آرمان - ایران از جمله کشورهای حادثه خیز جهان است که انواع و اقسام بلایای طبیعی در آن مانند رانش زمین، زلزله، سیل پیشبینی میشود. فلات ایران به لحاظ زمینشناسی متنوع و جوان و از سطح دریا ارتفاع دارد و این اختلاف ارتفاع و اختلاف اقلیمها باعث میشود وقوع حوادث طبیعی در کشور فراوانی داشته باشد. متاسفانه با وجود علم به این شرایط، کار مدون و سازمانیافته در زمینه مقابله با بلایای طبیعی و بحرانهایی که احتمال دارد به وقوع بپیوندد، صورت نگرفته است. شاید قدمهای خوبی در بخشهای سازندگی و عمران و آبادانی انجام گرفته باشد، اما در زمینه مهار حوادث هیچ وقت یک نقشه راه روشن و شفاف طرح نشده است. عدم ترسیم نقشه راه یکی از دلایل اصلی وقوع چنین بحرانهای طبیعی است. دلیل دوم این بحرانها منفعتطلبی در استفاده از منابع ملی اعم از روی زمین و زیر زمین است که متاسفانه با توجیهات مختلف در سطح ملی و محلی مهار نشده است. جنگلها و رودخانههایی که باید حفظ میشد، با سهل انگاری به تدریج مورد استفاده نه تنها مردم بلکه دستگاههای رسمی و ارگانها قرار گرفت وتا آنجایی که میشد از این منابع سوءاستفاده کردند. به بهانه خشکسالی پیشروی در بستر و حریم رودخانه و شهرسازی در مسیر مسیلها صورت گرفت که خود مزید بر علت حوادث شد. در مجموع سیستم حاکم بر مدیریت و مقابله بر بحرانها در کشور از عقبه فکری ضعیفی برخوردار بوده و هست. بنابراین حال که مجلس و دیگر نهادها میخواهند علل و عوامل بحران را بررسی کنند باید علل و عوامل این چهل سال و حتی قبل از انقلاب را به چالش بکشند. لذا وزیری که در چهار یا پنج سال اخیر بر سر کار آمده به عنوان ضعیفترین حلقه این جریان است. در روزها و هفتههای گذشته که شاهد آوار سیل بر سر شهرها بودیم به جای اینکه تمام ظرفیتهای ملی و مدیریتی در خدمت مهار بحران بسیج شود، بخش عمدهای از ظرفیتها صرف تضعیف همدیگر شد. نقدهای سیاسی در فضای سیاسی باید انجام گیرد. اما شاهد بودیم، در فضای ملی که همه باید دربرابر مقابله با بحرانها تعامل به خرج دهند چنگ انداختن به صورت یکدیگر رواج یافت. تضعیف دولت در فضایی که پشتوانهای برای آن وجود ندارد چندان عاقلانه نیست. مشکلات چهل ساله اخیر را بر گردن یک نهاد انداختن راه به جایی نمیبرد. البته همچنان که باید بپذیریم که زمینه رویدادها به سالهای اخیر بر نمیگردد و تاریخچه بلند مدت به دنبال دارد، دولت هم باید پاسخگوی مشکلات در عمر ششساله خود باشد. مجلس به حکم وظیفه قانونی و نظارتی خود حق دارد که نظارت کند. اما انگیزه برخوردها هم حائز اهمیت است. اگر واقعا مجلس همتی برای رفع مشکلات سیل دارد، نمایندگان میتوانند باکمک مقامات محلی مسائل فعلی را مهار کنند و به کمک دولت بیایند، اما شاهد این هستیم که به جای ارائه راه حل دولت را سیبل کردهاند، در صورتی که وقت برای برخورد زیاد است. دولت کاستیهایی داشته و خود به آن اقرار دارد، اما لازم به ذکر است که دولت فعلی و دولتهای گذشته همه باید در برابر وقایع ملی و طبیعی پاسخگو باشند. برخوردهای مجلس با دولت چندان قربتالیا... نیست. چرا که مجلس خود نیز مسئول قوانین و مقررات و نظارتهای ضعیفی است که در دولتهای نهم و دهم داشته است و این قوانین ضعیف زمینه جنگلخواری، زمینخواری و تجاوز به حریم رودخانهها را فراهم کرده است. بااین وجود در شرایطی که بحران گریبان کشور و دولت را گرفته است، خلوصی از سوی مجلس در برخورد با دولت حس نمیشود. اینکه مجلس در مورد کوتاهیها و قصورها حساسیت نشان دهد مورد اقبال و پسندیده است، اما نزدیک به یک ماه مجلس تعطیل بود که در این مدت میتوانستند جلسه اضطراری تشکیل دهند و خیلی کارهای دیگر صورت گیرد که متاسفانه اقدامی نشد. به همین دلیل این احساس وجود ندارد که برخورد نمایندگان مجلس با دولت مطابق با استانداردهاست. در این شرایط بحرانی اولویت نجات و کمکرسانی به مردم است تا اینکه به قصورها پرداخته شود.