزش به مردم انجام شود تا از ایجاد ناراحتی و تنش اجتماعی جلوگیری گردد. این امر نه تنها به کاهش ناراحتیهای مردم کمک میکند، بلکه به ایجاد تعادل و اعتماد در بازارهای اقتصادی نیز منجر میشود. در نتیجه، اجرای طرح به صورت مهیا کردن پیش نیازها، توضیحات کامل و آموزش به مردم میتواند به جلوگیری از تنشهای اجتماعی و اقتصادی کمک کند. به این ترتیب میتوان اینگونه تفسیر کرد که، این همه ضعف در اجراست که نشان میدهد مدیریت نسبت به این طرح به اندازه کافی مهیا نبود و به گونهای دیگر اجرا میشد. این امر به معنای عدم آمادگی سیستم اقتصادی و اجتماعی در پذیرش تغییرات بزرگ است. در حال حاضر، جامعه و بازار ملتهب هستند و هرگونه تغییر بزرگ در این شرایط میتواند به تشدید ناراحتیها و تنشهای اجتماعی منجر شود. بنابراین، نباید این طرح به صورت فوری و بدون آمادهسازی کامل اجرا شود. بهتر بود که این طرح به تدریج و با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی اجرا میشد. اگرچه در حال حاضر شاید بتوانیم مشکل مرغداریها را حل کنیم، اما در مجموع بهتر بود که حتی اگر کمبود شدید منابع ارزی وجود داشت، صبر میکردیم تا التهاب جامعه و اعتراضات کمتر شود. این تصمیم میتوانست به کاهش ناراحتیهای مردم، ایجاد اعتماد در جامعه و جلوگیری از تنشهای اجتماعی کمک کند. همچنین، اجرای طرح به صورت تدریجی میتوانست به سیستم اقتصادی کشور فرصت دهد تا بهتر برای مقابله با تغییرات و نوسانات ارزی آماده شود.
• یکی از دلایل اصلی اجرای این طرح حذف دلالان و تراستیها در حوزه بازار ارز بود. به عقیده شما اجرای این طرح میتواند کمکی کند یا خیر؟
- حتی اگر دلیل این باشد که تراستیها ارز ترجیحی را به مردم برگردانند، اجرای طرح به صورت یکدفعهای و فوری میتواند به ایجاد تنش و ناراحتی بیشتر منجر شود. در واقع، اگر طرح به صورت یکباره و بدون آمادهسازی کامل اجرا شود، این امر میتواند به این نتیجه برسد که تراستیها فوری ارز را برگردانند، اما این امر قطعاً امکانپذیر نیست و به واقعیت نیز نمیرسد. به علاوه، اجرای چنین طرحی به صورت فوری میتواند به تشدید ناراحتیهای مردم، ایجاد تنش در بازار و افزایش اعتراضات اجتماعی منجر شود. بنابراین، بهتر بود که این طرح به تدریج و با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی اجرا میشد. این امر میتوانست به کاهش ناراحتیهای مردم، ایجاد اعتماد در جامعه و جلوگیری از تنشهای اجتماعی کمک کند. همچنین، اجرای طرح به صورت تدریجی میتوانست به سیستم اقتصادی کشور فرصت دهد تا بهتر برای مقابله با تغییرات و نوسانات ارزی آماده شود.
• راه جایگزین به نظر شما چه بود؟ چگونه میتوانستیم راهی کم چالشتر را انتخاب میکردیم؟
- اگر به جای اجرای یکباره و فوری طرح ارزی با میزان ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان، این طرح به صورت تدریجی و بهصورت چند مرحلهای اجرا میشد، میتوانست به کاهش ناراحتیهای مردم و جلوگیری از تنشهای اجتماعی کمک کند. به عبارت دیگر، اگر ابتدا میزان ارز به میزان ۵۰ هزار تومان افزایش داده میشد، سپس به تدریج به میزان ۱۱۲ هزار تومان میرسید، این امر میتوانست به ایجاد اعتماد در جامعه و کاهش ناراحتیهای مردم منجر شود. در واقع، اجرای طرح به صورت یکباره و فوری میتواند به تشدید ناراحتیها و افزایش اعتراضات اجتماعی منجر شود، اما اگر این طرح به صورت تدریجی و با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی اجرا شود، میتواند به کاهش ناراحتیها و ایجاد تعادل در بازار ارزی کمک کند و در عین حال موفقیت این طرح را میتوانست بیشتر تضمین کند. در هرحال در شرایط کنونی که بازار و جامعه آبستن اتفاقات مهمی بودند به نظر میرسد که زمان مناسبی نبود. علاوه بر این، ارز ۱۱۲ هزار تومانی که به صورت فوری و بدون هماهنگی اجرا شد، میتواند به دست کسانی که در این طرح مشارکت دارند، با قیمت بالاتری مانند ۱۴۰ هزار تومان فروخته شود. این امر به معنای این است که رانت و سود در این طرح به طور کامل از بین نرفته و به جای آن، به دست کسانی که در این فرآیند مشارکت دارند، میرسد. بنابراین، دولت در تصمیم گرفتن اجرای فوری این طرح، به نظر میرسد که به سرعت و بدون تحلیل کافی عمل کرده است، در حالی که شرایط اقتصادی و اجتماعی به شدت ناامن و ناپایدار هستند. این تصمیم نه تنها به تشدید ناراحتیهای مردم و افزایش تنشهای اجتماعی منجر میشود، بلکه به ایجاد عدم اعتماد در جامعه و تضعیف سیستم اقتصادی کشور نیز خاتمه میدهد. همچنین، اجرای این طرح بدون هماهنگی و اطلاعرسانی کافی، باعث میشود که هیچ کس مسوولیت اجرای طرح و پیامدهای آن را بپذیرد. این وضعیت نشان میدهد که تصمیمگیری در این زمینه به صورت غیرمنطقی و بدون تحلیل کافی انجام شده است و این امر میتواند به تشدید ناراحتیها و افزایش اعتراضات اجتماعی منجر شود. بنابراین، بهتر بود که این طرح به صورت تدریجی و با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی اجرا میشد. این امر میتوانست به کاهش ناراحتیهای مردم، ایجاد اعتماد در جامعه و جلوگیری از تنشهای اجتماعی کمک کند. همچنین، اجرای طرح به صورت تدریجی میتوانست به سیستم اقتصادی کشور فرصت دهد تا بهتر برای تغییرات مهیا شوند.
