نام افلاطون تا آنجا بلند و پرآوازه است که هر اهل کتاب و دانشي با حداقل ميزان مطالعه، شمهاي از او ميداند. فلسفه او، فلسفه بنيادين است. اساس و خميرمايه عمده تاريخ فلسفه جهان با نام اوست؛ و بدون اغراق شاهستون فلسفه است. چه فيلسوفان در گذر تاريخ از او و آثارش تاثير پذيرفتهاند، اگرچه خود در زمره فلاسفه بزرگاند. رابله، اراسموس، جان لاک، روسو و تا فلاسفه معاصر. اينها جملگي از نگاه عالمگستر و همهزماني او نشات ميگيرد، و توجه و تاکيد بر موضوعاتي که موضوع عام بشرياند. از اين رو هنوزاهنوز درباره او و آثارش کتابها نگاشته ميشود. در جامعه ما نيز افلاطون از جايگاه رفيعي برخودار بوده است و ترجمه مجموعه آثار او از سوي مترجمان مختلفي در دسترس علاقمندان آثار او قرار داشته و دارد.
افلاطون به گفته بسياري، معمار فلسفه سياسي جهان است؛ آموزههاي او تقريبا در تمام دورههاي مختلف منبع الهام و مورد بحث همه متفکران و معتبرترين محافل فلسفي جهان بوده است. از اين رو خواندن نوشتههاي جديد درباره او و آثارش، همواره سخن تازهاي براي مخاطب با خود دارد، و کتاب «افلاطون» (چکيده جامع کل آثار و يک مقابه از رالف امرسن) يکي از اين آثار جديد است که با ترجمه بهنام چهرزاد و از سوي نشر «شما» منتشر شده است؛ همانگونه که از عنوان کتاب برميآيد، قصد و تلاش مترجم براي نشاندادن آينهاي تمامنما از مجموعه کامل آثار افلاطون است، با اين ايده که اگر در اين عصر گذر عقلانيت به تفکر مدرن، فرصت مطالعه تمام آثار براي مخاطب امروزي، و به ويژه مخاطب نسل تازه راهافتاده و نوآيين به افلاطون، بتوان فضايي فراهم آورد تا چنين مخاطبي نخست شمايي کلي از تفکر و زبان فلسفه اين فيلسوف به دست آورده و سپس در صورت نياز به مجموعه آثار نزديک شود. کاري که در تلخيص متون ادبي و نزديککردن زبان گذشته به زباني امروزي بس به وفور ديده ميشود.
بهنام چهرزاد - مترجم کتاب - با اين نيت به کمال توانسته به مقصود خويش نزديک شود. از اين رو کتاب را ميتوان در دو بخش متمايز از هم ديد: بخش نخست حاوي شرح مختصري از زندگي افلاطون و پيشگفتاري در چگونگي کار و ارائه تفکرات افلاطون. باري اهميت کتاب در مقالهاي است که از رالف امرسن آورده، است. امرسن متن سخنراني خود را «افلاطون يا فيلسوف» نام نهاده است، بهطوريکه در نگاهي شيفتهوار فلسفه را برابر با نام افلاطون ميداند. براي خوانندهاي که نخستينبار کتاب افلاطون را به دست ميگيرد، اين مقاله بسيار راهگشاست. هم به لحاظ تبيين دقيق تفکر افلاطوني و هم به لحاظ زبان احساسگونهاي که براي آن به کار گرفته. باري براي ورود به تفکر افلاطون بخش نخست کتاب بسي راهگشا و زيبا فراهم آمده است.
اما در بخش اصلي که به چکيده آثار ميپردازد؛ تمامي مکالمات تحت عناويني نظير «ادبي، زيباشناختي اخلاقي، سياسي، اجتماعي، تاريخي، فلسفي، منطقي، جدلي...» دستهبندي شده است. اين مقولهبندي کمک ميکند به خواننده تا از هر کجا و هر موضوعي که علاقمند است، آغاز کند. نوع چکيده و تلخيص به گونهاي است که جذابيت خوانش را به همراه دارد. در اين ميان بايد رواني و سياليت متن و ترجمه سليس را نيز علاوه کرد. در چکيده هر بخش از مکالمات اساسا مرکزيت بر کليديترين مباحث مطرحشده از سوي افلاطون است، اگرچه ميتوان متصور شد اگر فرد ديگري دست به تلخيص متن افلاطون ميزد، چه بسا که چکيده ديگري به دست ميداد. باري آنچه مطرح است برداشت مترجم است از متن اصلي و کامل. با اين همه به نظر ميرسد گزينشها دقيق و مطابق با ميل و درک خواننده پيش خواهد رفت؛ چراکه نکات ذکرشده عمدتا تفکر مرکزي افلاطون به موضوعات فلسفي يا به بياني عقلي است. اوج اين درک عمومي در چکيده کتاب «جمهور» است که اساس تفکر افلاطون به شمار ميرود. از معرفي اشخاص موجود در «جمهور» تا برشمردن خصوصيات اصلي اين آرمانشهر. در اين کتاب سرفصل هاي کلي و عمومي در منظر ديدگان مخاطب گذاشته ميشود. اين شيوه اگرچه نشان از درک بيشتر کتاب از سوي مخاطب بسيار موثر واقع ميشود، اما به نظر ميآيد به جهت تفاوت آن با ديگر کتابها، فشردهتر بيان شده است. بااينحال، مترجم تلاش طاقتفرسايي در اين راه سخت و صعب متحمل شده است؛ راهي که در حوزه فلسفي تازه بوده و ميتوان به آن اميد بست تا از اين پس، با همت همين مترجم و البته ديگران، هموارتر گردد.
نام کتاب: افلاطون
(چکيده جامع کل آثار و يک مقابه از رالف امرسن)
مترجم: بهنام چهرزاد
ناشر: شما