بستن
کد خبر: ۸۸۰۵۵

بحران کشمیر، ابهام استراتژیک در روابط هند و پاکستان

بحران کشمیر، ابهام استراتژیک در روابط هند و پاکستان
نوذر‌ شفیعی - استاد دانشگاه

آرمان - ریشه درگیری‌ها و مناقشات مرزی هند و پاکستان به سال 1947 برمی‌گردد. زمانی که شبه قاره هند براساس بیانیه مونت باتن تقسیم می‌شود. در آن زمان تکلیف کشمیر چون یک شاهزاده‌نشین مستقل بود، مشخص نشد و بلاتکلیف باقی ماند. بعدا پاکستانی‌ها معتقد بودند که براساس سند تجزیه شبه قاره هند، کشمیر باید جزو پاکستان باشد. چون هم مردمش مسلمان و هم سرزمینش چسبیده به پاکستان است، ضمن اینکه اهالی‌اش هم خواستار پیوستن به پاکستان هستند. اما هندی‌ها معتقد بودند پادشاه (مهاراجه) کشمیر تعیین تکلیف می‌کند. این اتفاق باعث شد پاکستانی‌ها به کشمیر حمله کنند و اولین جنگ بین هند و پاکستان در سال 1948 اتفاق بیفتد. خطی که امروز خط کنترل یا آتش بس شناخته می‌شود، فعلا مرز رسمی هند و پاکستان است. بنابراین تا الان دو جنگ به طور مستقیم و یک جنگ به طور غیرمستقیم بر سر کشمیر بین هند و پاکستان اتفاق افتاده و در عین حال جنگ‌های کوتاه مدت مختلفی هم بین شان حادث شده. درحقیقت کشمیر، آتش زیر خاکستر و یکی از طولانی‌ترین بحران‌هاست. پاکستان مدعی است تا کشمیر به پاکستان ملحق نشود، وحدت ملی پاکستان و حتی تجزیه شبه قاره هند تکمیل نخواهد شد. هندی‌ها برعکس کشمیر را جزو لاینفک خودشان به این دلیل استراتژیک می‌دانند که اگر کشمیر را از دست بدهند، خیلی از ایالت‌های هند تجزیه خواهد شد. بنابراین برای هر دو این حساسیت ملی وجود دارد ضمن اینکه کشمیر سرچشمه بسیاری از رودخانه‌هایی است که به هند و پاکستان می‌ریزد. درواقع کشمیر یک سرزمین بی‌کیفیت نیست بلکه سرزمینی مملو از ثروت و فرصت برای هند و پاکستان است. طبعا موضوعی با این پیچیدگی، بعضا تحت تاثیر حوادث مختلف فعال می‌شود. الان پاکستانی‌ها بعضی از گروه‌های تروریستی را تشویق می‌کنند تا در کشمیر هند حضور پیدا کنند، به خاک هند وارد شوند و در آنجا عملیات تروریستی انجام دهند که آخرین مورد چند روز پیش بود که طی یک عملیات تروریستی 40 نفر سرباز هندی کشته شد. هند دست به اقدام تلافی‌جویانه زد و 10 فروند میراژ دست به حمله هوایی زدند و به گفته هندی‌ها، 200 شبه‌نظامی که پاکستان آنها را تجهیز می‌کند و به داخل کشمیر می‌فرستد، کشته شدند. این عامل محرکه یک مناقشه جدید است ولی ریشه بحران همان بحث قدیمی است. البته رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی هم روی این فرایند تاثیرگذار است. چینی‌ها و پاکستانی‌ها یک محور ضد هندی را تشکیل می‌دهند و آمریکایی‌ها و هندی‌ها یک محور ضد چینی را تشکیل می‌دهند.

اگر مناقشه‌ای بین محور روابط هند و پاکستان فعال شود ممکن است بازیگران منطقه‌ای هم به این بازی ورود کنند. البته چون دو کشور هند و پاکستان دو قدرت اتمی هستند، بعید است یک مناقشه دامنه دار بین شان حادث شود. ولی به هرحال حوادثی از این قبیل که یکی از حوادث خیلی مهم در روابط دو کشور است، فعلا حادث شده و ممکن است اگر درست مدیریت نشود، به یک مناقشه جدی‌تر تبدیل شود. درباره خود کشمیر هم فرمول‌های حل مختلفی ارائه شده و دستکم هفت سناریو برای حل این بحران مطرح کرده‌اند. یکی حفظ وضع موجود که همین خط کنترل بین دو کشور است که مبنا قرار بگیرد. دیگری سناریوی یک کشمیر بزرگتر است. یعنی کشمیر تحت کنترل هند و کشمیر تحت کنترل پاکستان مستقل شوند و یک کشمیر جداگانه‌ای تشکیل دهند و پنج سناریوی دیگر. ولی همه اینها در تئوری بوده و در عرصه عمل هندی‌ها مطلقا به تقسیم کشمیر رضایت نمی‌دهند و مطلقا نمی‌خواهند یک بازیگر خارجی تحت هر عنوانی میانجی‌گر باشد یا پای نهادی مثل سازمان ملل در بحران کشمیر باز شود. برعکس پاکستان با شلوغ کردن بحران کشمیر سعی می‌کند آن را یک موضوع بین‌المللی جلوه دهد و پای دیگران را به این موضوع باز کند و این روند بیش از هفتاد سال است که در روابط دو کشور وجود دارد.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی