آرمان - صندلی سخنگویی دولت از مردادماه سال گذشته خالی مانده است. از زمانی که محمدباقر نوبخت از سمت سخنگویی کنار رفت تا تمرکز بیشتری در مدیرت سازمان برنامه و بودجه داشته باشد، همتی برای انتخاب سخنگو از سوی دولت مشاهده نشده است. دلیل آنکه چرا این اتفاق افتاده است هنوز مشخص نیست و اظهار نظری در اینباره از سوی مسئولان امر اعلام نشده است. این در حالی است که بر حسب شرایط فعلی کشور و رواج تخریبها و فشارها بیش از پیش ایجاب میکند که دولت ضمن گفتوگوی بیشتر با مردم، اطلاعرسانی جدیتری هم در رابطه با اقداماتی که انجام میدهد، داشته باشد. مدت طولانی از عمر دولت بدون سخنگو گذشته است. خلأ سخنگو باید هرچه زودتر با معرفی گزینهای شایسته پر شود. با توجه به شرایط حاکم بر کشور و فشارهایی که بر دولت وجود دارد نیاز به اطلاعرسانی از سوی دولت امری ضروری است. متاسفانه دولت آقای روحانی از ابتدای روی کار آمدن در زمینه تبلیغات و اطلاعرسانی دچار ضعف بود. این ضعف موجب بهرهبرداری مخالفان دولت شد تا جایی که تلاشهای دولت را تحتالشعاع قرار داد. دولت رسانههای چندانی را در اختیار ندارد که مبلغ اهداف و عملکردهایش باشند و تنها خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه ایران و روزنامههای اصلاحطلب هستند که این بار را بر دوش میگیرند و تلاش میکنند اقدامات دولت را تبیین و جواب مخالفان را بدهند که البته تعداد آنها در برابر دیگر رسانهها چندان زیاد نیست. بنابراین دولت ابزار خاصی برای اطلاعرسانی در اختیار ندارد. در گذشته هم دولتها همواره در این زمینه تلاش کردهاند تا بتوانند از رسانه ملی بهره برده و نقطه نظرات دولت را منعکس کنند، اما معدود دولتهایی در این راستا موفق بودهاند. حال در دولت دوازدهم هم در بر همان پاشنه میچرخد و دولت نتوانسته همراهی رسانه ملی را به دست آورد و ابزار لازم را برای اطلاعرسانی در اختیار گیرد. شاید این موضوع که دولت ابزاری در حد شبکههای صداوسیما در اختیار ندارد خود دلیل بیانگیزگی دولت برای معرفی سخنگو باشد. اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی، چگونگی تعیین و حدود وظایف سخنگوی هیأت دولت اینگونه شرح داده است: «سخنگوی هیأت دولت که ریاست شورای اطلاعرسانی دولت را بر عهده دارد، با پیشنهاد رئیسجمهور و تصویب هیأت وزیران انتخاب میشود و ضمن هماهنگی و اخذ نظرات رئیسجمهور در کلیه موارد، عهدهدار وظایف وزیر است: الف- اعلام مواضع، سیاستها و خط مشیهای هیأت دولت در خصوص مسائل و موضوعات داخلی و خارجی کشور به صورت مستمر، ب- اعلام تصمیمهای هیأت دولت و تشریح مفاد و محتوای کلیه مصوبات، پ- پاسخگویی به سؤالهای مطبوعات و رسانهها و انجام مصاحبههای رادیویی و تلویزیونی.» حال در نبود سخنگو، رئیسجمهور و معاونان وی تلاش کردند که در فرصتهایی که پیش میآید پاسخ رسانهها و یا مخالفان را بدهند و به این ترتیب به تشریح خدمات دولت بپردازند، اما باز به نظر میرسد این کافی نباشد و معرفی سخنگو یک ضرورت انکار نشدنی است و باید دولت در این مسیر سرعت عمل بیشتری به خرج دهد. نبود سخنگو در مجموعه دولت باعث میشود که سیل اتهامات مخالفان به سمت این نهاد روانه شود. آنهایی که زمانی با اقداماتشان در شکل دادن وضعیت نابسامان اقتصادی کنونی دخالت داشتند و این شرایط نتیجه اقدامات آنهاست، اکنون در مقام طلبکار از دولت بر آمدهاند و ادعاهایی را مطرح میکنند که لازم است دولت پاسخ آنها را بدهد و افکار عمومی را نسبت به آن آگاه کند. داشتن سخنگوی توانمند که پاسخ مخالفان را بدهد و از اقدامات تخریبی آنها جلوگیری کند ضرورت دارد. دولت به هیچ وجه نباید در برابر اقدامات مخالفان سکوت کرده و صحنه را به آنها واگذار کند. کابینه دولت در فرصتهای مغتنم برخی مسائل را بیان میکنند اما در کل باید گفت چندان پاسخی به ادعاهای مخالفان داده نمیشود. بنابراین وجود سخنگویی که پاسخ مخالفان را به طور منطقی بدهد و مانع تشویش اذهان عمومی توسط مخالفان دولت شود، لازم است.