آرمان - روز گذشته رئیسجمهوری عنوان داشتند که اردیبهشت ماه جاری از مقام معظم رهبری خواستهاند تا بهدلیل شرایط «جنگ اقتصادی» علیه کشور، ایشان شخصا به عنوان رهبر انقلاب، فرماندهی این جنگ را برعهده بگیرند که ایشان فرمودند:«هم شرایط شرایط جنگ است و هم فرمانده لازم است؛ فرمانده خود رئیسجمهوری باشد.» همگان میدانند که در این جنگ تنها دولت نمیتواند در مقابل دشمن بایستد و لازم است تمام قوا، نهادها، سازمانها، ارگانها و جریانات سیاسی و عامه مردم به میدان بیایند. اگر باور به این جنگ در کشور وجود دارد، باید سازوکار آن را نیز مهیا کرد و اتاق فرماندهی که در این باره شکل گرفته به نام «ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی»، مسئولیتهایی دارد که اکنون مسئولیت آن بر عهده معاون اول رئیسجمهوری است. البته بهتر این است که برای اثرگذاری بیشتر مصوبات و تصمیمات، شخص آقای رئیسجمهور اداره جلسات را برعهده بگیرند. اگر همه اجزای کشور معتقدند که باید برای مقابله با این جنگ با تمام قوا وارد عرصه شد؛ مانند دوران دفاع مقدس که مردم نقش اصلی در پیروزی و مقاومت در برابر دشمن را داشتند، اکنون و در عرصه «جنگ اقتصادی» هم باید مردم به میدان بیایند و نقش آنان مورد توجه جدی مسئولان قرار بگیرد، زیرا مردم و حمایت و همراهی آنها میتواند کشور را پیروز این جنگ کند. نکته دیگری که حائز اهمیت است، داشتن روحیه جهادی و انقلابی و حلول آن در همه قوا و کلیت نظام است که باید شکل گرفته و این روحیه متبلور شود. در دفاع مقدس وقتی فرماندهان تصمیم به انجام کار بزرگی میگرفتند، اول خودشان به اصطلاح به خط میزدند و سپس به نیروهای رزمنده میگفتند بیایید! اکنون در ستاد اقتصاد مقاومتی وقتی تصمیمی اتخاذ میشود، اولین کسانی که به خط میزنند دلالان، واسطهها، سودجویان، اختلاسگران و منفعتطلبان هستند تا نیروهای مخلص و جهادی و متعهد؛ این روحیه باید تغییر یابد. باید مردم به شکلی مورد توجه قرار بگیرند که به عنوان سرمایه اجتماعی اصلی کشور، مسئولیت کلیدی جبهههای این نبرد اقتصادی را عهدهدار باشند، نه اینکه مردم به حاشیه رانده شوند و منفعتطلبان نبض کار را در اختیار بگیرند. متاسفانه مشاهده میشود که اکنون رانتخواران و دلال صفتان بیش از دیگران در عرصه اقتصادی فعالیت میکنند و پویایی دارند تا تولیدکنندگان و مردم و یا صنعتگران واقعی که هدفشان خدمت به کشور و مقابله با این نبرد اقتصادی است. بنابراین باید روحیه جهادی و یا تفکر انقلابی هر چه زودتر به عرصه اقتصادی کشور وارد شود و رئیسجمهوری هم باید با چنین نگاهی فرماندهی را برعهده بگیرند. اما برای مثال در زمینه بودجه نویسی که باید مباحث مربوط به جنگ اقتصادی لحاظ شود، عیوب ساختار بودجه عیان شده است زیرا بر مبنای درآمد حاصل از فروش نفت نگاشته شده که این امر مشکلات خاص خود را دارد. مشکل اقتصاد کشور (حتی با وجود فروش نفت بالا) سیاهچالههای اقتصادی است که هر مقدار بودجه که به اقتصاد تزریق شود، توسط این سیاهچالهها بلعیده میشود؛ بانکها، طلا، ارز، مسکن، رانتخواری و نهادهای نظارتگریز و غیره از بودجهخواران عرصه اقتصاد کشور محسوب میشوند. درآمد بالا بدون ساختار بودجهریزی صحیح، باعث هرز رفتن منابع خواهد شد که تاکنون شاهد چنین امری بودهایم. در نتیجه برای مقابله با «جنگ اقتصادی» دشمنان، وقتی ستاد این جنگ به فرماندهی آقای رئیسجمهوری تشکیل میشود، اعضای این ستاد باید به مثابه فرماندهان جنگی که به خط مقدم میزنند، باید از جان و مال خود بگذرند و با صرفهجوییهای بودجهای، چابکی و کارایی دستگاهها و تدابیر بهنگام، بتوان به موفقیتهای مد نظر که همانا پیروزی در این عرصه و عبور دادن کشور از پیچ تند اقتصادی تحریمی است، رسید. نکته مهم دیگر، درگیر کردن تمام قوا و نهادها با دولت و ستاد فرماندهی است که اگر این وظیفه، حساسیت و استراتژی برای عبور از بحران پیش روی نباشد، قطعا موفقیت حاصل نخواهد شد. اکنون تنها 60درصد اقتصاد در دست دولت است و بقیه در اختیار اقتصاد غیررسمی است. اگر بنا باشد در این راه بنیادها، نهادها، ارگانها، سازمانها و قرارگاهها راه خود را بروند و دولت را در این عرصه تنها بگذارند، از تمام توان در برابر جنگ افروزان اقتصادی استفاده نخواهد شد و در کار فرماندهی خلل ایجاد میشود. از سویی اگر قرار باشد در این میان گروههای سیاسی هم به فکر تسویه حسابهای سیاسی باشند و جناح مقابل را تضعیف کنند، امکان مقابله با این نبرد مهیا نخواهد بود. باید یک عزم ملی پشت مسئولان و فرماندهان اقتصادی باشد و همه باور به این جنگ داشته و از هیچ کوششی برای پیروزی در این جبهه، فروگذار نکنند.