ادامه از صفحه اول| گفتند در پروندههای امنیتی تنها وکلای مورد وثوق قوه قضائیه باید باشند که آنها هم برای حفظ جایگاه خودشان که انحصار ویژهای داشت، مُهر سکوت بر لب زدند. دومین تغییری که در همین قانون دادند، مربوط به متهم بود که حق سکوت داشت و میتوانست هیچ حرفی نزند تا وکیلش باشد که تغییر یافت و شرایطی بهوجود آمد که هیچ ناظری غیر از خود مجموعه دادسرا بر نحوه تحقیق و بازجویی از متهم حضور نداشته باشد و باعث ایجاد شرایط موجود شد. زمانی که اجازه داده شد در مکانی خارج از دادسرا تحقیقاتی صورت بگیرد، زمانی که اجازه داده شد خارج از دفاتر یا محل ضابطین دادگستری تحقیقات صورت بگیرد و زمانی که درتحقیقات داخل زندان که محل نگهداری زندانیان است خود قاضی هم نمیتواند داخل بندها شود. اخیرا از اینکه آقای اژهای داخل بند امنیتی رفته و به خواسته آنها که میخواستند رودررو بدون حضور دیگران صحبت کنند، عمل کرده و با زندانیان امنیتی صحبت کردند، تشکر کردم اما الان سوالم این است که ایشان را کجا بردند و کدام متهم و محکوم را نشانشان دادند. آیا ایشان لیستی داشت که با آن لیست خاص ملاقات کرد یا داخل بند شد و با کسانی صحبت کرد که آقایان معرفی کردند؟ اکنون ماندگاری هک شدن دوربینهای اوین را در حد اعلامیه وزارت اطلاعات بعد از قتلهای زنجیرهای میدانم با این تفاوت که آن اطلاعیه را وزارت اطلاعات بعد از قتل مرحوم فروهرها، محمدجعفر پوینده و محمد مختاری و بازداشت مرتکبان، فورا انجام داد. اما در آنچه این روزها اتفاق افتاده هیچ نهادی فورا و به اختیار وقایع پشت پرده را برملا نکرد بلکه یک عامل بیرونی ما را در جریان یکسری حوادث گذاشت که تن هر آدم آزادهای را میلرزاند، چشم هر آدم حقجویی را گریان میکند. به باورم وظیفه سنگینی برعهده نیروهای امنیتی است که بررسی کنند دوربینهای هک شدهای را که تاریکترین قسمت زمانه ما روی بدبختترین و بیپناهترین افراد زوم کردند، رئیس زندانها عذرخواهی کرد ولی در متن گویی شکنجهشدگان آدم نیستند و وجود خارجی ندارند. از رهبری، مردم ایران، زندانبانان عذرخواهی کرد ولی حتی در عذرخواهی هم نخواستند اندک هویتی برای آسیبدیدگان قائل شوند. درحقیقت نتیجه عملکرد برخی مسئولان در جاهای مختلف این است که روزی، روزگاری در همین مملکت 2/98 درصد جمعیت کشور پای صندوقهای رای رفتند و در رفراندوم 12 فروردین شرکت کردند و در 28 خرداد سال جاری هم شاهد انتخاباتی بودیم که نتیجه آن مشهود است. گاه موکلانی که از زندان برمیگشتند و میگفتند که بازجو میگفته اینجا آخر دنیاست و ما آن را بزرگنمایی تلقی میکردیم اما حالا دیگر در منظر عموم قرار گرفته است.