آرمان - مشکلات فعلی جامعه ناشی از تخاصم جناحهای سیاسی و عدم درک آنها از یکدیگر نیست. شاید در تاریخ این کشور طی 2 تا 3 دهه گذشته هیچ زمانی این مقدار تفاهم میان جناحهای سیاسی ایران وجود نداشته است. البته این گفته بدین معنی نیست که جناحها در همه مسائل یک جور فکر میکنند، اما درک خیلی معین و مشخصی وجود دارد و فشاری که از جانب دشمن خارجی و کشورهای آزاردهنده وارد میشود به حدی است که به خوبی برای همه جناحهای سیاسی قابل درک است به نحوی که اکنون نوعی قرارداد و اتحاد نانوشتهای میان این جناحها بر قرار است. بنابر این میتوان برای بالابردن قدرت عقلانیت ملی و تدبیر سلسله گفتوگوهایی انجام داد، اما باید اذعان داشت که اکنون مشکل کشور عدم تفاهم اصلاحطلبان و اصولگرایان و درک متقابل این جناحهای سیاسی از هم، طی کردن مسیر متفاوت از سوی نهادها نیست و تفاهم کلی وجود دارد. گرچه واقعیت تلخ این است که این وضعیت برای بیشتر مردم توجیه شده نیست و در واقع مردم نمیتوانند به تحلیلی مشخص برسند که آیا اتفاق تعیین کنندهای رخ داده، مثلا این تفاهم به دلیل موضعگیریها در داخل کشور است یا بهخاطر سیاست خصمانهای است که طرف مقابل در پیش گرفته؟ لذا بخش قابل توجهی از جوامع شهری در پاسخ به این سوال درماندهاند و برای این پرسش پاسخ مناسبی نمییابند. اگر میتوانستیم سیاست گفتمانی مناسبی برای اقناع طبقات مختلف جامعه داشته باشیم وضعیت بهتر و میزان حمایت مردم نیز بیشتر میشد. ایران سالها در بحث پرونده هستهای و سیاستهای منطقهای و جهانی با کشورهای غربی در تخاصمی شدید بوده که دو دیدگاه در جامعه وجود داشته است. دیدگاه قابل توجه مورد نظر اصلاحطلبان این بود که باید به سمت تنشزدایی پیش برویم. البته پس از اینکه آقای روحانی روی کار آمد نوعی جمعبندی حاصل شد که با وجود انقلتها و مخالفتها سیاست میانهای در پیش گرفته شود، پرونده هستهای را حل کرده و به سمت تنشزدایی حرکت کنیم. این در حالی است که اکنون شرایط از سمت مقابل بهم خورده، اما این درک متقابل در جامعه بهوجود نیامده که در مقابل این اتفاق چه باید کنیم. آیا اگر به فرض دست دوستی به سمت غربیها دراز کنیم، مشکلاتمان حل خواهد شد؟ بهنظر میرسد اصلا چنین نیست. البته باید میان غربیها نیز تفاوت گذاشت چرا که هنوز میتوانیم با اروپاییها کار کنیم، اما با توجه به جمیع جوانب در شرایط فعلی نمیتوان هیچگونه همکاری با آمریکاییها داشت. لذا در شرایط حاضر هر نوع سیاست مماشات اشک کبابی است که موجب طغیان آتش خواهد شد. نگرشی که جامعه روی آن نظر داشته باشد وجود ندارد. به همین دلیل باید با جامعه بیشتر حرف بزنیم و سعی کنیم در شرایط فعلی جامعه را به همدلی بیشتر فرابخوانیم. برای این کار اصولگرایان زبان خاص خود را دارند که شاید بتوانند بخشهایی از جامعه را اقناع کرده و آنها را به اتحاد بیشتر فرابخوانند، اما شاید اگر ابزار تبلیغاتی بیشتری در اختیار اصلاحطلبان نیز قرار گیرد، افکار عمومی بتواند برخی از چالشها را درک کند. حتی میتوان در تلویزیون بحث آزاد گذاشت و به این وسیله فضای خیلی بهتری ایجاد کرد. هرچند تا حدی به نظر میرسد که سیاست صداوسیما بهتر شده، اما به هر حال زبان اقناعی اصولگرایان برای چنین تفاهمی کامل نیست و نمیتواند همه جامعه را در برگرفته و قانع کند. امید میرود فضایی بهوجود آید که بتوانیم بخشی از مشکلات ناشی از عدم تفاهم را حل کنیم.