آرمان - با وجود توصیههای بزرگان متاسفانه باز هم برخی شعارهای خاص و پلاکاردهایی با مضامین مخالفت با «FATF»، مخالفت با دولت و مجلس در دست میگیرند البته طبیعی است که برخی از فرصت استفاده میکنند و نظرات خود را بیان میکنند. اما آن چه که بیشتر حائز اهمیت است، کاهش چسبندگی و همبستگی اجتماعی در کشور است. تشتتآراء برای جامعهای که اهداف مشترک زیادی با هم دارند و باید در روز ملی درکنار هم یک هدف واحد را دنبال کنند،عجیب است. رفتارها به قدری در تضاد با هم هستند که حتی یک شعار واحد هم سر داده نمیشود. این همانا خواست دشمنان این کشور است که خواستارتفرق هستند. برای مثال در راهپیماییهایی که در کشور بهصورت رسمی برگزار میشود برخی با سر دادن شعارهای تفرقهانگیز فضا راغبارآلود میکنند. آنچه که باید مورد دغدغه مسئولان کشور باشد این است که اتاق فکر دشمنان، در زمینه ایجاد تفرقه و چند دستگی در جامعه، بسیار خوب و قویعمل میکند. آنها توانستهاند در زمانی که همگان دراندیشه تقویت وحدت و همبستگی ملی باشد، دراتحاد مردم رخنه کنند اکنون پرسش این است که چرا جامعه به این سمت حرکت کرد و در کنار هم بودن و در یک موضع قرار داشتن را نمیتوان در کشور در حد انتظار مشاهده کرد؟ حقیقت این است که در دشمن شناسی ضعفهایی وجود دارد و به جای اینکه توجه به دشمن بیرونی بشود، در داخل دست به دشمنسازی زده میشود! بخش زیادی از انرژی نیروها، گروهها و جناحها صرف دشمنسازیهای داخلی میشود که مصداق بارز هدر رفت انرژی و توان داخلی است. این دلواپسان دیگر به رئیسجمهور هم به عنوان مقام دوم کشورهم احترام نمیگذارند و رئیس جمهوری که درچارچوب نظام و متناسب با خواستهای کلیت نظام سخن میگوید را مورد هجمه قرار میدهند. سوال این است که کم لطفیها، نامهربانیها و مواضع تند علیه این دولت و رئیس جمهوری را چگونه باید ارزیابی کرد؟ این رفتارها باعث تاسف است. دلواپسان آنقدر درگیر موضوعات سیاسی و جناحی هستند که فراموش میکنند باید بر علیه کسانی شعار دهند که عامل مشکلات و تحریمهای ملت ایران هستند و نه دولت نظام جمهوریاسلامی. این مقدار تفرق،اختلاف و مرزبندی به ضررانقلاب و کشور تمام میشود. باید در راستای هم افزایی و همبستگی مردم و گروههای سیاسی کشور تلاش شود. باید به جوانان و نوجوانان آموزش داده شود که همه ضدانقلاب نیستند و هرکسی که طوردیگری فکر میکند و یا سخن میگوید، ضدیتی با انقلاب و نظام ندارد. از سال 88به این سو، جریان انقلاب دچار آسیب شد. با یک انتخابات کشور و گروههای سیاسی به جزایری جدا ازهم تبدیل شد. شاید این امر به سیاست زدگی تعبیر شود اما هر چه که باشد، نفعی به انقلاب نرسیده و نخواهد رسید. از جدایی وعدم همبستگی ملی و سیاسی، دشمنان سود خواهند برد. انقلاب و نظام زمانی بهره میبرد که همه آحاد جامعه و گروهها زیر یک پرچم حرکت کنند. باید ریشه دشمنیهای خشکیده شود. چرا باید درک سیاسی و موقعیت شناسی سیاسی تا بدین حد ضعیف باشد؟ هنوز آموزشهای سیاسی لازم به افراد و گروهها داده نشده است تا در بزنگاهها تصمیمات درست و ملی بگیرند. باید نوجوانی که علیه یک جریان سیاسی پلاکارد به دست میگیرد و شعار میدهد، بداند که جریان اصلاحات و اصلاحطلبان به این کشور خدمت کردهاند و پای نظام ایستادهاند و همواره گرمابخش عرصه سیاسی کشور بودهاند. باید برایجاد وحدت و دوستی تاکید شود تا از سوءاستفاده بدخواهان وافراد ناآگاه جلوگیری شود. هر فرد و یا جریان سیاسی که وحدت و انسجام ملی را نمیخواهد و دانسته و ندانسته اعمال وحدت شکن انجام میدهد، خائن است و باید او را آگاه و بیدارکرد.