بستن
کد خبر: ۱۰۰۱۲۶۲

روز شلوغ کرونايي

روز شلوغ کرونايي
فریور خراباتی

امروز آرايشگاه را باز کردم، گفته‌اند تا ساعت شش بايد باز باشيم. خب مشتري‌هاي من هم که مردم عادي نيستند، مسئولان زحمتکش هستند که معمولا صبح‌ها اصلاح مي‌کنند اما شب‌ها تصميم‌گيري مي‌کنند و به همين دليل اين اصلاح‌ها اغلب موفقيت‌آميز نيست.

چراغ را که روشن کردم، ناگهان استاندار تهران را ديدم که روي صندلي نوبت نشسته‌ است. جيغ زدم و پريدم کنار ديوار که به خودم آمدم. با صدايي لرزان پرسيدم:

من: شما؟ شما اينجا چي‌کار مي‌کنيد؟

به طور يقين کنکور 1400 حذف نخواهد شد. اصلا چطوري اومديد داخل؟

استاندار تهران: با سنجاق عزيزم! حالا اينا‌رو ولش کن! زود‌باش منو اصلاح کن که امروز کار زياده!

اين را گفت و پريد روي صندلي اصلاح!

من: خبريه امروز مگه؟

استاندار تهران: بله که خبريه! امروز قراره جلسه داشته باشيم براي تعطيلي تهران!

من: اين هفتصدمين جلسه‌تونه... نتيجه‌ آخري چي شد اصلا؟

استاندار تهران: ببين عزيزم! پيشنهاد تعطيلي دو هفته‌اي تهران از سوي ستاد مقابله با کروناي استان تهران مطرح شده و من به عنوان رئيس ستاد موافق اين پيشنهاد هستم!

من: خب؟ چرا تعطيل نشد؟ مگه کسي مخالفه؟

استاندار تهران: نه!

من: پس چرا تعطيل نمي‌کنيد؟

استاندار تهران: نمي‌دونم! اين سريالاي ترکي‌رو ديدي؟ بايد شصت قسمت صبر کني تا يه‌اتفاقي توش بيفته... الگوي مديريتي ما همين شکليه!

مشغول اصلاح استاندار تهران شدم که ناگهان سخنگوي شوراي شهر تهران سرش را مثل سخنگو انداخت پايين و پريد داخل و گفت؛

سخنگوي شوراي شهر تهران: کاهش ساعت کاري حمل‌و‌نقل عمومي تصميم صحيحي نيست، اين تصميم موجب نگراني شهروندان شده!

استاندار تهران: مي‌بيني داداش؟ هي تصميم اشتباه پشت تصميم اشتباه!

سخنگوي شوراي شهر تهران يک چاي براي خودش ريخت و قند را انداخت بالا و گفت؛

سخنگوي شوراي شهر تهران: ما بالا هميلو ميليم!

من: چي؟

قند را با چاي داد پايين و گفت؛

سخنگوي شوراي شهر تهران: ما والا همينو مي‌گيم! کو گوش شنوا؟

استاندار تهران: دود اين تصميم‌هاي غلط توي چشم مردم مي‌ره؟

سخنگوي شوراي شهر تهران: پس کي به داد اين مردم مي‌رسه؟ اين چه وضع تصميم‌گيري‌ست!

خدا وزير راه را خير بدهد که از راه رسيد و نجاتم داد. بعيد نبود يک فصل کتک مفصل بابت اينکه درست تصميم‌گيري نمي‌کنم از سخنگوي شوراي شهر و استاندار تهران بخورم.

وزير راه کتش را به جالباسي انداخت و گفت؛

وزير راه: بليت هواپيما هنوز گرونه؟

من: آره انگار!

سپس با کف دست روي پيشاني‌اش زد و گفت؛

وزير راه: اوه شوت! اوه ماد گاد! وات ايز د پرابلم!

که صداي جواد خياباني از بيرون آرايشگاه آمد که گفت؛

خياباني: واي بليت هنوز گرون يس؟ ارزان نو؟ ها؟

يک ليوان آب قند براي وزير راه درست کردم، استاندار تهران هم شانه‌هايش را ماليد تا کمي آرام شود و از ناراحتي بلايي سرش نيايد.

در همين حين مدير دفتر موسيقي وزارت ارشاد هم وارد آرايشگاه شد، سشوار رو مثل ميکروفن در دستش گرفت و گفت؛

مدير دفتر موسيقي وزارت ارشاد: بر طبل شادانه بکوب! پيروز و مردانه بکوب! برخيز و پرچم را ببر، بر سر در خانه بکوب!

من: چي شده مگه حالا؟

مدير دفتر موسيقي: مجوز برگزاري کنسرت در تهران صادر شد!

همين را گفت که استاندار تهران و وزير راه و سخنگوي شوراي شهر او را بغل کردند و دسته‌جمعي بر طبل شادانه کوبيدند.

من: توي اين وضعيت؟ با روزي 450 کشته؟

مدير دفتر موسيقي: آقا‌رو باش! رعايت دستورالعمل‌هاي ستاد ملي کرونا، ملاک برگزاري فعاليت‌هاي هنري است.

من: خود شما توي آرايشگاه دستورالعمل‌ها‌رو رعايت نمي‌کنيد، از مردم چه توقعي داريد؟

اخم کرد و جواب داد؛

مدير دفتر موسيقي: تو چرا انقدر حرف مي‌زني؟

سپس رو به وزير راه و استاندار تهران و سخنگوي شوراي شهر کرد و گفت؛

مدير دفتر موسيقي: آقا بياد بريم آرايشگاه سر کوچه ما! ارزونم حساب‌ مي‌کنه!

سپس همگي دست در گردن يکديگر از آرايشگاه خارج شدند.

يک ليوان آب براي خودم ريختم تا کمي آرام شوم که صدايي از بيرون گفت؛

- کنکور 1400 حذف نمي‌شود!

پريدم پشت در‌و سه قفله‌اش کردم که صداي ديگري از پشت در گفت؛

صداي بيرون: من که توييتاي خنده‌دار‌ مي‌زنم برات! تحليل‌هاي آبکي مي‌کنم برات، بذارم برم!

من: بله آقاي داوري! بفرماييد! آرايشگاه تا اطلاع ثانوي تعطيله!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار