آرمان - پس از انتخابات 96 و پیروزی حسن روحانی به جای آنکه شاهد رونق اقتصادی در سطح کشور باشیم، شاهد اتفاقی خلاف این موضوع بودیم. با توجه به آنکه اصلاحطلبان از حامیان اصلی روحانی در این انتخابات بودند، با توجه به عملکرد ضعیف دولت طی دو سال گذشته، نگاه جامعه هم نسبت به اصلاحطلبان منفی شده به گونهای که حتی عنوان شده که اصلاحطلبان دیگر اعتبار اجتماعیای را که در گذشته در میان مردم داشتند از دست دادهاند و همین موضوع باعث میشود تا در انتخابات پیش رو جریان رقیب پیروز میدان شود. با توجه به تمام انتقادات هنوز برخی کارشناسان سیاسی معتقدند که اصلاحطلبان میتوانند علت حمایتشان از روحانی را برای مردم شرح دهند و دوباره اعتماد مردم را جلب کنند. در همین راستا «آرمان» گفتوگویی با اسماعیل گرامیمقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی داشته که میخوانید.
برخی معتقدند با ناامید شدن مردم از اصلاحطلبان، شانس پیروزی دلواپسان در انتخابات مجلس افزایش خواهد یافت.
هرگاه مردم ناامید شدند و از مشارکت در انتخابات سر باز زدند جناح اصولگرا و تندرو رای آورده است و صرفا به برکت عدم حضور مردم است که تندروها توانستهاند مجلس را در اختیار بگیرند. بنابراین به هر اندازه که به مردم بگوییم ناامید باشید، مسائل کشور حل ناشدنی است، معضلات کشور با این مدیران حل نمیشود، ما در مساله سیل نتوانستیم در حد مناسب و شأن ملت رفتار و کمکرسانی کنیم، در مساله زلزله ناکام ماندیم، در مساله جدیت در کنترل اقتصاد و مسائل دیگر کاملا ناکام بودهایم، بدون آنکه تحلیل درستی بر علت عوامل داشته باشیم. در این شرایط قاعدتا مردم ناامید میشوند.
مردم را چگونه باید به آینده سیاسی و اقتصادی کشور امیدوار کرد؟
اگر سیاسیون قصد دارند که مردم امیدوار باشند باید اعتماد آنها را جلب کنند، این اعتماد هم در صورتی کسب خواهد شد که با اتفاقات جدید، شوکی به جامعه وارد شود. قطعا عدم مشارکت مردم به نفع اقلیتی مانند جریان پایداری است. به قدرت رسیدن تندروها برای کشوری که میخواهد در مقابل ترامپ و آمریکا بگوید که مردم را پشت سر دارد، خسارت جبران ناپذیری خواهد بود.
مسئولان باید چه کنند؟
مسئولان در ابتدا میتوانند در مساله نگاه به فضای سیاسی کشور و با گشایش در این فضا و همچنین عفو عمومی برای افرادی که به دلایل سیاسی به خارج از کشور رفتهاند، گام موثری در این راه بردارند. در راستای انتخابات مجلس باید قانون انتخابات مجلس که یک قانون انتخاباتی دموکراتیک است به سوی پاسخگویی حرکت کند، استانی شدن انتخابات میتواند شوکی به جامعه در جهت پویایی و شادابی باشد. برای مردم و من به عنوان فعال سیاسی سوال است که چگونه میشود دوست ما با دشمن ما در ارتباط باشد؟ همپیمانان، متحدین ما با دشمنان ما در ارتباطند. شما شاهد هستید که ما حدود 6-7 ماه در روسیه اتحاد مستحکمی در رابطه با سوریه داشتیم اما روسها در هر زمانی که دلشان خواست پای مذاکره با آمریکا نشستند. کشور عراق با عربستان سعودی در سطح بالا رابطه دارد و نخستوزیرش به آنجا سفر میکند و همین عراق با آمریکا که دشمن ماست در حال مذاکره است و چین در میزگردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و مراودات مالی با آمریکاییها مذاکره دارد. تجربه نشان داده که ما در پای مذاکره استاد و حرفهای هستیم و تیمهای مذاکره ایران همواره در مذاکرات با موفقیت روبهرو شدند.
آیا عملکرد صداوسیما در ناامید شدن مردم نقش دارد؟
این رسانه با روندی که در پیش گرفته و انعکاسدهنده دیدگاه جریان اقلیت است، در حالی که از بیتالمال استفاده میکند، قاعدتا نمیتواند اعتماد را همراه داشته باشد. صداوسیما درباره CFT،FATF، محیط زیست، حوادث غیرمترقبه (سیل و زلزله) و همچنین مسائل خارجی مانند اینکه مذاکره کنیم یا نکنیم، عوارض و فواید مذاکره، و در موضوعات مهم داخلی مانند بررسی صلاحیتها دایره خود را وسیع نمیکند و اجازه نمیدهد دیگر دیدگاهها مطرح شوند. صداوسیمایی که از بیتالمال استفاده میکند و نباید بیشتر به یک جریان اقلیت توجه داشته باشد تا زمانی که این رویه در صداوسیما تغییر نکند و این مجموعه مهم در جهت عدالت کامل حرکت نکند، قطعا نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که به صرف گفتن اینکه مردم در انتخابات شرکت کنید، مردم هم اجابت کنند. با ادامه این رویه قطعا مشارکت مردم ضعیفتر خواهد شد و خودداری مردم از مشارکت هر نتیجهای هم که داشته باشد، برخلاف منافع ملی و نظام خواهد بود. اگر این موضوع را باور داشته باشیم که نظام درصدد کسب مشارکت مردم است، باید در روش صداوسیما تغییر صورت گیرد.
در سال ۹۶ اعتماد رایاولیها به اصلاحات با توجه به عدم اجرای وعدههای دولت تا اندازه زیادی مورد خدشه قرار گرفت. در انتخابات مجلس سال ۹۸ برای کسب اعتماد رایاولیها باید چه کرد؟
اصلاحطلبان باید با مردم روراست باشند به این تریبت که گفتار و عملشان یکی باشد. اصلاحطلبان برای آنکه در قدرت بمانند نباید مطالبات مردم را نادیده بگیرند، اگر مردم ببینند که اصلاحطلبان همچنان مطالبات آنها را به صورت شفاف و صادقانه مطرح میکنند و طرف مقابل همچنان علیه مطالبه مردم حرکت میکند، در هر شرایطی مردم میان این دو نگاه، اصلاحطلبان را انتخاب خواهند کرد، مگر آنکه جبهه اصولگرایان تندرو رویکرد جدیدی نسبت به مطالبات مردم داشته باشند که در آن صورت ما اصلاحطلبان هم از پیروز شدن اصولگرایان خرسند خواهیم بود. اما واقعیت آن است که باید تغییراتی در جهت اعتمادسازی مردم در سیاستهای کلان به نمایش گذاشته شود و مردم ببینند که برای مطالبات آنها ارزش قائل میشوند. در حال حاضر مردم به رئیسجمهور رای میدهند، اما رئیسجمهور نمیتواند دیدگاههای خود را پیاده کند، حتی نمیتواند در حوزه دیپلماسی مطابق اعتقاد و باورش عمل کند. به عبارت دیگر تمام اختیارات در دست رئیسجمهور و قوه مجریه نیست و دیگر نهادها هم باید در جهت اعتمادسازی مردم تلاش کنند. بنابراین اصلاحطلبان باید بر مواضع خود صادقانه تاکید کنند. متغیرهایی وجود دارد که در صورت افزایش مشارکت بخشهایی متضرر میشوند و بخشهایی فایده میبرند که یکی از آنها اصلاحطلبان هستند و دیگری هم حاکمیت، بنابراین همه بخشهای حاکمیتی باید تلاش کنند. مشارکت حداکثری مردم دوسویه برنده دارد، حاکمیت و اصلاحطلبان. کاهش مشارکت مردم یک سویه برنده دارد؛ جریانات تندرو. بخشهای حاکمیتی و اصلاحطلبان هرکدام به اندازه توانشان در جهت اصلاح امور حرکت کنند. اگر ما نتوانیم جامعه را در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اصلاح کنیم، قطعا این موضوع برای نسل جدید پذیرفتنی نیست و آنچه که اتفاق خواهد افتاد سرخوردگی مردم خواهد بود.