اعتیاد گستره و تنوع زیادی دارد و یک ناهنجاری و معضل اجتماعی در تمام کشورهای جهان است. اعتیاد به مواد مخدر بلای خانمان سوزی است که جامعه بشری را در برگرفته و باعث به انحراف کشیدن جوانان، زنان و مردان میشود و زندگی آنها را به سوی تباهی و نیستی میکشاند. از آنجا که تنوع و گستره مواد مخدر زیاد است، وقتی آدمها دچار این مُعضل میشوند به سادگی نمیتوانند خود را رها کنند و با سرعت به سوی نیستی و تباهی میروند و نه تنها زندگی خودشان، بلکه زندگی اطرافیانشان هم تحتتأثیر قرار میگیرد. نوع سنتی مواد مخدر، افراد را به سمت خماری و خمودی و رکود میکشاند. ولی مواد مخدر صنعتی که چند دههای است وارد بازار سیاه شده مثل: شیشه، کراک و… فرد معتاد را به فعالیت بیش از اندازه جسمی و روحی وادار میکند، درواقع یک نوع محرک ذهنی و مغزی است، که ترشح هورمونهای مغز را بهشدت بالا برده و در دراز مدت باعث تخریب سلولهای مغزی میشود. ولی واقعا علت اینکه چرا آدمها به سمت مواد مخدر میروند چیست؟ و آنهایی که به سمت اعتیاد روی آوردهاند چه باید بکنند؟ سختی و مشکلات در زندگی بشر وجود دارد. همیشه سیل و زلزله آمده و خشکسالی و سرما و
گرما بوده ولی نوع بشر در مواجه با این مُعضلات و مشکلات دنبال راهکار و راه چاره برای برون رفت گشته است. حال اگر قرار باشد ویروس اعتیاد به جامعه بشری بیفتد و انسانها را به خود گرفتار کند، برای پیشگیری باید بدانیم که داستان از چه قرار است؟ چه انسانهایی و به چه دلایلی به سمت اعتیاد میروند؟ پژوهشگران میگویند چند دسته از افراد به سمت اعتیاد کشیده میشوند؛ یک دسته آدمهایی که بهشدت از سوی خانواده طرد شدهاند، تخریب شخصیت شدهاند، تحقیر شدهاند، سرزنش شدهاند. یعنی در خانواده تأیید، تحسین و تشویقهای لازم و درخور یک انسان را دریافت نمیکنند. ازاینرو جذب کسانی میشوند که این تأیید و تشویق را به آنها عرضه کنند، و معمولاً هم چون جوان و نوجوان و کم تجربه هستند به سادگی در حلقه یاران و دوستانی جذب میشوند که امکان دارد سیگاری آغشته به مواد مخدر به آنها تعارف کنند و همدیگر را هم تشویق و حمایت میکنند و چون از همدیگر تأیید میگیرند کمکم گرفتار شده و وقتی به خود میآیند که غرق اعتیاد شدهاند. دسته دیگر کسانی هستند که به دنبال کسب هیجان بیشترند. یعنی آنقدر هیجان در زندگیشان دیدهاند و کارهای مختلف را
تجربه کرده و لمس کردهاند که حال در پی تجاربی تازه و نو میگردند و تصور میکنند مواد مخدر میتواند نیازهای تازهشان را ارضا کند ولی کمکم در گذر زمان متوجه میشوند که به دیو اعتیاد گرفتار شده و به اسارت آن درآمدهاند و زندگیشان به سمت تباهی کشیده میشود. گروه دیگری هم هستند که متأسفانه اعضای خانوادهشان معتاد هستند و این افراد ناخواسته به سمت اعتیاد کشیده میشوند. مثلاً شوهر معتاد همسرش را هم وادار میکند که همپایش شود. یا وقتی پدر و مادری معتاد باشند، اغلب فرزندانشان هم در آن دام گرفتار میشوند و از والدین خود الگوبرداری میکنند. یعنی ناخواسته بدون اینکه تصمیمی گرفته باشند وارد این چرخه شده و به دام اعتیاد میافتند. چه باید کرد؟ اول از همه با پایبندی به اصول اخلاقی میتوانیم جلوی بسیاری از این انحرافها را بگیریم، یعنی با تقویت ایمان مذهبی. پژوهشگران نشان دادهاند؛ کسانیکه ایمان مذهبی محکمی دارند کمتر دچار مُعضلات اجتماعی و انحرافات اخلاقی میشوند. دومین موضوع استفاده از ورزش حرفهای است. یعنی در دایرهی ورزش بسیاری از مُعضلات اجتماعی ورود پیدا نمیکند. یک ورزشکار حرفهای سپری حفاظتی دارد که اجازه
نمیدهد به سمت مواد مخدر، و برخی دیگر از معضلات اجتماعی، کشیده شود. درنتیجه ایمان مذهبی و ورزش هردو میتوانند سپر حفاظتی برای هر فردی ایجاد کنند که او را در برابر بسیاری از مُعضلات از جمله اعتیاد، که تهدیدش میکند، حفاظت نماید. اطرافیان اعم از پدر و مادر و خواهر و برادر، همسر و فرزندان میتوانند نقش سازندهای داشته باشند. حمایت و مراقبت فضایی امنیت روانی فرد معتاد را تامین مینماید. اگر این امنیت روانی برای فرد معتاد تامین شود، او حاضر است که خود را از دام این مُعضلی که دچارش شده، رهایی دهد. مولفه دیگری که به فرد معتاد کمک زیادی میکند حمایت معنوی یک مربی دانا و فهیم است که میتواند: استاد، مربی ورزش، و شخصی باشد که انسان از او پیامهای درست اخلاقی و… بیاموزد تا او را از راه خطا باز دارد، یا اگر رفته بازگردد.