آرمان - پس از چند سال مجددا بحث انتقال پایتخت در جلسهای با حضور معاون اول رئیسجمهوری و رئیس شورای شهر تهران مطرح شده است که در این باره ذکر چند نکته ضروری است. اولا چرا میخواهند پایتخت را انتقال دهند؟ لابد طراحان بحث جمعیت، ترافیک، آلودگی هوا، آسیبهای اجتماعی، مشکل تامین آب شرب و غیره را مطرح میکنند که پایتخت سالهاست با چنین مسائلی درگیر است. اگر منظور انتقال پایتخت سیاسی باشد، بحثی متفاوت است که در آن برخی وزارتخانهها، سازمانها و ادارات مهم از پایتخت جدا شده و به شهرهای دیگر منتقل میشوند اما در همین مورد هم سوالی مهم وجود دارد که باید کجا بروند؟ در حالی که بزرگترین معضل فعلی، مساله تامین آب است که البته در منطقه و جهان هم مطرح بود و گریبان سرزمین ایران را گرفته است. حال پایتخت به کجا منتقل خواهد شد؟ در کدام نقطه؟ با کدام منابع طبیعی؟ و غیره. برای انتقال پایتخت آیا اعتبار و بودجهای تعریف شده است؟ اکنون کشور به لحاظ بودجهای و منابع درآمدی شرایط خاصی دارد. در حالی که کشور در تحریم است و مشکل فروش نفت و بازگردان پول آن برای مدیران معضلی شده،
صحبت کردن در این باره و حتی برگزاری جلسه و نشست هم چندان اصولی نیست. دوم اینکه بر فرض پایتخت هم منتقل شد، با 12 میلیون جمعیت ساکن در آن چه باید کرد؟ آیا قرار است این جمعیت را با همه آسیبها، مشکلات و معضلات شهری، فرهنگی و اجتماعی تنها گذاشت؟ در صورتی که تهران دیگر پایتخت نباشد، چه چارهای برای مشکلات متعدد آن اندیشیده خواهد شد؟ چه گرههایی گشوده میشوند؟ چرا آن زمانی که طرحهای متعدد جامع و تفصیلی تهیه و ارائه میشد، کسی آنها را اجرا نکرد؟ تهرانی که قرار بود حداکثر جمعیت آن 5/4 میلیون نفر باشد، مدام طرحهای مختلفی تهیه شد و دولتمردان این 40 سال با رفتار و برنامههای خود، پایتخت را به مرور به 7 میلیون و 10 میلیون و اکنون حدود 13 میلیون رسانند، با این وفور جمعیت چه باید کرد؟ راهکار مدیریت این جمعیت چیست؟ شهری که دچار کمبود آب است، بسیاری از ساختمانهای آن روی گسل قرار دارند، معضلات اجتماعی زیر پوست شهر زیاد شده و برای ترافیک و آلودگی هوا که مشکل کهنه تهران است، چه برنامهای اندیشیده شده است؟ کسانی که چنین طرحی را مطرح میکنند و به آن دامن میزنند باید پاسخ تمام این پرسشها را بدهند و جامعه را قانع کنند.
غیر از کویر لوت در کجای ایران میتوان منطقهای یافت که گسل زلزله نباشد تا بخواهیم یک پایتخت ایمن در آن بنا کنیم؟ تهرانی که در جنوب رشته کوه البرز قرار دارد و به واسطه همین رشته کوه، برف و باران را پشت سدهای خود نگه میدارد و امروز از چند سد برای آب آشامیدنی و مصرفی آن استفاده میشود و حتی حقآبه کشاورزان صرف آن میشود، در حالی که در سالهای کمباران همین سدها هم پاسخگوی نیاز جمعیت 12 یا 13 میلیونی تهران نیست، در کجای ایران میتوان چنین امکانی را برای پایتخت آینده در نظر گرفت؟ اکنون تهران به دلیل برداشت بیرویه از 2000 حلقه چاه رسمی هزاران چاه غیرمجاز دیگر و مصرف سفرههای زیرزمینی، با معضل فرونشست زمین روبهروست که بالاترین میزان در جهان را به خود اختصاص داده است. یعنی تهران روزی یک میلیمتر و سالی 36 سانتیمتر نشست زمین دارد که در جهان اول است! علت چنین نشست هولناکی برداشتهای بیرویه و بیحساب و کتاب از منابع آب زیرزمینی است. بنابراین اگر قرار است این نوع مدیریت ادامه پیدا کند، در پایتخت جدید هم، همین بساط به راه خواهد بود و اگر قرار باشد بر اساس عقلانیت، تخصص، برنامهمحوری، کار فنی و کارشناسی عمل شود،
تهران فعلی را هم میتوان نجات داد. طرح این مباحث برای دولتی که مشکلات متعدد دارد و برای مدیریت شهری که به تازگی ثبات یافته، جز ایجاد حاشیه و اتلاف وقت و انرژی حاصل دیگری ندارد.