• به نظر شما اجرای این سیاست در چه برههای از زمان پیش یا پس از زمان کنونی اجرایی میشد میتوانست نتایج مطلوبتر را به دنبال داشت؟
- در حقیقت میتوان گفت، این شرایط که اخیراً در اجرای طرح ارزی رخ داده است، دقیقاً شبیه به شرایط ارز ۴۵۰۰ تومانی آقای جهانگیری است که در آن نیز هیچکس مسئولیت اجرای طرح و پیامدهای آن را پذیرفت. در حال حاضر، این امر باعث میشود که هیچ کس به طور مسئولانه در مورد اجرای طرح و تحلیل پیامدهای آن مسئولیت بپذیرد. این وضعیت نشان میدهد که تصمیمگیری در این زمینه به صورت غیرکارشناسی انجام شده است، اگرچه حذف رانتها و سودهای نامناسب در این طرح یک تصمیم عالی است، اما نحوه اجرای آن و زمان اجرا به طور کامل اهمیت دارد، اما شروع این طرح به صورت ناکافی و بدون هماهنگی و اطلاعرسانی کافی، باعث شده است که به یک شرایط ناامن و ناپایدار دچار شویم. بنابراین، بهتر بود که این طرح به صورت تدریجی و با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی اجرا میشد. اینکه اجرای طرح ارز تک نرخی به صورت عجولانه و بدون تحلیل کافی انجام شده است، نشان میدهد که در تصمیمگیریهای اقتصادی و اجتماعی، اهمیت واقعبینی و تحلیل دقیق به کمک نرفته است. در حال حاضر، این امر باعث شده است که هیچکس مسئولیت اجرای طرح و پیامدهای آن را بپذیرد و به جای آن، تنشهای اجتماعی و اقتصادی افزایش یابد. اگرچه این تصمیم با شعار حذف رانت و اصلاحات مطرح شده است، اما اجرای آن به صورت ناکافی و بدون هماهنگی با شرایط واقعی، باعث شده است که به یک وضعیت ناامن و ناپایدار دچار شویم. حتی میتوانیم بگوییم که در دولت سیزدهم نیز، آقای رئیسی با شعار حذف رانت، به اجرای طرحهایی پرداخت، اما به دلیل عدم تحلیل کافی و عدم هماهنگی با شرایط واقعی، به این نتیجه رسیدند که مجبور به بازگشت به سیستم ارز چند نرخی شوند. این نشان میدهد که شعارهای خوب بدون اجرای واقعبینانه و با تحلیل کافی، به نتایج نامطلوب منجر میشوند. از این رو میتوان گفت که، در حال حاضر، این امر باعث شده است که تناقض گویی در مورد منابع ارزی به وجود بیاید.
• آیا تحریمها، اسنپ بک و ... در ایجاد شرایط کنونی و مشکلات ارزی بیتاثیر بوده است؟
- همواره از سوی برخی از افراد ادعا میشود که تحریمها و اسنپ بک تاثیری در شرایط کشور ندارد، ما در عین حال، میبینیم که باعث ناترازی ارزی و مشکلاتی شده است که برخلاف آن چیزی که به مسئولین رده بالای کشور گزارش داده میشود و همگان را به اشتباه میاندازند. این نشان میدهد که باید به واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی با واقعبینی نگاه کنیم و درصدد حل مشکلات باشیم. روابط با دنیا و توسعه اقتصادی به مدیریت بهینه داخلی و تحلیل دقیق مشکلات بستگی دارد. اگر افرادی که معتقدند که مکانیسم ماشه، تحریم و تأمین منابع ارزی را با مشکل روبهرو نکردهاند. بنابراین، بهتر است به واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی با واقعبینی نگاه کنیم و درصدد حل مشکلات باشیم. اجرای طرحهای اقتصادی بدون تحلیل کافی و بدون هماهنگی با شرایط واقعی، به نتایج نامطلوب منجر میشود.