آرمان - دستگاه نیت خوانی ندارم اما استعفای ناشی از دلشکستگی محمدجواد ظریف اگر رسمی و پذیرفته شود که انشاءا... نمیشود، فقط نوک کوهی یخی است از بخشینگری حاکم بر سیاست خارجی کشور در این چهل سال که در دهه اخیر و در پی تحولات بهار عربی بیشتر رخ مینماید! دلهای بندزده شده بیشمار دیپلماتهایی وجود دارد که در این دوران حساس سیاست خارجی مملکت در این بخش فعالیت کرده و با سیلی صورت سرخ نگه داشتهاند تا منافع ملی لطمه نخورد. مخصوصا دیپلماتهایی که در صحنه خاورمیانه فعال بودهاند! و بیدلیل نیست که خاورمیانه هم سختترین صحنه فعالیت دیپلماتیک و هم مزیت نسبی سیاست خارجی کشور شده است. اما این بار نگرش بر روند دیپلماسی و سیاست خارجی ایران که حتی وزیر امورخارجه کشور را نه تنها در رده سایر شرکت کنندگان در ملاقات بشار اسد با رهبری بلکه در حد مترجم هم مورد اعتماد نمیداند! و یا سفر آنقدر محرمانه تلقی میشود که در ملاقات با رئیسجمهور نه پرچم سوریه تدارک دیده میشود و نه لباسی مناسب و رسمی برای مترجم این ملاقات! چه رسد به لزوم اطلاع دادن به وزیر امورخارجه برای شرکت در ملاقات! نشستن رئیس یک کشور در ملاقاتی بدون پرچمش تنها کار نابلدی او نیست بلکه تبعات منفی نیز برای آن رئیس کشور دارد! اما کاش این استعفای غیر رسمی تلنگری باشد برای بیداری مسئولان کشور و برگرداندن وزارت امور خارجه به جایگاه اصلی خودش! از طرف دیگر واقعیت امر این است که هم کشور و هم تحولات منطقهای و بینالمللی چنین ظرفیتی ندارد که اینگونه تنشها را بتواند تحمل کند. متاسفانه انسجام مورد نیاز برای طراحی و مدیریت سیاست خارجی در حد مطلوب وجود ندارد و از این بابت کشور متحمل لطماتی شده و میشود. ضروری است در کشور به گونهای عمل شود که وزیر امورخارجه هرکسی باشد از منظر پیامی که به دنیا میدهیم هم از منظر سازمانی و تدوین ساختاری که کارآ و توانمند باشد و هم از منظر شخصی که سکان این وزارت را در دست دارد در جایگاهی قرار گیرد که بتواند کیان این وزارتخانه را حفظ کند تا بهجای منافع بخشی، مصالح ملی در تصمیمگیریها و اجرای سیاست خارجی حاکم باشد و چکش نهایی نحوه تعاملات سیاست خارجی توسط وزارت امورخارجه زده شود و مشکلات قبل از ایجاد و راه افتادن جو رسانهای داخلی و خارجی حل وفصل شود. انشاءا...