هيچ انديشه، ايدئولوژي، هدف، اراده و... نميتواند بيتوجه به تحولات عيني اجتماعي پايدار يا کارآمد باشد. چرا که حرکت، تغيير، تحول و تکامل امري فرا ارادي و تابع قوانين حاکم بر روند وقوع پديدههاست. يکي از نواقص مديريت در کشورهاي در حال توسعه اين است که اهداف و برنامهريزيهاي ملي از پيش تدوين شده و آماده، براي پيشگيري از برخي وقايع نامطلوب اجتماعي ندارند و تنها بعد از وقوع يک رخداد نامطلوب به فکر چارهانديشي ميافتند. حضور مردم در خيابانها يکي از اين رخدادهاي نامطلوب است. نامطلوب از اين جهت که در صورتي که «سازوکار يا نظم حقوقي مستقر کارآمد باشد، شهروندان نبايد براي انتقال مطالبات خود به صاحب منصبان، به خيابان بيايند. پرسشي که بايد مطرح شود، اينکه، چگونه ميتواند مانع آمدن شهروندان به خيابانها شد؟ براي پاسخ به اين پرسش لازم است پرسش ديگري پاسخ داده شود، چرا شهروندان به خيابانها ميآيند؟ کاربردي و سادهترين پاسخ ميتواند اينگونه باشد، زماني که مسيرهاي قانوني براي انتقال نظرات و ديدگاههاي شهروندان مسدود باشد، خيابان جايگزين مجلس يا ديگر نهادهاي مدني، ميشود. معمولاً براي تبيين شفافتر امور پيچيده انساني، اجتماعي و مادي به شبيهسازي يا مقايسه روي ميآورند. ازاين رو، در اين موجز تلاش ميشود براي درک و تبيين شرايط پرچالش اجتماعي و انساني، درک ريشههاي مديريت سياسي ناکارآمد، انواع و انبوه چالشها و... سياست را با بارندگي مقايسه کنيم. به عبارتي، درک و تبيين وقايع اخير، حضور شهروندان در خيابان را با آبگرفتگي خيابانها مقايسه ميکنيم. شايد وقايع اخير که ظاهرا شکلي پيوسته پيدا کردهاند، دلايل قابل درک و طبيعي داشته باشند. اينکه درک، پذيرش و درمان ريشهها و عواملي که منجر به وقوع وقايع پرهزينه و پرمخاطره اخير، شده است، بايد به جد مورد توجه صاحب منصبان، کارگزاران و فعالاني باشد که «درک ميکنند» که تداوم حضور در خيابان چه پيامدهايي ميتواند براي کشور داشته باشد، باشند. در صورتي که اراده مبتني بر خرد جمعي در مديريت امور اجتماعي و سياسي باشد، هيچ چالش سياسي نيست که نتوان آن را حل و فصل کرد. اجازه دهيد براي درک کاربردي و شفاف چرايي و تکرار ناآراميهاي خياباني به يک مثال روي بياوريم. در هر شهري يک سيستم(فاضلاب) سطحي يا زير سطحي براي هدايت آب شهر به بيرون از خيابانها وجود دارد. معمولا قبل از ساخت اين گونه سيستمهاي هدايت آب شهر به بيرون از خيابانها و معابر شهري يک سري محاسبات از جمله ميزان آب مصرفي ساکنان، صنايع و...، ميزان بارندگي سالانه، ميزان توسعه شهر در آينده و... ميشود. امري رايج است که در برخي از شهرها محاسبات اوليه براي ساخت سيستم هدايت آب به بيرون شهرها، داراي برخي نواقص باشد. مثلا خطاي محاسبه در ميزان رشد و توسعه شهر، ميزان بارندگي سالانه، تغييرات جوي و... از جمله دلايلي است که باعث ميشود تا در برخي شهرها در فصل بارندگي در خيابانها و معابر آبگرفتگي و سيل ايجاد شود. به عنوان مثال وقتي ميزان بارندگي بيشتر از ظرفيت و حجم سيستم(فاضلاب) هدايت آب به بيرون شهر باشد، به دلايل طبيعي آب خيابانها را فرا ميگيرد. همانگونه که ميدانيم آبگرفتگي معابر بستر انواع آسيبها به شهروندان و خسارتهاي گزاف به شهر ميشود. امري کاملا طبيعي و اجتنابناپذير است که در شرايطي که انبوه و انواع چالشها(ميزان بارندگي) فراتر از تحمل و توان(ظرفيت سيستم هدايت آبهاي اضافه به بيرون شهر) شهروندان باشد، شهروندان به خيابانها ميآيند(آبگرفتگي و سيل در معابر و خيابانها). پربيراه نيست اگر گفته شود که «منطقِ راهکارها و روشهاي» پيشگيري و مقابله با آبگرفتگي و سيل در خيابانها با پيشگيري از حضور شهروندان در خيابانها مشترک است. کم هزينه، کاربردي، منطقي، انساني و اخلاقيترين شيوه پيشگيري از حضور شهروندان در خيابانها، «حکمراني ملي» است. حکمراني ملي بدين معني که صاحب منصبان(ساختار تصميم گيري کلان) در همه سطوح، بهبود زيست شهروندان را هدف و وظيفه خود تلقي کنند.